ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 174

انگار دو تا پسرا داشتن در مورد یه مسئله خاصی حرف می زدند و بازم در این مورد بحث داشتن که منو بکنن . . خوب گوشامو تیز کردم ببینم که چی دارن میگن .
 فرزان : من دلم می خواد فرزانه یه لباسی تنش بکنه که بتونم همونورو تنش جر بدم و بعد اونو با یه سکس خشن بکنمش ..
جاوید : اینی که تو داری میگی خیلی حال میده . خیلی .. ولی فکر نکنم فرزانه قبول کنه . آخه این با روحیه اون نمی خونه .
 فرزان : نامرد ! حالا خوب باهاش حال کردی و تا می تونستی ازش لذت بردی  به ما که رسید این میشه و اون نمیشه می کنی ؟
 جاوید : به من چه ربطی داره . تو مگه می خوای منو بکنی ؟ اونو می خوای بکنی . دست من که نیست .
 فرزان : ولی اگه تو بخوای حتما قبول می کنه . تو بهش بگو ..
 جاوید : من فقط یه شب اونو گاییدم . دیگه عمری که زیر کیر من نخوابیده بود . تازه من که معشوق اون نیستم .
 فرزان : خیلی حال میده ..نه؟ معلومه . از چشاش آتیش می باره . هنوز کیر فرزان رو نخورده . اگه زیر این کیر بخوابه بهت قول میدم که دیگه شبا به من میگه که بیام و پیش اون بخوابم .
جاوید : این جوری که پیش میریم می ترسم آخر ترم دو تایی مون بیفتیم .
 فرزان : من که نمیفتم . چون عادت دارم ولی تو رو بگو که از هول هلیم داری میفتی توی دیگ . اصلا افتادی ..
جاوید : ببین پسر درسته که تو با خیلی از دخترا بودی ولی یه ساعت دو ساعت بودی و ولشون می کردی . ولی اگه  تا صبح بخوای کنار این بخوابی اولا بهت خوش می گذره و دل نداری که ازش دل بکنی بعد این که از کارای دیگه ات میفتی ...
 اونا رو گذاشتم  به حال خودشون و رفتم یه ساپورت نمای خیلی نازک بدن نمایی که بشه راحت جرش داد و بیشتر به جوراب شلواری های قدیم می خورد رو پوشیدم هر چند حیفم میومد جر بخوره ولی این مدل جنسا به تازگی زیاد شده بود ولی خب قیمتش بالا بود . تو همین مایه ها یه نیمتنه و بلوز کیپ شبیه به لباس خوابای توری هم داشتم که اونو  هم تنم کردم . اندام و اعضای  بر جسته منو کاملا نشون می داد . طوری که کون و سینه هام انگاری می خواست بترکه و بترکونه و بپره بیرون . به رنگ آبی آسمونی خیلی ملایم .. رفتم جلو آینه .. حیف بود ولی خیلی وسوسه انگیزم کرده بود . دیگه بهتر از این نمیشد . نوک تیز سینه هام کاملا از آن سوی  این  لباس کیپ و نازک و چسبون  مشخص بود .. می دونستم که مردا لذت می برن از این که اونو رو تن یه زن پاره اش کنند و یک دفعه بر جسستگیهای بدن اونا رو بندازن بیرون و توی دیدشون و وحشیانه لمسش کنن . تمام این کارا فقط چند ثانیه طول می کشه ولی به اونا لذت زیادی میده . یه چند دقیقه ای هم رو صورتم کار کردم و یه عطری به بدنم زده و بر گشتم به اتاق خواب .. اوف این دو تا هم با بدنی بر هنه که فقط یه شورت فانتزی پاشون بود و کیر ورم کرده و تیزشون مثل یوز پلنگ آدماده حمله به من نشون می داد منتظرم بودن .
-پسرا ! مثل این که شما خیلی آماده این ..
جاوید رو هم با این که سیرابش کرده بودم ولی اونم حریصانه بهم نگاه می کرد و منتظر بود تا دستور حمله به طرف خودمو صادر کنم .
-پسرا من از هیجان و سکس اکشن خیلی خوشم میاد . شما می تونین یه هارد سکس نرمو با من انجام بدین . خیلی حال میده . فقط حواستون باشه گوشت تنمو نکنین . ولی خیلی آروم . اول نرم نرم با هیجان . من دراز می کشم تا ببینم شما چیکار می کنین . ولی دوست دارم کارتون طبیعی باشه . آخه من دوست ندارم در سکس بر نامه از پیش تعینن شده داشته باشیم .  شما بعد از شوهرم اولین مردای زندگی من هستین . ولی یه چیزی رو در نظر بگیرین . من نرم هستم گاهی خشن هم میشما . حالا شما می تونین هر جوری که دوست داشتین باهام حال کنین تا نوبت منم بشه . فقط چون جاوید جون خیلی خوب تونسته بهم حال بده و سیرابم کنه و شایدم سیرابم شده نمی دونم حالا چقدر حریصه .  باید یه کاری کنین که اشتهام باز شه .
 رفتم به حالت دمر رو تخت دراز کشیده و با انگشت بهشون اشاره کردم که بیان طرف من . قیافه شون مخصوصا این فرزان به شکلی در اومده بود که آدم فکر می کرد گرگ دندون تیز کرده و منتظره که شکارشو پاره کنه اومدن سمت من . خوشم اومد . دیگه داشتن دل و جرات پیدا می کردن . فرزان دستش درجا رفت روی کون من . ساپورت نازک  یا همون جوراب شلواری خیلی نازک منو از قسمت کون به دو طرف جرش داد .. من دست و پا می زدم و مثلا می خواستم جلو این کارشونو بگیرم  . عمدا خودمو یه پهلو کردم تا جاوید هم دست و بالش واسه جر دادن بلوزم باز باشه . با این حال طوری فیلم بازی می کردم که اگه یه کسی می دید فکر می کرد دارم با اونا گلاویز میشم . فرزان واقعا حریص و تقریبا وحشی نشون می داد .  دهنشو گذاشته بود روی کونم به سرعت از این پهلو به اون پهلو گازشون می گرفت ولی راستش هیجان زده هم شده بودم و این مدل سکس خشن هم واسه خودش حالی داشت ..... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی