ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ضربدری بر خط قرمز 1

نمی دونم چرا از اول ازدواجمون کنه شده بود .. می گفت هر کاری که می کنی منم باید بکنم . نمی ذاشت  برم فیسبوک یا سایتهای سکسی . می گفت منم باید باشم منم باید بیام.. اگه داستان سکسی می خونی منم باید همراه تو و در کنار تو بخونم . تا یه مدتی منم بی خیال این بر نامه ها شدم . غیرتم اجازه نمی داد که اونم پا به پای من بشینه و این بر نامه ها رو ببینه و یا داستانها رو بخونه . از شانس بد من هر وقت من خونه بودم اونم خونه بود .. حالا گاه چی می شد که یکی دو ساعتی رو از شرش خلاص بودم . تارا زن خوشگلمو میگم که دو سالی رو ازم کوچیکتر بود و بیست و پنج سال سن داشت . با یه  اندامی نه چاق و نه لاغر .. صورتی گرد و تپل .. با سینه هایی نیمه درشت  .. باسنی  هم متوسط وخیلی هم حشری .. منم مردی نبودم که اهل زن بازی و دنبال این دختر و اون دختر بودن باشم . خلاصه دوتایی مون وقتی از سایتهای سکسی بر می گشتیم به رختخواب .. میفتادیم به جون هم و خیلی حال می کردیم .. اونم خیلی گیر بود .. هر وقت می رفتم تا با تصویر یه زن کون گنده حال کنم می رفت عکس یه مرد رو با کیر کلفت می آورد تا جبران کرده باشه .. ولی یه خوبی سایت ها ی این جوری اینه که بیشتر برای مردا ساخته شده . اون خیلی حسادت می کرد با این حال من دوست نداشتم که اون عکس لخت مردا رو ببینه . هر وقت به یک متنی می رسیدم که از سکس ضربدری و داوطلب بودن برای اون می گفت فوری از اون صفحه خارج می شدم تا  یه وقتی زنم تحریک نشه . تا این که یه روز حس کردم که دیدن این همه عکسای سکسی و خوندن داستانهای تحریک آمیز در کنار تارا طوری رو من اثر گذشته که هوس زن دیگه ای رو کردم . ولی نمی شد از دست این زن در رفت . یه روز که  اومدم خونه تا را رو ندیدم . ظاهرا داشت دوش می گرفت . گفتم بدون سر خر برم و سری به این سایتها بزنم . اوووووووووهههههه چی می دیدم . یه زن و شوهر بالای چهل سال داوطلب سکس ضربدری شده بودن .. زن قالب کون و کس و سینه ها و مرد هم عکس کیرشو گذاشته بود .. اووووووووهههههه عجب چیزی بود این زنه . با این که تارا خیلی خوش اندام بود ولی کون برجسته و اندام خوش این زن منو حشری کرده بود .. اونا درخواست سکس ضربدری رو داشتن ... فرصت برای فکر کردن کم بود . تحریک شده بودم به این که من و تارا  بریم و با اونا سکس ضربدری کنیم . کیر من پنج سانتی بزرگتر از کیر اون مرد نشون می داد . این طور هم نوشته بودن  که زن  عاشق کیر کلفت و درازه و اندازه کیر حداقل باید بیست سانت باشه .. . یه دستی به کیرم کشیده یه نگاهی به اون کون خوشگله انداختم تا کیرم شق شه .. کیرمو اندازه گرفتم و 21 سانت بود .. فوری از خونه رفتم بیرون . رفتم به یه کافی نت تا واسه این زن و شوهر ایمیل بدم و ازشون کمک بخوام .. که واسه به راه آوردن تارا با من همراهی کنن . یه خورده می خواستم فکر کنم که چی بنویسم  . و دیگه در منزل فرصت فکر کردن نداشتم .چون تارا از حموم میومد بیرون .  خلاصه رفتم به یه کافی نت و تا می تونستم پیام دادم ..  یه ساعتی هم اون جا نشستم ولی جوابی دریافت نکردم .  وقتی بر گشتم خونه تا را رو دیدم که  جلو کامپیوتر نشسته  اتفاقا داره به همون صفحه ای که سعید و سپپیده اون زن و شوهر چهل سال به بالا در خواست سکس ضربدری کردن نگاه می کنه . ..  ..
 -تورج خان .. تو منزل بودی ؟
-چی بود ..
 -کی بهت گفت وقتی من نیستم اینو روشن کنی ..
 -پس تو چرا  روشنش کردی
-واسه ما فیلم نیا .. ببینم این زن و شوهر چی دارن میگن ..
-هیچی به درد تو نمی خوره .. به درد ما نمی خوره ..
-من نمی فهمم تو داری چیکار می کنی . این روزا مثل گذشته به من توجه نداری . قدر منو نمی دونی . من باید یه جایی ازدواج می کردم که قدر منو بدونن . یه مرد میانسالی که واسم ارزش قائل شه ..
 بد جوری هوس کون اون زنه رو کرده بودم .. تارا هم تازه از حموم  اومده بود و خیلی حشری به کیر اون مرد نگاه می کرد . نسبت به اول ازدواج کمی گستاخ و بی پروا به نظر می رسید . با این که منم خیلی حشری بودم سعی کردم خودمو بی حوصله نشون بدم .  رفتم تو خط فیلم ..
 -من نمی دونم چطور بعضی زن و شوهرا چه جوری راضی میشن که تن و بدن خودشونو در اختیار یک زوج غریبه قرار بدن . چه طور حاضر میشن که ببینن زوجشون با یکی دیگه در ارتباطه .
تارا : خب معلومه وقتی بخوان به زندگیشون تنوع بدن همینه دیگه .  اصلا چه ایرادی داره !
 -تارا اصلا از این صفحه خارج شیم . این چه هیکلیه که این زنه داره .. حالمو داره به هم می زنه ..
تارا یه نگاهی بهم انداخت و گفت اتفاقا لیاقتت به همیناست تا قدر منو بهتر بفهی . همون شوهرشو می بینی ؟! اگه اون جای تو باشه می دونه که چه رفتاری باهام داشته باشه .. راستش می خوام یه چیزی بگم می ترسم دعوام کنی  -نه حرفتو بزن ..
 -نمی دونم چرا ولی یه حسی بهم میگه اگه ما یه سکس ضربدری داشته باشیم تو اخلاقت عوض میشه .. زندگی زناشویی ما هم یه سر و شکلی به خودش می گیره .. مثلا همین زوج چطوره .. تو برو با این زن حال کن  تا قدر منو بفهمی .. شوهرشم به من حال میده تا بفهمی که مردم چه جوری قدر زنت رو می دونن . ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی