ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 91

نمی دونم اون چه جوری خودشو رسوند این جا . از کجا اومد و با چه شرایطی . ولی من خودمو کاملا مرتب کردم .  بعدشم تا می تونستم بادمجونا رو مدل به مدل توی کونم فرو کرده درش می آوردم . آخ که چه حالی می داد .می خواستم اونا رو با روغن زیتون قاطی کنم و فرو کنم توی کونم دیدم که تمیز کردن اون وقت سخت میشه و ممکنه وقت کم بیارم که در همین موقع زنگ در خونه هم به صدا در اومد . وای چقدر زود خودشورسونده بود . یه شلوار جین از اونایی که خیلی نرم میاد پایین به پام کرده بودم . ترجیح دادم که شورت هم پام نکنم . با یه بلوز چسبون بدون سوتین . سینه هام  ازبس سفت و یک دست و ایستاده بودن دیگه نیازی به سوتین نبود . با این که خیلی هم دست خورده بوده ولی هنوز اون حالت سفتی خودشونو حفظ کرده بودن . باید خیلی مراقبشون می بودم که وقتی میرم جنوب و پیش اون هتلداره که اسمشم نمی دونستم  شل و ول نباشه .  خیلی هم باید بهش می رسیدم .  وقتی جناب پیمان خان سر حال و شیک و پیک اومد پیش من دوزاریم افتاد که دوزاریش افتاده و منتظر مزه دهن منه . ولی طوری نشون میده که انگاری نمی دونه چی به چیه .
 -ببینم آقا پیمان شما زن دارین ؟ ..
مرده دهنش وا مونده بود نه این که من کشف رمز کرده باشم که چرا زن داره بلکه واسه این که داشت با خودش فکر می کرد که چه ربطی به اومدنش به این جا داره و چه وقت مطرح کردن این مسئله هست .
-مثل این که شما هم شوهر دارین . جنس خواستین و منم گفتم در خد مت شما باشم . همین طوره ؟
-فقط یک مسئله و اون این که پرهام نباید بدونه که من از شما جنس گرفتم اگه متوجه شه منم خانوم شما رو در جریان می ذارم . 
-اون خودش می دونه که شغل من اینه .
-خب حالا بعدا میشه فهمید که می دونسته یا نه ..
 فکر کنم بد جوری خایه هاش جفت کرده بود ولی باید یه تکونی به خودش می داد که بتونه خوب فعالیت کنه .
 -ببخشید چه جنسی می خواستید ؟
-یه جنس اعلا .. ناب و درجه یک .. از اون کلیدایی که قفل آدمو خوب باز کنه . اگه داری بیا جلو . من قفلم به هر کلیدی نمی خوره .
 یارو سرش داشت سوت می کشید ولی دهن به دهن داشت با من میومد وکم نمی آورد -من یه شاه کلید دارم که به تمام قفل ها می خوره ..
 -اون شاه کلیدایی که میگی به درد قفل های قدیمی می خورن . جدیدا کلیدا همه کامپیوتری شده . آپ تو دیت .. باید اونو به روز رسونی کنی .
 این یه تیکه رو دیگه نتونست با من بیاد . باید خودمو رو فرم نگه می داشتم و با یه  حالت تمرینی خوب می رفتم سراغش . دوست نداشتم  اول من برم سمتش  . نمی خواستم روشو زیاد کنم . اتفاقا لپ تاب منم روشن بود و اون کیر کلفت بادمجونی رو که دنیا واسم فرستاده بود بهم چشمک می زد . از این که چرا خاموشش نکرده بودم متاثر و متاسف نبودم . اتفاقا این جوری بیشتر احساس راحتی می کردم از این که اون متوجه میشه که من به دنبال چی هستم ..
-آتنا خانوم از اون جنسایی که تبلیغش اون جاست رو می خواین ؟ من دارم   کلفتی اون تقریبا به همین اندازه هست ولی کوتاه تره . رنگش مشکی نیست . سپید برفیه ..  
اومد سمت من . کیرش داخل شلوار به یه سمتی منحرف شده بود . نگاه می کردی انحراف به راست داشت ولی در اصل انحراف به چپ بود چون باید اونوبه حالت خودش در نظر می گرفتم .. لعنت بر تو پرهام که این جا رو باید تحسینت کرد و آفرین به خودم و سیاست خودم . تازه هنوز یک سوم مدت زمانی سپری شده بود که شوهرم می خواست در سفر بمونه . هر وقت یکی میومد سراغم به این فکر می کردم که فرصت باقیمونده رو چه جوری سپری کنم . چند روز آخرو باید می رفتم به دنبال مقدمه چینی برای استقبال از حجاج عزیز . آخ که فدای تک تکشون بشم . نگاه عجیبی  بهم انداخت .. منم بهش پشت کردم تا عکس العملشو ببینم . به ناگهان اومد و از پشت بهم چسبید ..
 -نکن چیکارمی کنی ..
 وحشی شده بود خودشو بهم می مالوند . انگار تا حالا زن ندیده بود .. حرکات پرشی داخل شلوارشو حس می کردم که هنوز هیچی نشده خالی کرده .. خاک تو سرش ..  این جور که معلوم بود این دیگه از اون زن ندیده هاش بود . دنیا! خدا چیکارت کنه که ما رو به این جا رسوندی .
-پیمان یواش تر ..
-نمی تونم نمی تونم ..
 یه نگاهی به پشت سرم انداختم ببینم چه خبره . وای شلوارشو از منی خیس کرده بود .. دستشو گذاشت رو جین من و اونو آروم آروم به طرف پایین می کشید .. 
-وااااااوووووو واووووووو .
-کوفت .. زود باش جنسو تحویل بده ما هزار جور کار داریم . ببینم مگه داری جق می زنی ..
 پاک سیستمشو به هم ریختم. اونم مثل آدمای دیگه ای که با هاشون طرف شده بودم خیلی راحت تسلیم نشون می داد .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی