ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

فدای شوهر چیز فهم 2 (قسمت آخر )

شهاب متوجه حالتم شده بود
 -عزیزم سخت نگیر . یادت باشه پیش دکتر زنان که میری پزشک مرد محرمه .. اینم همین حالتو داره ..
 من نمی دونستم چی داره میگه . فقط وقتی  ریزش چکه چکه روغن ماساژو روی کونم حسش می کردم داشتم آتیش می گرفتم . این آتیش هوس بود . تمام وجودم داشت می سوخت . کف دست نورمن اون قدر پهن بود که حتی وقتی دو تا دستشو گذاشت رو دو طرف باسنم فکر کردم تمام قاچ و کپلمو پوشش داده .. دو طرف یک سمتو آروم چنگش گرفته می آورد به سمت بالا ولش می کرد . سرمو به سمت شورتش خم کردم .. وووووووییییییی  اگه شهاب ببینه چی میشه . کیرش طوری شق کرده بود که کاملا توی شلوارش افقی به نظر می رسید . من بمیرم .. یه نگاه به شهاب انداختم .. اتفاقا اونم به  کیر نورمن زل زده بود . چشامو بستم و بی خیال شدم .. اما اون ول کن باسنم نبود . نقطه ضعف منو فهمیده بود . هر لحظه حس می کردم که ممکنه شهاب عصبی شه و بیاد یه چیزی به این  مرد بگه . نوک انگشتای نورمن در تماس با کس و سوراخ کونم قرار گرفته بود طوری  که من لبامو گاز می گرفتم . آخخخخخخخخ بمیرم من ! شهاب دید که من لبامو گاز گرفتم ..
 -دردت میاد آتوسا ؟
-نه خوبه ..
 چیز عجیبی دیدم . حرکتی که نمی دونستم علتش چی می تونه باشه . آیا شوهرم از این که یه مرد غریبه داره تن بر هنه منومالش میده به هیجان اومده ؟ یا این که در اثر دیدن تن لخت من به این صورت حشری شده ؟ شهاب داشت کیرشو می مالید .. شوهرم از جاش پا شد اومد سمت من ..
 -آتوسا این مرد حرف نداره
-منظورت کارشه ؟
-آره منظورم همونه ..
یواش یواش داشت به ذهنم خطور می کرد که نکنه شهاب هم از اون مردایی باشه که وقتی زنشو جلوی چشاش می کنن حال کنه . من که در اون لحظات این طور دوست داشتم .. دستای شوهرم  از پهلو ها رفته بود روی سینه هام .. نورمن همچنان با هیجان خاصی داشت مالشم می داد ... شهاب که انگلیسیش بد نبود یه چیزی به اون مرد گفت و بعد به من گفت که آتوسا حالا طاقباز کن .. اووووووووففففف دیگه این آخرش بود . این جوری هم کس و هم سینه هام کاملا در دید قرار می گرفت و بی حجابانه تر از حالت دمر بود .. کسم حرف نداشت از اون کس های نقلی بود که وقتی پاهام به  هم می چسبید انگاری کس قایم می شد . خیلی کوچولو بود . شهاب بهش می گفت توت فرنگی .. آخخخخخخخ چی می شد نورمن اون توت فرنگی رو می خورد . من طاقباز شدم . حالا اون مرد روغنو رو قسمت جلوی بدنم پاشید و از سینه هام شروع کرد . با هوس طوری که انگاری می خواد چند لحظه بعد کیرشو فرو کنه سینه هامومالش می داد .. شهاب چطوره ..
-خوبه .. عزیزم تو سختت نیست ؟ ..
 نورمن همه جامو می مالوند به کسم  که می رسید منحرف می شد . لبامو همچنان گاز می گرفتم ... شهاب اومد و دستاشو گذاشت رو سینه هام 
 -چیکار می کنی زشته
-دیوونه . اون مرد غریبه می مالونه زشت نیست حالا من می مالم زشته ؟
 -آخه اون به حساب ماساژه .. آخخخخخخخخ نکن .. نکن شهاب داری تحریکم می کنی .. نکن .. خواهش می کنم ..
-عزیزم دوست داری که نورمن توت فرنگی تو رو بمالونه و میکش بزنه ؟ خیلی تر شده ..
-نههههههههه از این حرفا نزن .  نمی خوام جز تو دست مرد دیگه ای بهم برسه واسه این که کاری باهام بکنه ..
 -آتوسا .. چشات چیز دیگه ای میگه ..
-نههههههه نههههههه توخودت گفتی یه مرد بیاد این جا ..
-آره ؟ می خوایییی ؟
-نه شهاب .. خواهش می منم ..
 نورمن پاهامو مالش می داد شهاب هم نرمه گوشمو میکش می زد .
 -نگاه کن کیرش چطور شق شده آتوسا ؟  طفلک گناه داره ..
اوووووووففففف این چه حرفی بود که تحویلم می داد . ولی دوست داشتم . در اون لحظه شوهر بی غیرت دوست داشتم . می مردم واسه شوهر بی غیرت خودم . سرشو تکون داد . یه اشاره ای به نورمن زد و یه چیزی هم گفت .. شهاب دستشو گذاشت دو طرف پاهام . اونا رو به دو سمت بازشون کرد . لبای کلفتی رو روی کسم حس می کردم . اون لبای شهاب نبود .. اون لبا خیلی کلفت نشون می داد .. اوووووخخخخخخ کسسسسسم ... مرد انگلیسی میک زدنو شروع کرده بود . اون داشت جلو شوهرم کسمو می خورد .. تا  خواستم یه حرفی بزنم و یه نازی بکنم شهاب کیرشو در آورد و اونو به سمت دهنم گرفت . کیرشو فرو کرد توی دهنم ... از هوس زیاد ناشی از میک زده شدن کسم بی اختیار چند بار کیر شهابو گازش گرفتم . حس کردم خیلی راحت توسط نورمن ار گاسم شدم . لبام بی حس شده بود .. هنوز سر مست از ار گاسم اول بودم که کیر کلفتی رو توی کسم در حال حرکت حس می کردم .. شهاب آب کیرشو ریخته بود توی دهنم.. همه شو خوردم .. نور من رو من خم شده لبامو می بوسید و چه با سرعت کسمو می کرد .. دستامو دور کمر نورمن حلقه کرده و از هوس می خواستم خودمو پرت کنم پایین ..  داشتم می سوختم منفجر می شدم ..ده دقیقه ای داشت منو می گایید .  لبامو کج کرده شهابو فریاد زدم ..
-عزیزم بگو کیرشو بکشه ..
ولی نورمن ول کن کسم نبود .. با دو تا دستام یه لحظه هلش دادم .. جاااااااان کیرش که اومد بیرون آب کسم با فشار ریخت بیرون .. نور من دور و بر کسمو طوری می لیسید که هوس کردم دوباره منو بکنه .. دیدم شهاب رو تخت دراز کشیده منتظرمه .. رفتم رو ی کیرش .. شهاب کیرشو فرو کرد توی کسم .. نور من هم با همون روغن سوراخ کون  و روی کیرشو چرب کرد و فرو کرد توی کونم
-آیییییییی .آیییییییییی شهاب به این دیوونه بگو آروم تر کونمو بکنه..
 شهاب : عزیزم حالا این چند دقیقه رو تحمل کنم .
 خوشم میومد با پنجه های قدرتمندش کونمو در چنگ خودش گرفته بود .. حتی کون منم از کیر این مرد خارجی لذت می برد .. نورمن دیگه بی حس و سست شده بود آبشو خالی کرد توی کونم و شهاب هم ریخت توی کسم .. وقتی اون مرد رفت کمی احساس شرمساری می کردم ..
-آتوسا واسه چی ناراحتی من خودم خواستم . تو که بهم خیانت نکردی .. اگه بدون اجازه من کاری می کردی من ناراحت می شدم ..
-فدای تو ..
وقتی هم که بر گشتیم ایران و چند روز بعد در مهمونی بهم گفت که اگه راضی باشه با دوست قدیمش محسن و زنش مینا یه بر نامه سکس ضربدری بذاریم بد نیست و اونا راضین اولش یکه خوردم .. محسن و مینا هم سن و سال و تقریبا هم تیپ ما بودن .. یه لحظه از این که شوهرمو با  زن دیگه ای حس کنم ناراحت شدم ولی وقتی که مردانگی شوهرمو در تایلند به یاد آوردم خودمو قانع کردم که باید از خود گذشتگی رو با از خود گذشتگی جواب بدم .. موافقت کردم .. حالا دو تایی مون هیجان زده منتظر اون دو نفر بودیم . فکر کنم شوهرم هیجان بیشتری داشت . امشب اونم این تابو رو که با زنی غیر من نبوده می شکست .... پایان .... نویسنده .... ایرانی