ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 100

نوک زبونمو چند بار به قسمت بالای کیر و تنه اون مالوندم و بعد ولش کردم . اون می خواست هر طوری شده نشون بده که برام سنگ تموم می ذاره . من زیر دست و پاش بودم ولی اون مثل یک بچه نرم بود . اونو اسیر کون خودم کرده بودم . سرشو گذاشته بود روی کون من .  یا از روی راضی کردن من بود یا از عشق و احساس خودش که با لذت سوراخ کون منو می لیسید ..
-نهههههههه جبار .. جبار .. تمومش نکنی ها ..
 - نه عزیز دلم باید واسه همیشه تا هر وقت زنده ام بخورمش . دست ازش ور نمی دارم ..
-چیه .. این قدر از هوش رفتی .. مگه کون قحطی اومده ..
- اگه اینی که تو داری رو  حسابش کنم آره اومده اومده .. بذار حساب کنم که کون قحطی اومده . فقط مال منی تو. عزیز دلمی . چه حالی میده یه پیکی بزنم و بر گردم .
 -جبار من از بوی الکل و دهنی که بوی الکل بده خوشم نمیاد ..
 -فدات .. هرچی تو بگی .
با اون لبای کلفتش کون من  , کپلای منو داغش کرده بود ...
- اوووووووهههههههه نهههههههه نههههههههه آتیش گرفتم .. آتیش گرفتم .
 وقتی این حرفا رو می زدم اونم تند تر و تند تر  پشتمو تحت بوسه های خودش قرار داده بود . کونمو یه جوری میکش می زد که   لذت در مرحله اول تا انتهای نافم می نشست . وقتی زبونوشو از پهنا روی کسم می کشید یک بار دیگه منوبه یاد سگهایی انداخت که در فیلمهای سوپر کس زنو با اون زبون پهنشون لیس می زنن .
 -آتنا جون می تونم یه چیزی بگم ..
-بگو آقا جبار . ما کنیز شماییم و شما ارباب ..
اینو به لحنی گفتم که می دونستم نازمو می کشه
-قربونت برم من . من غلومتم . خاک زیر پاتم .. فقط  یه عادت بدی دارم که به هیجان که میام ممکنه کمی خشن شم  -آخی  .. این چقدر هیجان انگیزه .. هوس آدم که میاد روی  کار,  خیلی کارا هست که آدم نمیشه ازش دوری کنه باید یه جوری باهاش بسازه و با هاش کنار بیاد و این بستگی داره به این که طرفت تا کجا با هات کنار بیاد .. می دونم که فر هنگت بالاست  منم یه عادتی دارم ..
 -چیه .عزیزم ..
 -اگه یکی مثلا منو با یه سکس زورکی و با حال بخواد سر حالم کنه منم دوست دارم زورکی و با حال کار کنم مثلا لگد بزنم بهش . آخ جون چه کیفی داره .. یه وقتی دردت نیاد ؟
-هر چی تو بخوای همونه .. هر چی تو بگی همونه . خیلی هم حال میده ..
همچنان دراز کشیده بودم و گذاشتم که با من حال کنه و حال بده . دستای کلفت و مردونه جبار به آرومی تمام تنمو  مالش می داد . حرارتی که از دستاش به تمام بدنم می رسید خون هوسو در رگهای من به جریان مینداخت .  با این که خیلی عجول بودم و دلم واسه کیرش لک زده بود اما حالاقلبم  هیجانی می خواست  تا  همچنان به شدت بتپه وآتنا  در انتظار کیر به ناگهان اونو در بدنش حس کنه .  انگشت روی کونم کشیدم تا ببینم میشه اونو مقاوم حس کرد یا نه و تا چه حد اون داروی آروم بخش و لذت دهندده اثر کرده .. جبار متوجه حرکت من شده بود . همون انگشتو گذاشت توی دهنش .. و نوک انگشت  خودشو کشید توی کونم و  انگشت وسطی و کلفتشو فرو کرد توی کونم تا یه دست گرمی داده باشه . چه شور و حالی داشت این کار اون . تا آخر انگشتشو کرد توی کونم .. اوووووووففففففف دلم می خواست ببینم اندازه اون انگشتشو ..  می دونستم کیرش چند برابر اون بلند و درازه .. آخه یه انگشت که چیزی نیست ولی مال جبار یه چیز دیگه ای بود . داغم کرده بود . آماده ام کرده بود . این ترسو در من ریخته بود که یه چیزی از بدنش وارد بدن من شده ... مدام این حرف دنیا طنین انداز گوش سر و گوش وجودم بود که آتنا بذار اول کست رو بکنه این قدر خود را حریص کون دادن نشون نده . اول کست رو با کیرش آشنا کن .. بذار بدنت اونو قبول کنه اون وقت با کونت کنار میاد .. منو به یاد پیوند اعضای بدن انداخته بود ... دوست داشتم بهش بگم  کون آتنا از بس کیر خورده که خیلی زود با هر کیری عادت می کنه . سیستم ایمنی کون آتنا گیرنده خوبی داره .. ولی نخواستم پیش این دختر خودمو زیاد پر کار نشون بدم . جبار انگشتشو که از کونم در آورد چند بار اونو فرو کرد توی دهنش و ملچ ملوچ می داد ..
-آخخخخخخ آتنا چقدر خوشمزه و با حاله . چه کیفی داره !
-نوش جونت . حالشو ببر .. حقته .. خیلی آقایی . کون من لیس زدن سوراخش حق مسلم توست .
 چند بار دیگه هم این کارو کرد . یه بار انگشتشوجلوی چشام گرفت نخواست بگه که مثلا اونو فرو کن توی دهنت می خواست لذت خودشو نشون بده .. من بی اراده و سر شار از هوس اون انگشتو گذاشتم توی دهنم و میکش زدم . طعم و بوی کونمو به خوبی حس می کردم . درسته نظافتو رعایت کرده بودم ولی اون تا ته انگشتشو کرده بود توی کونم .  این کار من اون قدر بهش لذت داد و حشرشو برد بالا که دیگه ندونست داره چیکار می کنه .. کف دستشو چند بار مالوند به کونم و بعد اونو گذاشت روی کسم و با قاچای کونم   ور رفت ..
 -آخخخخخخخخ .. جبار جبار کسسسسم کسسسسسسم .. کووووووونم کووووووونم .
کس من حسابی چرب و چیلی شده بود کف دستشو طوری روی کسم می کشید که دو تا لبه های کس در یه حالت موجی شکل و چین خوردگی حرکت کرده و کل بدن منو زیر پوشش حشر و شهوتی عجیب قرار داده بودند . برای لحظاتی حس کردم که یه چیز سنگینی افتاده رو من . کیرشو چند بار محکم به دو طرف کونم زد .  کپلامو لرزوند و می دونم که داشت با لرزش اونا حال می کرد ..
-واااااااییییییی نههههههههه
-آماده باش . نزدیکه .. جبار سینگ وارد می شود ..
 -جبار کس من اون جوری نیستا که تو خودت درسته با هیکلت وارد شی ..
-کیر منو هر کی که تحمل کنه تا آخر عمرم نوکرش میشم و هواشو دارم ..
-ولی یادت باشه جبار خان من دوست ندارم واسه من شریک بیاری . بری یه دوست دختر دیگه بیاری ..
اونم در شرایطی بود که اگه جونش هم می خواستم بهم می داد . این دیگه کف دستش نبود که به کسم فشار می آورد . کیر مثل یک گوی سنگی ولی استوانه ای بود که روی کسم نشسته بود .. لبه های کسمو به دو طرف باز کرد . کسم از قسمت بالا و پایین هم یه تکونی خورد و حس کردم که اون استوانه پهن حرکتشو شروع کرده . شعله ای از هوس دور و بر کس من در حال پخش شدن بود که داشت کون منو هم می سوزوند ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی