ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 33

-صبر کن ویدا ! صبر کن چی شده . چرا قهر می کنی و من که کاریت نداشتم . وایسا دختره لجباز !
نه...من چرا این جوری شدم . من شوهر دارم . اون به من اعتماد داره . چرا اجازه میده من این جوری باشم .  اون که هوشنگ نبوده بگم من نمی بینمش . جلوی این همه آدم منو چی فرض کرده .؟ نه .. یه نگاهی به قسمت وسط بدنش انداخت تا ببینه که خیسی  کسش به اون جا سرایت نکرده باشه . وقتی به محوطه روشن تری رفت و ریتم ترانه ها  یه حالت شادی به خود گرفته بود سعی کرد خودشو آروم و خونسرد تر نشون داده و بره میون جمعیتی که داشتن با آهنگ شاد ایرونی می رقصیدن .. بیشترشونونمی شناخت . فقط به نظرش اومد که چند تایی از اونا باید از همکلاسای قدیمش باشن . ولی به چهره آدما نگاه نمی کرد . دوست نداشت بره ببینه دوستاش رامش و سمانه کجان و چیکار می کنن . به نظر میومد سمانه با نویان رفته باشه .. یه گوشه ای چند تا جوون در حال جاز زدن بودن .. هماهنگی و تفکیک قسمتهای مختلف تالار به گونه ای بود که تا نزدیک نمی شدی متوجه تغییر ریتم و آهنگ نمی شدی . ویدا با آهنگ تند و شاد شروع کرد به رقصیدن .. سعی می کرد خودشو خیلی بی خیال نشون بده . همش نگران این بود که ناصر چیکار می کنه و نکنه بیاد این جا و رسوایی به بار بیاره . هر چند در این مجالس کسی به این چیزا فکر نمی کرد ... دو سه تا از پسرای جوون که از فامیلای داماد بودن یه اشاره ای به هم زده و به کون ویدا که برجستگی باسنشو کاملا مشخص کرده  دو تا قاچ و قسمت درز وسط و تفکیکی اونو به خوبی نشون می داد زل زده بودند .
-فرامرز ! من میگم که این شورت پاش نیست . از اون اهل حالا ست .
 -نه اسی چی داری میگی .. اوخ نگو شق شد .. ولی شاید از اون شورتای نازک نخ نما پاش باشه .
 -من یه عمریه با کون سر و کار داشتم .  اون زیر بیسته بیست هیچی هم نیست ..
-کونش که هست .
-فرامرز من که رفتم یه ناخنکی بزنم .. ببینم چه خبره . تو که می دونی من چقدر پررو هستم . اگه از یه تیکه ای خوشم بیاد ولش نمی کنم . یا طرف می ذاره زیر گوشم یا این که با من راه میاد . آخه خانوما رو که می شناسی بیشتراشون اهل حالن . اصلا  همه شون اینن .
 -ببین اسی من و میلاد میریم اون جلو رو شلوغش می کنیم تو دستتو بذار رو همون قسمتی که دلت می خواد . 
-ببخشید بچه ها من تا نفهمم اون زیر چه خبره دلم آروم نمی گیره .
 میلاد : یعنی تو اگه کف دستتو بذاری رو کونش می فهمی که اون شورت داره یا نه ؟
-این تخصص منه . ..راستی تو با فیلمبردار و نور پرداز و این بر و بچه ها دوستی فری جون .. می تونی بگی یه چند دقیقه ای این جا رو تقریبا تاریک کنن و یه رفص نور بذارن که دزد گم شده باشه . یعنی کون دزد رو پیدا نکنن .خیلی حال میده .
-اینم بد فکری نیست .
لحظاتی بعد همونی شد که اسی می خواست . خودشو به ویدا نزدیک کرد .. رقص نور ویدا رو اذیت می کرد . مدتها بود در این حالت نرقصیده بود ولی برای این که کم  نیاره تسلط خودشو حفظ کرد . در همین لحظه حس کرد که پنجه ای رو قسمت باسنش قرار گرفته وداره به دو طرف کونش چنگ مینداره .. می خواست روشو بر گردونه ولی  حالت تعادلی نداشت . خودشو به سمت جلو و کناره ها کشوند ولی جمعیت خیلی تو هم بودند . با این که کمی خوشش میومد ولی ناراحت شده بود از این که کی به خودش جرات داده که با اون این رفتارو داشته باشه . اسی هیجان زده شده بود . حس کرد که ویداشورت پاش نیست . .. دستشو  گذاشت زیر پیراهن کوتاه و از قسمت رون پا دستشو به انتهای چاک کونش رسوند . لباس ویدا تقریبا  کیپ بود و اون می بایستی خودشو خم می کرد و واسه چند ثانیه ای این کارو انجام داد .. انگشتاش یه لحظه با کس خیس ویدا تماس گرفته و بعد به زور دستشو از اون قسمت خارج کرد . ویدا از پشت و بدون این که اونو ببینه لگدی به طرفش انداخت . اسی  که ترسیده بود رفت .. دقایقی بعد که این تیکه از رقص هم تموم شد و پسرا دور هم بودن فرامرز رو کرد  به اسی و گفت ببینم تو که می گفتی یا کتک می خوری یا سوار طرف میشی چی شد که بر گشتی ..
-خیلی سر سخته ..  این جا هم مجلس عروسیه . نمیشه ضایع بازی در آورد . اون خیلی هم حشریه . یه لحظه انگشتم رفت رو کسش خیس نشون می داد . وقتی دور کسش خالیه و اون مغزشو انداخته بیرون یعنی شورت پاش نیست . اوف اون کسشو بخورم .حاضرم یه سال هیشکی رو نکنم و اونو بگیرم زیر کیر خودم .. ... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی