ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن چهل ساله 8 (قسمت آخر )

-بکن .. بکن .. بکن ..
از بس خیس کرده بود که دیگه به خودم زحمت ندادم که از یک چرب کننده استفاده کنم .
- بکن منو بکن .. مگه تو کونمو دوست نداشتی .. جرش بده .. پارش کن .. همش مال خودت . مال خودته .. دوستت دارم . دوستت دارم .. هوس داره کونم هوس داره . می خاره . آتیشم بزن .. اسمت فرسامه یعنی اونی که آتیش می زنه .. منو بسوزون . شکوه فرنازو بسوزون .می خوام در تو خاکستر شم . خاک شم ..
سوراخ کونشو از خیسی کسش خیس کردم . از بس کونش برجسته و توپ بود اونو محکم به دو طرف بازش کردم کیرمو فشار دادم به سوراخ کونش ..
 -فقط فرناز جیغ نکشی ها .. شاید بعضی ها بدونن که من زن ندارم .
-آخ بذارش تو .. می خوام دردم بگیره .
 کیر به سختی می رفت جلو ولی دنیایی لذت به همراه داشت . دستمو زیر دهن و چونه فرناز محکم نگه داشتم تا جیغ نکشه . ولی اون همچنان ناله می کرد . ناله ای تو دهنی . ولی من یه فشار دیگه به کیرم آوردم . چهار پنج سانتی رو به زور کردم توی کونش . کیرم درست بیست سانت می شد ولی کلفتی اون پدر کون دخترا رو در آورده بود .
-حال کن .. حال کن که به ریش شوهرم می خندی . بد جنس .. چه زود خیس کردی ..
 -کیرم بیرون نمیاد . تازه جا خوش کرده . بهتر شد جووووون حالا کونت خیس می خوره بهتر اونو می کنم .
همین طورم شد . دیگه دستمو جلو دهنش نذاشتم .
 -فرساااااااام
-جووووووووون
-فرسااااااام
-جوووووووون چی می خوای .
-کیرررررررررت رو
 -پس این چیه ..
 با کف دستش چند بار زد به کسش و گفت اینم حالا کیر می خواد .من تا صبح توی بغل تو هستم و تو می تونی تا هر قدر که دلت خواست منو بکنی .
-فدات شم .به یه شرط فرناز
-بگو چه شرطی تو که منو کشتی با اون ناز و ادات .معلوم نیست تو داری منو می کنی یا من دارم تو رو می کنم . -هر جور که حساب می کنی بکن .. یه خورده از همین پشت می کنم توی کست ..
-بکن بکن .. بعدش بیا سمت جلو . همه جامو باید بخوری . همه جامو باید بکنی . دوستت دارم . دوستت دارم . کیرمو کشیدم بیرون و بردم سمت دهنش .
 -اول یه خورده ساک بزن ..
-اوووووخخخخخخ بیست بیستی . تمام تنمو یک دست سست کردی .. خوبه حالا .. نوبتی هم که باشه نوبت کسه .. 
-بذارش تو خیالمو راحت کن . برای ما زنا اوج و فینال کار همین جاست .
-الان تو رو به اوج می نشونم .
 این بار دو تا برش و قاچ کون خوشگلشو از قسمتهای پایین تر گرفتم توی دو تا کف دستم و اونا رو به دوسمت بازشون کردم و اوووووفففففف چه کس غنچه ای نازی . انگشتمو گذاشتم اون وسط و می خواستم نگاه کنم اون گوشت اندازه نخود وسط کسشو که غنچه در غنچه شده بود .
-زود باش ..
-بذار اول ببوسمش.
 -می کشمت فرسام ..
ولی من یه دقیقه ای رو با لیس و زبون زدن مشغول بودم و بعد کیرمو گذاشتم روی کسش .. این جا رو هم اذیتش کردم ..
 -حقت بود تو رو یه ماه دیگه هم معطلت می کردم .
 -اون وقت این کونت از هوس آب می شد .
با این که یه بار انزال شده بودم ولی کس داغش کیر داغمو سوزوند .. حس کردم  کیرم داره می جوشه ..
-فرناز خیلی داغه ..
-مال منم همین طور .. منو بکن منو بکن ..
 دو دقیقه ای رو از همین طرف مشغول بودم . خوشم میومد تا ته کیرمو فرو می کردم توی کسش و با هر ضربه ای که با اون انتهای بدنم  به کونش می خورد کونش عین ژله می لرزید . کیرمو که در آوردم عصبانی شد .
 -عزیزم رو کن .. می خوام حالا باب طبع شما خانوما سکس کنم . رو در رو و حالت کیر در کس .. 
-اووووخخخخخ فدات شم . فقط تو رو به جون هرچی و هرکی که دوست داری قسمت میدم این بار دیگه تا آخرش بری . من کمرم خیلی سنگین شده .
-باشه هر چی تو بگی .. هر چی تو بگی . به کون خوشگل تو .. و به اون صورت ماه تو قسم می خورم که تا ارگاسمت تو رو همین جور از کس بکنم .
صورتامون رو بروی هم قرار گرفته بود ..
 -من کجاتو بخورم . چقدر ناز داری تو . آخه یکی دو تا نیست .
دستامو گذاشتم رو سینه هاش .. و لبامو رو لباش . لبای غنچه ای و نازش . درست به اندازه کسش بود اون لباش . این شیرین ترین سکس عمرم بود . واسه رسیدن به این لحظه خیلی سختی کشیده بودم . لبامو طوری می مکید که نشون می داد داره به اوج هوس می رسه .  بلندی کیر من و حالت اون طوری بود که نمی تونستم کیرمو یکسره و با ضرباتی پی در پی به کس فرناز بفرستم ولی  همونم سبب شده بود پنجه شو به شدت توی کمرم فرو کنه . کیف می کردم اون مرتب چنگم می گرفت .. و لذت منم زمانی تکمیل شد که تونستم برای اولین بار آبشو بیارم و اونو ار گاسمش کنم .. .
لباشو کنار کشید وگفت سوختم فرسام سوختم .. خنکم کن .. رو آتیش آب بپاش ..
-آبم جوشه
-بریز خنکم می کنه . دوستت دارم .. می خوام بازم می خوام .. بکن ..
  چشامو بستم و کیرمو چند بار به سمت عقب برده و پرتش کردم طرف کس و یهو همچین آبی ازش خالی شد که خودم فکرشو نمی کردم بغد از این که توی کونش خالی کردم این همه آب داشته باشم ... ..
-فرناز فرناز ..
-چیه .. باشه .. باشه ..
 یه دور اونو بر گردوندم .
-خوشم میاد از دیدن کونم سیر نمیشی . زیادی نخوری ها .. واسه روزای  بعدم بذار .
 این بار کمی راحت تر کونشو گاییدم . یه پهلو که کرد استیل کونش به شکل دیگه ای در اومد . آخ که این زن واقعا یک آتیشپاره بود . کیرمو گذاشتم توی کون بمونه . نمی دونم چند ساعت توی بغل هم خوابمون برده بود که دیدم از خواب بیدار شده و منو هم که بیدار شده بودم صدام می زنه میگه عزیزم اجازه میدی یکی دو ساعتی رو برم عروسی ؟ می خوام حداقل یه چیزی واسه تعریف کردن داشته باشم . از اون طرف هم میرم خونه پدر شوهرم ...
 -نمی تونی بر گردی خونه ؟
-نمی دونم راست میگی  چهار پنج صبح که دیگه نمی تونم جون به سرشون کنم .. شایدم صبح هوا که روشن شد برم خونه پدر شوهرم .. می دونم دوستم اینا از طایفه ای هستند که تا آفتاب در نیاد بر نامه جشنو تموم نمی کنن .
 -منم منتظرت می مونم تو رو می رسونم . یه جایی مخفی میشم کسی منو نبینه ..
-کسی هم شک نمی کنه عروسی فامیلی که نیست .
-ولی فر ناز خیلی خوشگل نکنی ها ..
 -چشم . من امشب شدم عروس تو .. در واقع امشب عروسی من و توست . حرف تورو یعنی شوهر جونمو باید گوش کنم .
طفلک حرفمو گوش کرد و یه میکاپ معمولی کرد .. وقتی سوار ماشینش کردم تا اونو به تالار برسونم بهم گفت من چه طور می تونم تا دوروز دیگه توی بغلت نباشم ؟!  ولی اینو می دونم وقتی معشوق آدم خیلی داغه و به خواسته اش می رسه خیلی زود خنک میشه .
 -این قدر زود قضاوت نکن
-ولی زنایی که این جوری دل می بندن روز به روز پایه های عشق و هوسشون محکم تر میشه ..
 -ببین فر ناز بازم بهت میگم این قدر زود قضاوت نکن . حواست باشه تو مال منی و زیادهم خودت رو نشون ندی و به مردا هم لبخند نزنی ..
-خوشم میاد اینا رو میگی ..
-من تا هر ساعتی که شد منتظرت می مونم . اگه خوابم برد بیدارم کن .. 
-من آژانس می گیرم . یا با یه آشنا میرم -
نه می خوام تو چشات نگاه کنم و مطمئن شم که هنوز دوستم داری ..
چند قدمی ازم دور شد و بر گشت
-چی شده فر ناز!
 -هیچی یادم رفت یه چیزی رو بگم .
-چی رو.
-متوجه شدی که به خاطر حساسیت تو چقدر کم آرایش کردم ؟
-آره عزیزم . همین کاراته که  به دل می شینه .
- دفعه قبل یعنی هیجده سال پیش گربه کش دم حجله من بودم ولی انگار این بار این دلبر منه که گربه رو دم حجله کشته .... پایان ... نویسنده .... ایرانی