ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 234

پرواز روی ابر ها .. زندگی در خواب و خیال و احساس سستی و لذت .. لحظاتی که دوست نداشتم تموم شه .. واقعا چه لذتی می برن اونایی که در این جلسات هسته ای شرکت می کنن . اونا تونستن همه رو بازی بدن جز نادیا رو . نادیا می دونه با اونا چیکار بکنه . ولی حالا فقط به فکر اون دستایی بودم که داشتن به من حال می دادن . حالا من یه زنم و  دارم از سکس و هماغوشی با چهار پنج تا مرد لذت می برم اونا چطور از  این که مشترکا یه زنو بکنن دارن لذت می برن . واقعا جای تعجب داشت . وقتی که این امر در ایران خودمون جا افتاده اونا که دیگه استاد ما هستند . وقتی دستامو گذاشتم رو سینه هام و از هوس فشارشون می گرفتم ضربات کیرو تند تر و محکم تر حس می کردم . اون کیری که رفته بود توی کس من با شدت بیشتری  حرکت می کرد . طرف متوجه شده بود که باید چیکار کنه و چه جوری منو سر حالم کنه .. واسه خودم جیغ می کشیدم .. دلم می خواست دل ایرونی های فضولو که دور و بر اون آلمانی ها بوده داشتن منو می کردن ببرم . یه لحظه حس کردم می خوام بپاشم . طرف انگار متوجه بود که من در چه وضعیتی هستم وقتی کیرشو کشید بیرون آب کسم بعدش با یه فشار  خالی شد و یهو  چش باز کردم و دیدم یکی از مردای ایرونی و اعضای خود فروخته کمیسیون هسته ای افتاد روی کسم و خواست که اثرات آب کسمو لیس بزنه . خوشم میومد ولی بستمش به فحش
-آشغال کثافت کوفتت بشه . حقتونه همش پس مونده همین خارجی ها رو بخورین .. برین کنار مزاحم این آقایون آلمانی نشین وگرنه خبر های قلابی رو دیگه از تلویزیون ایران پخش نمی کنندا .. اون وقت میرن همه جا شما رو لو میدن که  این تحریم ها فقط برای ملت ایرانه و دولت و نظام مافیایی و سپاه پاسداران و دستهای پشت پرده تحریم نیست ..
-جاااااااااان من که نمی دونم چی داری میگی . من دارم یه کس ناب ایرونی رو می خورم .
-کوفتت بشه . از گلوت پایین نره . حسابی مخشونو کار گرفته بودم .. ولی یکی از آلمانی ها  اومد دستشو گذاشت رو شونه های اون پفیوز ایرونی  عین گربه ای که یه موشو می گیره تو دهنش اونو بلند کرد
 -چیکارم داری . هم وطن خودمو می خوام بکنمش . مگه این جا دموکراسی نیست . ؟ حقوق بشر .. حقوق انسانی  در حالی که می خندیدم گفتم  برو گمشو شپشو .. کاری نکن که حتی یک چینی کیر شغالی هم رغبتش نیاد  که کونتو بکنه . برو کونی .. برو خود فروخته ..
-ببینم توجزو دسته مایی یا جزو گروه منافقین ..
-کدوم منافق از شما منافق تر ...
دیگه ادامه ندادم . ترسیدم که بره و یه مایه ای واسه ما بیاد . واسه این که افکار پلیدو از سرش دور کنم گفتم حالا برووقتی  از زیر کیر اینا خلاص شدم به تو هم می رسم ولی شلوغش نکن . بهش وعده سر خرمن دادم و لحظاتی بعد از دست اونا هم در رفتم . می تونستم خیلی راحت به ایران بر گردم .  ولی دوست داشتم تا می تونم عکس و فیلم جمع کنم . طوری اونا رو رسواشون کنم که تا هزاران هزار سال و تا ابد هیچ کی جرات نکنه  از عبا و عمامه استفاده کنه . نابودشون می کنم این سوغات صفویه آشغالو .. این نونی که اونا به ما قرض دادن . هرچی می کشیم از دست اوناست . واسه ما آخوند درست کردن . این زنای ایرونی این خانوم جنده های بسیجی و نماینده های مجلس خود فروخته چقدر دوست داشتن برن زیر کیر امریکایی ها .. انگار کیرشون دلار پخش می کرد . صداشون در نمیومد . این زنای ایرانی کس و کون دادن به امریکایی رونوعی کلاس می دونستن . شاهد بودم که وقتی چینی ها و خود مردای ایرونی زنای ایرونی رو می گاییدن اونا از درد کون ناله می کردن .. جیغ می کشیدن . هیاهوی عجیبی به راه انداخته بودند . ولی  زیر کیر مردای امریکایی  و اروپایی تحملشون خیلی زیاد بود . باید در حد مرگ کیر می خوردن تا یه ناله ای بکنن . عجب روزگاری شده بود . یکی از مردای سفید پوست امریکایی اقدس خانوم زن حامدو گرفته بود انداخته بود روی یکی از این میزا .. بطری ویسکی رو باز کرده یه لب می خورد و قسمتی از اونو می ریخت رو تن و بدنش .. شوهرش حامد اومد جلو و گفت ای بابا این گرونه .. چرا حرومش می کنین . الان تو ایرون کلی قیمت داره .. اقدس هم که  چشم از کیر مرد امریکایی بر نمی داشت و منتظر بود که زودتر کسش گاییده شه گفت .
-حامد آبرومونو نبر .. اینا همه در مذاکرات صلح هسته ای اثر می ذاره .
-چی میگی زن این دفعه با هم ساخت و پاخت کردیم که از اخبار و جراید اعلام بشه که مذاکرات موفقیت آمیز نبوده تا بتونیم اون جنسایی رو که خریدیم و در انبار ها احتکار کردیم به قیمت گرون تری بفروشیم .  تو که خودت می دونی ما دنیا رو کس گیر آوردیم .
-چه ربطی به ویسکی داره حامد ..
-آخه اسراف حرامه . ما باید تحت هر شرایطی مبلغ الاسلام باشیم .
 -فدات شم حامد جون . حالا کوتاه بیا .. بذار با این کیر تازه خوش باشیم ..
اقدس رو کرد به اون مرد و یه اشاره ای به حامد کرد و گفت مای هاز بند .. شوهر منه ..
یارو سر ی تکون داد و گفت اوکی .. اکی .. دستشو به علامت وی پیروزی گرفت طرف حامد خان و کیرشو یه ضرب فرو کرد توی کس اقدس .. طوری می خندید که متوجه شدم می خواست بگه ما امریکاییها همیشه به شما کیر می زنیم . حالا هر چقدر دوست دارین بگین مرگ بر امریکا ..
-آخخخخخخخخ حامد حامد .. ببین یاد بگیر این آقا چه با حال داره منو میگاد ؟
-عزیزم کیرش کلفت تره دراز تره .. صبر کن همون بره توی کونت بهت  میگم چه جوری جرت میده زن با کلاس وبا ایمان و حشری من ! .... ادامه دارد ... نویسنده ..... ایرانی