ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

ضربدری بر خط قرمر 3(قسمت آخر )

من و سپیده رفتیم یه سمت تخت و سعید و زن من رفتن به سمت دیگه اش .. خوشم اومده بود . تارا اصلا کیف نمی کرد .. دیگه رودر بایستی با تارا رو کنار گذاشتم . می دونستم که دیگه اون حرف بزن نیست . باید نشون می دادم که منم می تونم حال کنم و لذت ببرم . سپیده به دمر رو تحت افتاده بود .. کون برجسته اش  زیبایی خاصی به اون محیط بخشیده بود . زیبایی از این نظر که منوبه اوج هوس رسونده بود .  سعی کردم به سمت چپم نگاه نکنم و حواسم پرت نشه .. توجهم فقط به کار خودم باشه . لباس خواب سپیده رو دادم بالا .. و اونو از سرش در آوردم . سوتینشو باز کردم . لبامو گذاشتم رو شونه هاش .. 
-عزیزم خیلی خوشگلی و آبدار ..
- نشون بده که چقدر تشنه ای تورج ..
-مگه نمیبینی. ؟ حسش کن . حسش کن ..
-فقط از نگات ؟ لمسم کن . لمسم کن .. ا
نگشتامو روی پوست لطیف و پشتش می کشیدم .. حالا نوبت شورت فانتزیش بود که اونو از پاش در آرم . تصادفا سرمو بر گردوندم به طرف  چپ ...  سعید هم منو دید و یه چشمکی بهم زد که معناش این بود که زنشو سر حال کنم و تا این جای کارم خوب بوده .. من که هنوز کاری نکرده بودم ولی می تونست بفهمه که روحیه زنش چقدر شاده .. با دندونام چند بار شورت سپیده رو کشیدم پایین و زبونمو از نوک و از پهنا کشیدم رو کونش .  جفت دستامو رو کونش گذاشته و پس از باز کردن شکافش زبونمو اون وسط به حرکت در آوردم ..
-اووووووههههههه تورج .. تورج .. من کیر می خوام .. من کیر می خوام ..
 از سمت چپ فقط صدای سعید چهل و پنج ساله رو می شنیدم که به تارا می گفت چه کس تنگی داری ! چه کس تنگی داری .. یه نگاهی به کس سفید و تپل و برق انداخته سپیده انداختم . درسته که کس اون گشاد تر از کس تارا بود ولی به هیکلش میومد و اینو هم باید در نظر داشت که سپیده هفده سال بزرگ تر از تارا بود . سپیده رو کرد . شورت منو در آورد .. حالا دو تایی مون کاملا لخت بودیم . اون طرف کیر شق شده سعیدو هم می دیدم که تارا خیلی خونسرد دستشو دورش لول کرده بود . و با کیرش بازی می کرد . سپیده هیجان زده کیر منو گرفت به دهنش  سعید : آقا تورج خیلی خوش شانسی .. ما باید لفظی بدیم تا این سپیده کیر ما رو ساک بزنه ..
 یه نگاهی به تارا انداختم  ولی اون نگاهش متوجه من نبود .. با این حال گفتم فدات آقا سعید تارا هم خیلی خونگرمه و با حال ساک می زنه .. دیگه تارا هم  شروع کرد به ساک زدن ...  سپیده در حال ساک زدن کیر من بود که ازش خواستم یه استیل سگی به خودش بگیره .. چون کیر من هوس کس و کون داشت . کیرمو از همون پشت کر دمش توی کس سپیده  ...
-آخخخخخخخخ آخخخخخخخ کسسسسسسم کسسسسسسم ..
 سعید کف می زد ..
سپیده : سعید تو به تارا برس .. بهش حال بده . که بازم خوشش بیاد و بیاد این جا ... حواست به منه ؟
سعید : عزیزم لذت می برم می بینم این جور داری حال می کنی .. منم خیلی خوشم میومد ..
 سوراخ کون سپیده هم به من چشمک می زد . پهلو های پر سپیده .. شونه های تپل ..  کمر یکدستش .. و موهای خوشگلی که پشت سرش جمعشون کرده بود .. چقدر از استیل کیرم در ترکیب با کون گنده اون خوشم میومد که حداقل پونزده سانت از کیرمو می کردم توی کسش و همونو می کشیدم بیرون .. خیلی بهم حال می داد .. از اون طرف تازه ناله های خفبف تارا رو می شنیدم که  از سعید می خواست اونو محکم تر بکنه . از بس اونو با کیر کلفت گاییده بودم کیر سعید کم آورده بود . ولی می دونستم به خاطر تنوع هم که شده داره حال می کنه .. سپیده از عقب کونشو به سمت کیر من می فرستاد و من هم  کیرمو به سمت جلو پرت می کردم ..
 -بکش بیرون .. بکش بیرون ..
کیرمو کشیدم بیرون .. فکر کردم دردش گرفته ولی سپیده با کف دستش چند بار کوبید به کسش و آب کسش با فشار خالی شد ..
 -اووووووففففف چقدر مزه داره کیف داره .. جووووووون جوووووووووون جووووووووون ..
 طاقباز کرد و ازم خواست که کیرمو از رو برو بکنم توی کسش .. بغلم کرد محکم منو به خودش فشرد .. کیرم طوری طوی کسش قفل شده بود که تکون بخور نبود .. دیگه کیرم به حد انفجار و فوران رسیده مثل کوه آتشفشان مواد مذابشو ریخت بیرون . آبم توی کس سپیده خالی شد ..اون طرف سعید حرکات مختلفی رو روی زنم پیاده می کرد . دیدم داره کس زنمو لیس می زنه ..
-آههههههه سعید .. ارضام کن .. نزدیک شدما .. اوووووفففففف ..
دستاش رو سر طاس سعید قرار داشت .. دیگه سر پر موی من نبود که موهامو بکشه و هوسشو کنترل کنه .. سپیده اسیر کیر من شده بود ..
 -بگو چی می خوای ..
ونویه دور بر گردوندم .. دمرش کردم . دستمو گذاشتم زیر کمرش و اونو آوردم بالا .  خیسی کس سپیده رو به روی کونش کشیده و کیرمو گذاشتم روی کونش ..  سینه های درشت سپیده رو هم آروم آروم چنگش می گرفتم تا اون درد کمتری رو در ناحیه کونش حس کنه .. صدای تارا رو می شنیدم که به سعید می گفت تو چرا حواست به اون طرفه حالا شوهرم داره تو کون زنت می کنه .. بذار بکنه .. تو به کار خودت برس .. از تورج بی غیرت یاد بگیر که اصلا در بند من و تو نیست . حالتو بکن ...
خوشم میومد حرص خوردن تارا رو می دیدم . به زحمت نصف کبرمو کردم توی کون سپیده .. روحم ,  جونم , عمرم تازه شد . حال کردم . زندگی و تنوع و عشق و هوس به این میگن . خوراک واقعی کیر من همین سپیده جون بود .. قشنگ به قالب بر جسته کونش نگاه کرده و واقعا چی درست کرده بود این سپیده .. داشتم خوب به دو تا قاچ و برش کونش نگاه می کردم که ببینم چه جالبه که کاملا یه اندازه اند . هر چند مال بقیه هم همینه ولی فقط دوست داشتم نگاش کنم . کیرمو می کشیدم عقب و سوراخ کونش باز تر می شد کیررو به سمت جلو حرکت داده  بسته شدن سوراخو می دیدم.. چه صحنه های پر شکوهی .. لذت بخش .. اعصابمو آروم می کرد . سپیده با کف دستش مرتب می زد به کسش .. من انگشتامو فرو کردم توی کس سپیده و با حرکات سریعم اونو ار گاسمش کردم و این بار توی کونش خالی کردم .. اون طرف دیدم سعید و تارا  همچنان مشغولن .. و سعید رو سینه های تارا خالی کرده .. .. خوشحال شدم که توی کسش خالی نکرد . با این که زنشو حسابی کرده بودم ولی نمی دونم چرا دوست نداشتم توی کس تارا خالی کنه .. تارا لباشو ور چیده بود و با اشاره طوری که سعید و سپیده نفهمن بهم گفت که برم سمتش . انگار تازه قدر کیر منو فهمیده بود .. سعید نتونسته بود ارضاش کنه . منم حالیش کردم که زشته . الان دیگه سعید همه کاره و اختبار دار اونه .. ولی واسه این که بعدا رفتیم خونه رو من منت نذاره گفتم آقا سعید اگه ایرادی نداره یه سکس دو به یک هم داشته باشیم ..
سپیده : من حوصله کیر شوهرمو ندارم . تو برو طرف زنت . ولی باید قول بدی که جون داشته باشی و بازم بیای طرف من .. ..
رفتم زیر  زنم تارا دراز کشیدم و اون اومد رو کیرم نشست ..
-آخخخخخخ آخیشششش .. اووووووففففففف ..
 داغ کرده بود و چاره درد و داغی اون کیر من بود ... سعید هم رفت یه کرم آورد و مالوند به سوراخ کون زنم و کیرشو فرو کرد توی کون تارا . از اون جایی که تارا به من کون داده بود تونست کیر سعید رو تحمل کنه ..
 -جاااااااان .. فدات شم ..
سپیده هم با لذت اومده بود جلو و صحنه گاییده شدن زنم توسط دو تا کیر رو به خوبی ورانداز می کرد .. تارا لباشو گذاشته بود رو لبام و منم به سرعت می کردمش . می خواستم نشونش بدم که باید قدر کیر منو بدونه . حس کردم که ارضا شده .. چون از دو طرف کسش یه  مایعی در حال بیرون ریختن بود .. آب کیر سعیدو دیدم که داره یواش یواش میاد پایین . اون توی کون تارا خالی کرده کیرشو کشیده بود بیرون .. ولی زنم از من آب می خواست . کسش تشنه بود . سپیده شیره منو کشیده بود ولی به خودم فشار آوردم تا چند قطره ای رو توی کس تارا خالی کردم .. فکر می کردم تارا دیگه عادت کنه به سکس ضربدری و زوجهای دیگه ای رو هم بیاریم روی خط ..ولی ته دلم دیگه راضی نبودم . این دفعه رو شانس آوردم که این جوری شد و در واقع من بیشتر حال کردم ولی بعدا چی ؟ آیا می تونستم جنبه شو داشته باشم ؟ خوشبختانه تارا با من هم عقیده بود که دور این چیزا رو قلم بگیریم .. ولی بدون این که بهش بگم من و سپیده رابطه خودمونوادامه دادیم . سعید هم در جریان بود . طبعش زیاد گرم نبود و همین که یکی باشه که به زنش حال بده و طوری اونو بکنه که سر حال باشه و به جونش غر نزنه واسش یه دنیا ارزش داشت . تازه کلی هم هوامو داشت و منت منو هم می کشید که زنشو بکنم .. چیکار کنم دیگه مرخصی استحقاقی  واسه همچین موقع هایی به درد ما مردا می خوره که بتونیم زنا مونو دور بزنیم .... پایان .... نویسنده ..... ایرانی