ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن همسایه و سکس خشن 2 (قسمت آخر )

ظاهرا اون دوست داشت زیر بدنم دست و پا بزنه و این جوری بهش مزه می داد . دستمو گذاشته بودم رو شلوارش ..
-بهروز نکن .. نههههههه ..
 -فریبا جون حالا که جناب سرهنگ  نیست و رفته جلوی جبهه من باید پشت جبهه رو نگه داشته باشم ..
داشت واسه من ناز می کرد ومقاومت . من شلوارشو کشیدم پایین .. دوست داشت سرش داد بکشم . وقتی اینکارو کردم گفت
-بد جنس .. نکن .. نکن ..
-می کنم می کنم ..
شلوارشو در آوردم و به  طرفی پرتش کردم . قالب کسش از رو شورتش خیلی درشت نشون می داد . اون هنوز هیچی نشده خیس کرده بود . حالا هنوز زود بود که شورتشو در بیارم . دستمو گذاشتم رو بلوزش .
 -نکن .. بی ادب .. نکن .. جیغ می کشم .
-بکش آبروی خودت میره ..
 لبامو گذاشتم رو دهنش ..  یه دستموگذاشتم رو گردنش و خودمو با یه دست و به زحمت  لخت کردم .هرچند خیلی هم لگد می زد ولی من تونستم مهارش کنم .  بعد در همون حالت کیرمو می مالوندم به شورتش .. پنجه هاشو به پهلوهام انداخته بود ولی من سوتین روی تنشو می کشیدم و به هر شکلی بود اونو درش آوردم .. چه هیکلی داشت .  دیدم داره نق می زنه .. موهای سرشو کشیده و کیرمو گرفتم سمت دهنش .. --باز کن .. بازش کن . باید ساک بزنی . کاری نکن که همین جا پاره پاره ات کنم نذارم چیزی واسه جناب سرهنگ بمونه . هر چند می دونم اون,  اون جا گشنگی نمی کشه 
-نه .. خواهش می کنم . این کارو باهام نکن ..
 با دو تا انگشتام بینی فریبا رو از دو طرف فشارش دادم و راه نفسشو بستم . مجبور شد دهنشو باز کنه و کیرمو بخوره .. ولی ساک نمی زد . کف دستمو گذاشتم لاپاش ولی پس می زد . موهای سرشو کشیدم .. اون قدر با وسط پاش بازی کردم که دیگه طاقتش طاق شد .. یه لحظه شل گرفتم از دستم در رفت و طوری به سرعت پا به فرار گذاشت که مجبور شدم با یه خیز یوز پلنگی خودمو بندازم روش . شورتشو وحشیانه از پاش در آوردم طوری که اثرش رو کشاله های رونش موند . لبامو گذاشته رو شونه هاش .. گاز گرفتن همراه با مکیدنوشروع کردم .. اونم از پشت به من مشت می زد . تحت تاثیر فیلمایی که دیده قرار گرفته بود .  
-نههههه نهههههههه بهروز خیلی کلفته .. نههههههه .
-تو دنبال همین چیز کلفت بودی دیگه نگو نگو نمی خواستی . خیلی خوبم می خواستی از پشت بهم لگد مینداخت . یکی از این ضربه هاش طوری به کیرم خورد که نمی دونستم از درد چیکار کنم تا چند لحظه به خودم می پیچیدم ..از پشت موهاشو جمع کرده و دیگه راستی راستی لازم بود که یک سکس خشن   جدی رو روش پیاده کنم . سرشو محکم می زدم به زمین . شانسی که در اون لحظه آوردم این بود که قالی زیر پامون از اون ماشینی پشمی های چاق و چله بود .. ولی یه خون خفیفی از لب و دهنش جاری شده بود . کف دستمو محکم می کوبوندم به کونش ..
 -می کنمت . جرت میدم . اول می کنم لای کونت . کون گنده تورو حریفش منم . جناب سرهنگ جوابتو نمیده . اون الان به اندازه یک سر جوخه که سهله به اندازه یک سر جوجه هم حریفت نمیشه ..
 خسته اش کرده بودم . دو طرف کونشو محکم باز کردم طوری که هر لحظه امکان جر خوردن مقعدش می رفت .
-حالا که این طور شد کرم هم نمی مالم .
کونش دل و دین منو برده بود . ولی سوراخ و دور مقعدش نشون می داد که کار کردش زیاده . کیره رو فشار دادم به سوراخ کونش .
-آخخخخخخخخ کونم کونم .. کونم ..
-کون بده .. کون بده .. کون بده .. تو که نمردی .. بده ..
 دو طرف کونشو با کف دستام می کوبوندم تا از لرزش اون لذت ببرم . با فشار اول حدود پنج سانت از کیرم رفت توی کونش .. اگه کرم می زدم همون اول ده سانتو می تونستم بکنم اون داخل . از اون کونای با حال بود که خیلی با لذت می شد اونو گایید .. دستامو گذاشتم دو طرف کون گنده اش و اونو چسبوندم به کل قالب کیرم و هر کدوم از قاچای کونشو یه حرکت دورانی سریع بهش می دادم . کیرم که حدود یک سومش رفته بود توی کون فریبا و وبقیه اش  وسط دو تا قاچ داغ کرده بود با یه لذت عجیب و فوق العاده ای آبشو توی کون فریبا خالی کرد .
-اووووووففففففف فریبا جون .. چه کونیه این . جناب سر هنگ بالا نمیاره اینو می خوره ؟

 وقتی که آبم توی کون فریبا خالی شد حس کردم که کیرم به جای عقب نشینی داره یه حرکت رو به جلو انجام میده . حالا دیگه تقریبا نصف کیرم بود توی کون فریبا .
 -تکون بخوری بازم فشارش میدم تا روده هاتو جر بده .
 چشاشو بسته بود و داشت کیف می کرد .
-عمرا اگه جناب سر هنگ همچین کیری بهت زده باشه .
دستمو از زیر پاش رسوندم به کس و انگشتامو کردم توی کسش ..  با وجود انزال شدن سریع شق کرده بودم ..
-آخخخخخخ آخخخخخخخخ اوووووووفففففف بهروز بهروز کسسسسسسم می خاره می خاره .می خاره ...
با ناخنام شروع کردم به خاروندن  کسش ..
-ببینم حالا خارشش گرفته شد ؟
-کیرت رو می خواد .. بریم رو تخت ..
 از جاش پا شد و بازم شروع کرد به فرار کردن . اون هیجان فوق العاده می خواست و منم هوس کسشو کرده بودم و دلم می خواست اونو زود تر بکنم . این بار اونو گرفتم و انداختمش رو تخت .. بازم دست و پا می زد و می خواست در ره .. موهاشو کشیده و از چپ و راست بهش سیلی می زدم .
-نههههه نهههههه بد جنس جلاد منو کشتی . تو از جونم چی می خوای ..
 -تو رو کونتو کستو سینه هاتو .
لبامو گذاشتم رو سینه هاش طوری میک می زدم که دردش بگیره.
-باز کن لاپاتو ..
 کیرم وحشی شده بود .. سرش داد کشیدم . راستی راستی دیگه ترسید . پاشو باز کرد و کیرمو تا انتها فرو کردم توی کسش . با این که کس گشادی داشت ولی به کیر من حال می داد . حس کردم که دیگه هیچ حسی واسه هارد بازی کردن نداره .
 -بهروز .. می خوام . می خوام .. آبمو خالی کن .. خالیش کن .. راست میگی . کار سر هنگ نیست . سردار من تویی . منو بکن .من دیگه میشم زنت .. منو بزن . کبودم کن گازم بگیر . فقط منو بکن ..
 همه جای تنشو آروم آروم گاز می گرفتم و مراقب بودم که اثری چیزی باقی نذارم که مدت زیادی بمونه .
-گازم بگیر کبودم کن . سر هنگ زنگ زد گفت تا یه ماه دیگه نمیاد . امروز کبودم کن هوس دارم ..
 من دیگه هر کاری که اون می خواست کردم . لاپاشو باز کرد تا کلفتی کیر منو بیشتر لمس و حس کنه . یه لحظه دستشو گذاشت رو سینه هام و منو پس زد یاد فیلمها افتادم که الان آبش می خواد خالی شه .. همین طورم بود .  یه چیزی مثل ادرار از کس فریبا خالی شد .. یه دقیقه ای آروم گرفته بود .. بازم می خواست و من ادامه دادم .. اون ول کنم نبود . اومد رو من .. نزدیک بود خفه ام کنه . لباموبه لباش قفل کرد .. دیگه گفتم باشه هر طوری که می خواد باهام حال کنه ... پس از کمی استراحت بازم شروع کردیم .  وقتی که داشتم می رفتم ازم پرسید خوش گذشت ؟ همون جوری بود که دوست داشتی ؟
-آره فریبا جون هردومون به آرزومون رسیدیم فقط حواست باشه کاری به کار مامانم نداشته باشی ..
-می دونم از قدیم گفتن مرغ همسایه غازه ..
 -این که درسته . ولی این مثال به درد این جا نمی خوره .. اگه مامان من همچین کاری بکنه من می میرم . باید گفت مرگ خوبه واسه همسایه .. پایان  ... نویسنده ... ایرانی