ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 96

پشت به دنیا و کنارش روی تخت دراز کشیدم . به دستای دنیا نیاز داشتم که بازم باهام ور بره . صفحه لپ تاب  پیشم باز بود و به اون عکسا نگاه می کردم . قوی هیکل و سیاه چرده که مرتب عکسای مختلف کیرشواز زوایای مختلف واسه مون ارسال می کرد و منتظر بود که کی میریم پیشش . دست و دهن دنیا رو با تصور این که اون مرد داره باهام ور میره رو بدن و کون خودم حس کردم . یواش یواش دنیا خودشو کشوند بالاتر و از پشت من جلوی تنشو به من چسبوند. کسش روی کونم قرار گرقت . کس رو به جفت قاچای کونم می مالوند .. کسش حسابی داغ و ترشده بود .  وقتی کسشو روی کون من می مالید حس یه چیز نرم و آبکی و لیز رو داشتم .. من که خیلی خوشم میومد ولی لذت اون هم دست کمی از کیف کردن من نداشت . یه لحظه چشم از کیرای رو صفحه بر نمی داشتم . دنیا دستشو گذاشته بود رو سینه ام و جلوی بدنشو کاملا به پشت تنم چسبونده بود . با بی حالی به تصویر کیر جبار نگاه می کردم . گوشی دنیا به صدا در اومد .
 -هیس جباره .. 
-الو سلام ..
-پس شما کی می خواین بیاین ..
-ما که  به قهوه خونه مش قنبر نمی خواهیم بیاییم .
-مگه تو بهش نگفتی که من و شوهرت یه نوع همکاری و شراکت در واردات داریم و یه سری از کارای ما به هم گره خورده .
-ببینم اینو دوست داری که بهش بگم که تو و زنش هم به هم گره خوردین . شایدم یه چیزایی رو گفته باشم ولی نه تا حدی که اون ازت فراری شه . هر چند ردیف کردن اون به این آسونی ها نیست .
 -اون الان کجاست که داری این قدر راحت حرف می زنی دنیا!
 -حالا توی حمومه. داره به خودش می رسه . نه به خاطر تو . بلکه واسه خودم . اگه بدونی چه کون درشتی داره . سوراخ کونش از اون سوراخاییه که کیرتو همیشه شق و تشنه نگه می داره .. اگه تمام آبتو توش خالی کنی بازم کیر  میگه کون می  خوام وکون می خوام ..
- این قدر با من بازی نکن دنیا خسته شدم . چقدر لفتش میدی ؟
-حواست باشه چی داری میگی ها .. بگو من باید چیکار می کردم که دیگه نکردم ..
-جبار  اون با بقیه قرق می کنه . من از بچگی اونو می شناسم . اصلا دوست پسر نداشته .. تنها مرد زندگیش که باهاش بخوابه شوهرش بوده .. با من هم لز داشته که تواز این بابت مشکلی نداری . چی می خوای از این بهتر  .. 
-باشه قبوله .حرفات قبوله ولی من دارم دیوونه میشم .. این همه دختر دم دستمه من همش باید به یاد کون اون جق بزنم
...راستش این یک تیکه رانفهمیدم که  منظور جبار از این قبوله چیه ..شاید می خواست یه هدیه ای واسم در نظر بگیره که گفت قبوله .
-یادت باشه دوستم عادت داره خیلی راحت باشه .  یعنی اگه یه وقتی دیدی که اون مثلا یه شلواری پاش کرد لباسی پوشید که اندامشو خیلی بر جسته نشون بده ندید بدید بازی در نیاری . ...
 صحبتای جبار و دنیا تمومی نداشت ... بالاخره دنیا مجبور شد که یه کلکی بزنه و اونوبفرسته پی کارش . طوری به من حال می داد که نشون می داد دوست داره زود تر راضیم کنه تا بریم . و کارشم حرف نداشت . دو طرف کونمو می گردوند طوری که دو تا قاچای کونم گاه به هم می چسبید و گاه باز می شد . اون سرشو گذاشته بود اون وسط و لب و دهنشو از روش ور نمی داشت . ..
 -اوووووووخخخخخخ ادامه بده ادامه بده .. بگو خوشت میاد دنیا
 -اگه خوشم نمیومد که این جوری باهات ور نمی رفتم .
 نوک زبونشو که رو سوراخ کونم گذاشت اونو خیلی تیز حسش می کردم .. اانگشتاش توی کس من داشتن انفجاری کار می کردن . سینه هام اسیر یه دست دیگه اش شده بود .. دیگه حتی چشام باز نمی شد که بتونه عکسای کیر جبار رو ببینه ولی اونو تصور می کردم که به جای نوک زبون دنیا داره به اندازه یه دنیا به سوراخ کونم حال میده ..
 -دارم به آخرش می رسم .. اوووووووفففففف دنیااااااا .. آههههههههه ..
محکم کونمو از عقب می زدم به سر و صورت دنیا .. اونم واسه این که حالتم به هم نخوره و زود تر ارضا شم دستاشو دور باسن و قسمت جلوی بدنم قفل کرد  طوری که همراه با تکون خوردنای من لب و دهنش رو کونم به همون صورت بمونه .. در عوض از قسمت جلو یه انگشتشو کرد توی کوسم ..
-نههههههه نههههههه ... نههههههههه ...
 بعد از چند حرکت پی در پی و با کون کوبیدن به سر و صورت دنیا دیگه  رسیدم به اوج لذت و خوشی ...  دنیا همچنان با کونم ور می رفت ولی یه لحظه خودمو بر گردونده و این دفعه من افتادم روش ..
-نه .. آتنا چیکار داری می کنی .. دیرمون میشه ..
ولی هم می خواستم اونو ارضاش کنم و هم این که یه وقتی هوس نکنه  که وقتی با هم رفتیم پیش جباراونم بخواد با اون مرد حال کنه و حال منو بگیره .  یعنی در اون لحظات این حسو نداشتم که جبار رو با یکی دیگه قسمت کنم . دنیا خیلی زود تر از اون چه که فکرشو می کردم ارضا شد .. بعد بدون این که  متوجه شه رفتم دستشویی و اون بی حس کننده خارجی رو که از رامتین  گرفته بودم دور سوراخ کونم و قسمتی از داخلش مالیدم ..هرچند می دونستم فشار کیر طوریه که بازم  از درد نمیشه فرار کرد ولی تا حدود زیادی اثر بخشه و دفعه قبل که خیلی عالی عمل کرد .  بعدش واسه رفتن آماده شدیم .  اون یه جین استرچی که حسابی  کونمو در حال ترکوندن نشون می داد واسم آماده کرده بود . یه مانتوی شیک هم واسم در نظر گرفته بود .و یه بلوز قرمز شیک فانتزی که راحت بشه با باز کردن دو تا از دگمه ها ی رو سینه اش بیشترشو نشون اون مرد هوسباز داد
  - عزیزم تو اندازه هیکلمو از کجا داشتی ..
-یادت رفت که عکس خوشگلتو واسم فرستادی ؟ ..
 مثل  یک آرایشگر قوی منو میکاپم کرد و رفتیم سمت هتل .. قبل از رفتن هم یه تماس با جبار گرفت  . وارد هتل شدیم .. عجب هتلی بود .. چقدر هم آروم و ساکت نشون می داد .. من ودنیا از یه دری رد شدیم که به یه ساختمونی می رسید که گویا یه حالت اختصاصی قصر نمایی داشت ..بالاخره انتظارات به سر رسید.. قبلش من و دنیا با هم  قول و قرار کرده بودیم که یه حرفایی رو رد و بدل کنیم که جبار از اتاق بغلی و از مانیتورش بشنوه .. چون از اون طرف دنیا و جبار قرار گذاشته بودند که مثلا جبار ما رو چند دقیقه معطل کنه و در این فاصله شاهد باشه که دنیا چقدر واسه  راضی کردن من زحمت می کشه ..
-دنیا جون جبار نمی فهمه که من و تو با هم هم دستیم ؟
 -وقتی که هوس جلو چشای یه مرد رو بگیره خیلی چیزا رو نمی فهمه .
 قبل از ورود به هتل من و اون کلی با هم تمرین کردیم که چی بگیم که جبار بشنوه و طبق همون باهام رفتار کنه .. خیلی بازی با حالی بود .. یه موش و گربه بازی که آخرش هم گربه و هم موش هر دو میشن راضی .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی