ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 86

کیر من تا حدودی شق شده بود .
-جمال جون برو کنار من می خوام صحنه هیجان انگیز ورود کیر عمو جونو ببینم که چه جوری کون پدرت رو ردبفش می کنه ..
جبار : دوست دارم  پاره پاره ام کنی ..
جلال : اتفاقا اگه پاره نشی بهتره . چون باید کم بدی همیشه بدی . این جوری بیشتر مزه ات می کنه . من می دونم .. تو اگه یه روزی کون ندی باید یه چیزی رو فرو کنی توی کونت ..
جمال : بابا جون کونی بودن ژنتیکی هم میشه ؟
-نه پسرم چی داری میگی .. بابا بزرگ هم کونی بوده
-پشت سر مرده حرف نزن
 -مگه کون دادن بده که ناراحت میشی میگی حرف نزن ؟
 جبار : جمال جون یه خورده جلو اون زبونتونگه داشته باش یه وقتی شیدا جون میگه  این جا چه خبر باشه و  تصورات بد می کنه ..
-راحت باشین . من خوشم میاد محفل گرم و صمیمی شما رو می بینم . واقعا  مملکتی که داره روی کون شما می گرده باید گفت که دنیا داره از روش نمونه بر داری می کنه که چطور یک مشت کونی دارن مملکتو اداره می کنن  این چه کلیدیه که داره این قفل ها رو باز می کنه ..
جمال : اون کلید دار ما خودش قبلا قفلش باز شده ..
جبار: پسر! ما رو از نون خوردن ننداز . بذار کونمو نو بدیم حالمونو بکنیم . هنر بالاتر از کون دادن چی می تونه باشه ؟ ما هنر مندیم . با کونمون داریم مملکتو اداره می کنیم .
رو کردم به همه شون و گفتم شما با کونتون دارین کیر می زنین ..
 دسته جمعی همچین خندیدیم  که دیوارهای اتاق می لرزید . مثل خر کیف می کردند از این که بهشون می گفتم شما شیاد  هستید و دارین بیت المال رو هپلی هپو می کنین . خودشونم قبول داشتن . جلال کون سفید و تپلی داداشو که دید خیلی به وجد اومد و حرکات گاز انبریشو شروع کرد . خوب که به سوراخ کون جبار نگاه کرده که کیر برادرش جلال چه جوری اونو به پهلو ها بازش کرده می فرسته اون داخل به هیجان اومده و ساک زدن سمیه اثر بیشتری رو کیر من داشت . من و جمال دو تایی چشامون به کون جبار خیره شده بود ..
-سمیه جون
-چیه عزیز دل ..
-کیرم می خواد بره توی یه سوراخی ..
 -کس منم کیر می خواد تازه برادر شوهرم کونمو کرده حالا کسم هوس کیر کرده ..
عجب محیط با حالی بود . سابقه نداشت که این همه فعالیت سکسی داشته باشم و خیلی زود کیرم برگشت کنه به حالت اولیه اش . شاید از این که می دیدم مردا ن قدرت به خاطر کون دادن احساس ضعف می کنند و حتی گاه ضعیف تر از ما زنایی میشن که به ما میگن جنس ضعیف لذت می بردم .. این بار سمیه طاقباز دراز کشید و من از روبرو کردم توی کسش ..
 -ببخش سمیه جون یه حالت شلی داره
-نه خوبه همون به من لذت بیشتری می ده .. گوشت کیر تو نرم و خیلی با حال داره همه جای کسمو لیس می زنه . اگه بدونی چه حالی میده به آدم . بزن همین جوری .. این جا تمام کیر ها واسه تمام کون هاست . فقط من میون شما کس دارم بکن کس منو ..
  من و سمیه نزدیک جلال و جبار شدیم . سمیه دستشو گذاشت رو کیر شوهرش و باهاش بازی می کرد . یواش یواش زاویه ما نسبت به هم طوری شد که کیر شوهرشو فرو کرد توی دهنش . منم که کیرم بود توی کس سمیه .. همه سرشون به کاری بند بود .. دیدم جمال بیکار وایساده و هی دور و بر عمو و پدرش موس موس می کنه که عموهه چه جوری داره باباشو میگاد .  رو کردم به  جمال و گفتم آقا پسر بیا این قدر رو مخ ما راه نرو و زیادی به کیرت استراحت دادی می تونی بکنیش توی دهن من  ای کیر تو دهن !.. بازم تیکه انداخته بودم و کلی حال کردیم . جمال هم کیرشو کرد توی دهن من .. صحنه های با حالی شده بود .. به فاصله چند لحظه کیر ها یکی یکی آبشونو خالی می کردن . اول جلال که حسابی با کون داداشش حال کرده بود ریخت توی کون اون .. وقتی هم که جبار حس کرد کونش به اندازه کافی سیراب شده آبشو خالی کرد توی دهن زنش .. منم به شدت به هوس افتاده هیجان زده شدم و با چند تا ناله تو دهنی که کیر جمال نمی ذاشت خوب بنالم آبمو توی کس سمیه جون خالی کردم که دیدم کیر جمال داره توی دهنم خالی می کنه . همه مون دیگه خسته شده درو از داخل قفل کرده خوابیدیم . راستش چند روز گذشت و کلی حال کردم . از زندان اومدم بیرون . قاضی احضارم کرد ..
 -امید وارم که دیگه متنبه شده باشی . این روش تادیبی روی خیلی از زندانیا اثر بخشه و جنبه های مثبت تر بیتی داره . اصولا من با حبس طویل المدت مخالفم .. سر تکون می دادم و کس شرهای قاضی رو تایید می کردم تا زود تر دست از سرم ورداره و برم خونه . دیگه کسی بهم نگفت که چی شده و چی نشده . اما طوری هوامو داشتند که انگاری از یک سفر زیارتی بر گشته باشم و خیلی هم مراقب بودن که احساسات من جریحه دار نشه .  لاله دلش خیلی واسه من تنگ شده بود . از زندان پرسید و منم مجبور شدم به دروغ بهش بگم که خیلی سخت گذشت و از این حرفا ..
 -ولی به نظرم نمیاد خواهر جونی من گرسنه اش باشه ..
-چرا لاله جون .. که از خواهرواسم بالاتری .. اشتها دارم ولی  از بس خسته و کوفته ام که دیگه حال هیچی رو ندارم . بوی گند زندان .. جوراب گندیده ها .. تعفن . بوی رطوبت و سوسک .. آخ که چقدر محیط آلوده ای بود ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی