ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیطون بلا 62

کونمو به طرفش قمبل کرده و گفتم چطوره خوشت میاد ؟ دوست داری همیشه مال تو باشه ؟ اگه خوشت میاد بکن توی کونم ..
دیگه زیادی داشتم لوسش می کردم . ولی اونم نمونه یک مرد احمق بود .. مردی که میشه  اونو با سکس فریب داد . و بیشتر مردا بنده هوسشون هستن . به خیال خودشون خیلی زرنگن . می تونن خیلی از زنا رو فریب بدن البته خارج از میدون . ولی وسط گود این اونا هستن که شکست می خورن . باید خیلی مراقب می بودم که در این مبارزه دلرحم نباشم . چون سر خودم بریده می شد . -
بذار تو چنگیز ..  مگه این همه فلان می کنم و بهمان می کنم تو فیلمه ؟ نشون بده خودت رو ..
اونو به هیجان آورده بودم .
-مثل این که خیلی خسته شدی عجله نکن . بهت فرصت میدم .
دقایقی گذشت تا این که حس کردم اون تونسته توانشو به دست بیاره .
-چقدر به کونم روغن می مالی ..
 ولی خوشم میومد از تماس انگشتای دستش با کونم . کیرشوخیلی آروم به سوراخ کونم چسبوند و یواش یواش اونو فرو کرد اون داخل .. دیگه اونو گذاشتم به حال خودش که هر کاری دوست داره انجام بده . ولی همه اون هارت و پورت هاش همراه با خودش خوابیده بود و منم در خماری یک سکس دبش موندم هر چند که دوست نداشتم  اون خودشو زیاد با من در گیر کنه . دیگه قبل از این که بخوابه حس می کردم که داره با یه بی حالی خاصی با هام ور میره  . تا اوایل بعد ازظهر فر دا رو پیش من موند و تا می تونستم مخشوکار گرفتم . .. دو سه روز بعد یه تماسی از طرف چنگیز داشتم که  بیام به فلان بنگاه باهام کار داره .. نمی دونم چه کاری داشت وچی می خواست  . من و اون که کار خاصی با هم نداریم ومن در ظاهر بدون این که مدرکی از خودم به جا بذارم باید هواشو می داشتم دیگه نمی دونستم بنگاه رفتن ما برای چی می تونه باشه .
- چه خبر شده عزیزم . سر در نمیارم
-اومدم تا یه چیزی رو به نام عشقم بکنم .
 نفهمیدم چی داره میگه  ..
-یه دقیقه بیا بیرون با هات کار دارم
 -چه خبر شده !
-ببین من می خوام این آپار تمانی رو که توش زندگی می کنی به اسم تو بخرم .
 -به همین سادگی ؟!
-کدوم سادگی ؟! وقتی پولشو بدی و یه خورده هم اضافه بدی دیگه کار تمومه .یعنی دارم به خودم میگم .من اونو به اسم توقول نامه کردم . فقط باید امضا بزنی .
-ببینم مشخصات منو از کجا داشتی ..
-دیگه به اونش کاری نداشته باش .
 -ببینم من حوصله درد سر و گرفتاری و از این حرفا رو ندارم . من کارمو دوست دارم و نمی خوام به این آسونی بیکار شم . یه بار خواستی با این سامان برای من درد سر درست کنی و دیدی که نشد و من خیالم نیست و از خودتون هستم .
-نه شراره . عزیزم . من شناختمت و فهمیدم که چقدر با مرامی .. الان قراره یه وام سنگین دیگه هم بگیرم و با هاش کلی جنس وارد کنم .
صفیه و یکی دو تن دیگه از کار کنان در مورد جبار می گفتن که اون در قاچاق مواد مخدر هم دست داره  ولی تا به حال دم به تله نداده .اگه این طور باشه من یکی دیگه اصلا عذاب وجدان ندارم که بخوام شرش رو کم کنم . این که بخوام صاحب این خونه ای باشم که درش زندگی می کنم هیجان زده ام کرده بود .
-بخونش شراره .. مو لای درزش نمیره . فروشنده که من نیستم تو هراس داشته باشی . خریدار هم خودتی بدون این که یک ریال پولشو بدی . تازه همه کارای مربوط به نقل و انتقالشو خود فروشنده انجام میده و نیازی نیست که تو کاری در این مورد انجام بدی .
نمی دونم چه عاملی باعث شد که من بپذیرم . شاید به این خاطر که هیچ دلیل و مدرکی نبود که ثابت کنه که چنگیز بابت خرید خونه به من پول داده  . ذوق زده شده بودم . آیا این باعث میشه که من تحت تاثیر قرار بگیرم وفکر کنم که آدم بی مرامی هستم که می خوام این قاچاقچی یا زالوی اقتصادی رو لو بدم که دهها میلیون تومن پول وامو صرف کارای دیگه ای می کنه که در پرونده وامش قید نشده ؟ خیلی های دیگه هستند که با وامشون اون کاری رو که باید انجام نمی دن ولی چنگیز درسطح کلان داشت به جامعه ضربه می زد و از طرفی این چیزی که صفیه به من گفته منو توی فکر فرو برده . امضا رو که زدم  و به همراه چنگیز رفتم بیرون .. بهش گفتم ببینم شیرینی شو حالا می خوای یا وقت دیگه ای ..
 -نه باشه برای وقت دیگه . فقط من فردا یه تقاضای جدید میارم اگه بتونی امضاش بزنی و زود تر تاییدشوبگیری ممنون میشم .. فکرم بود پیش این که قبل از این که چنگیز رو له کنم بتونم سامانو داغونش کنم که اون جوری منو له کرده  با این باند کثیف در گیر کرده بود .
 -چنگیز جون مامان سامان خان خوبه ؟
 -مامان کجا بود . انگاری پریشب هم بهت گفته بودم که همه اینا کلک بود .. خیلی خبرشو می گیری ها.
 -نه ولی نمی دونم چرا تازگی ها زیاد مزاحم دارم . فکر می کنم اون بهم زنگ می زنه . با کارت زنگ می زنه که نشناسمش ..
- تو فقط یه اشاره کن ..
-من تا مطمئن نشم واسه کسی درد سر درست نمی کنم . چرا بی جهت به یکی تهمت بزنم . ولی دوست ندارم مرد دیگه ای به زنی که متعلق به چنگیز خانه دست درازی کنه .. فقط یه خورده باید منتظر می موندم تا کارای مربوط به نقل و انتقال خونه تموم شده و خاطرم آسوده شه که مالک اون منم و بعد بخوام ضرباتمو وارد کنم . اگه موفقیت با من باشه درد سر زیادی نداره .  باید یه تماس هم با عباس جون می گرفتم تا ببینم باید چیکار کنم .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی