ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نامردی بسه رفیق 16

لباشو اسیر لبهای خودم کرده بودم . رسیده بودم به آخر دنیا . به لذتی که از اون لذتی رو بالاتر نمی دیدم . به هیجانی که منو به اوج قصه های خوشی رسونده بود . قصه هایی با پایانی لذت بخش . آرامشی که دوست داشتم قهرمانان داستانو اسیر خودش بکنه .حالا من غرق اون خوشی و آرامش بودم . یه لذتی که نمی شد گفت اندازه اش چقدره . یه احساسی که نمی شد بیانش کرد . کیرم توی کس قشنگ وتنگ عشقم داغ شده بود . داغی کسش هم داشت منومی سوزوند..
فروزان :فرهوش تند تر تند تر .. من دارم می سوزم . آتیش گرفتم ..
 یه حس عجیبی داشتم .
فروزان : نهههههههه نهههههههه چقدر شیرینه ..  سوختم . سوختم .. ولم نکن .. منوداشته باش .نذار فرار کنم ..
 -نهههههه نهههههههه عزیزم.خوشگل من مهربون من . دیگه نمی ذارم که فرار کنی .نمی ذارم که از آشیون عشق من پر بکشی . دوستت دارم . دوستت دارم ..
فروزان : حالا من اینو می خوام .یه چیزدیگه ای می خوام.بکن منو.. بکن .. بکن ..  
صداش طوری بود که حس کردم داره با حرص می خواد که اونو بکنم . شاید هنوزم به این فکر می کرد که باید انتقام بگیره . که عشقبازی با من نوعی تلافی وانتقام گیری ازسپهره .. فر هوش این قدر بهش گیر نده . حالتوبکن . ببین توحالا به لحظه ای رسیدی که فکرشو نمی کردی . دیگه متوجه شدم اون داره بازم به اوج کار می رسه . لذت می بردم که ناخنای قشنگشو به پهلو هام فرومی کرد تا هوس خودشو پخش وکنترل کنه . دیگه حس می کردم که بازم داره اوج می گیره . بازم با کیر من داره پرواز می کنه .. سکوت اون نشون می داد که ار گاسم شده . سنگینی خاصی رو داخل کسش احساس می کردم ومنم خیلی رمانتیک وبا احساس لباشویک بار دیگه اسیر لبان خودم کرده و خیلی آروم آبمو توی کسش خالی کردم . با جهش هایی که هر کدوم اونا یه داغی و حرارت خاصی داشتند . حرارتی که انزال من با تمام وجود بود . اونم دیگه نگفت چرا توی کسش خالی کردم . چشاشو باز کرد همون چشای خوشگلی که یه دنیا امیدو واسم به ار مغان آورده بود . لبامو یک بار دیگه گذاشتم رو لباش و تمام صورتشوغرق بوسه کردم .به کون قشنگش چنگ انداخته بودم . خیلی دلم می خواست کونشوهم می کردم . ولی دیگه روم نمی شد ادامه بدم .. آخه اون از جاش پا شد و طوری فتار کرد که متوجه شدم دیگه نمی خواد ادامه بده.
-عزیزم .. فروزان من .. اذیت شدی ؟
فروزان : نه ..
-چه حسی داشتی ..
 فروزان : سعی کردم همون حسی روداشته باشم که  شوهرم از بودن با زنای دیگه داره ..
 این حرف فروزان ناراحتم کرد ..
 -به خاطر خودت چی .. خودت که خیلی لذت بردی ..
فروزان : آره خودم خوشم اومد .
 دیگه چیزی ازش نپرسیدم . چون نمی خواستم لذت لحظه هام بره زیر سوال . لحظه هایی که منو به جاودانگی رسونده بود . بذار حس کنم که اونم آغوششو عاشقونه واسم باز کرده بود ..
فروزان : نمی خوای لباستوبپوشی ..
یه نگاهی به کیر آویزوون شده  خودم انداختم و گفتم چرا . الان می پوشم . گفتم شاید بازم بخوای که به لحظات خوشمون ادامه بدیم .
فروزان : خوشی ها تموم میشن . مثل زندگی آدم .. لحظه ها به انتها می رسن . نمی دونی شادی و غم از چه راهی وارد زندگیت میشن .
-برای من تومهمتر ازهر چیزی هستی .. نگو دیگه از این نگم . نگو که نگم دوستت دارم . نگو که نگم عاشقتم . اگه تو دوست نداری بشنوی منم دوست دارم که بگم. می دونی اون چه حسیه ؟ حسی که زندگی منو زیبا تر می کنه .  یه حس عاشقونه.. حسی که قلبمو می لرزونه .
 برای فروزان خوندم و خوندم و خوندم .. حتی دیگه نمی دونستم چی دارم میگم . غرق کلمات و رویای خودم شده بودم . می دونستم حرفای قشنگیه . ولی اگه می خواستم دوباره اونا رو بر زبون بیارم نمی دونستم چی گفتم . فروزان : می خوای بدونی من چه احساسی دارم ؟ احساس زنی گناهکار از انتخابی عجولانه که  خواسته گناهشو با گناه دیگه ای بشوره . که خواسته  غرورشو با گناه حفظ کنه.. لذت برده اما ...
نمی دونست دیگه چی بگه . می دونم می خواست کلماتی رو پیدا کنه که منونرنجونه . ولی من یه بار دیگه خودمو بهش نزدیک کردم .  دستامو گذاشتم دو طرف صورتش . تا یک بار دیگه به چشای قشنگش نگاه کنم . زیبا تر از آبی آسمان .. زیبا تر از دریای نیلگون .. زیبا تر از ستاره شب .. اون حرفاشو زده بود . ولی کاش می دونستم تمام اون چه رو که با چشاش داره میگه . نمی خواستم از چشاش تاسفو احساس کنم .
 -فروزان تنهات نمی ذارم . تنهات نمی ذارم . نمی ذارم احساس نومیدی بکنی. در کنارت می مونم . دوستت دارم چشاش پر اشک شده بود .. 
فروران : توهم مثل اونی ..
-یعنی منم بهت خیانت می کنم؟
 -فروزان : نه دروغ میگی ..
-واسه چی ؟
-فروزان : اصلا شما هیشکدومتون نمی دونین عشق چیه .. 
-من اونو بهت می چشونم ..
فروزان : حالم به هم می خوره ..
 -باشه عزیزم فدای اون چشای خوشگلت بشم من . نمی ذارم که احساس رنج کنی . در کنارت می مونم . با تو .. برای تو .. ... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی