ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 123

کامی دلش می خواست به اون نقط ای خیره شه که سینا داره باهاش حال می کنه و اونو داره لیس می زنه . منتظر بود بازم حرفای سینا رو بشنوه و پسر هم لذت می برد از این که احساس  خودشو بیان کنه . سینا داشت با درز کون و چاک وسط لاپای تمنا حال می کرد .. ملچ مولوچ و صدای بوسه های وارده بر کوس و کون و لاپای تمنا طوری بود که خود زنو به این هوس انداخته بود که سینا زود تر از کیرش استفاده کنه  -اووووههههه من دارم آتیش می گیرم .. جووووووون ... چقدر این داغه ..  همین جور داره لبامو آتیش میده . می سوزونه .
 کامی فقط زل زده بود به چهره سینا و می خواست شور هوس رو در چشاش ودر حرکاتش احساس کنه . می خواست ببینه که اون چه جوری داره با تمام وجودش از زنش لذت می بره .. همراه با ناله های سینا بازم کیرشو می کوبوند به سقف دهن زنش .. دستشو به طرف کون تمنا دراز کرد وقرار داد در همون قسمتی که دستای سینا داشت با کون زنش ور می رفت و اونولمسش می کرد  ..
-آههههههههه تمنا .. راست می گه . هرچی سینا جون میگه راست میگه . حق داره . چه کونی داری . چرا من تا حالا ندیده بودم و متوجهش نشده بودم . راسته که میگن وقتی که یکی دیگه از داشته های آدم میگه و لذت می بره آدم تازه به هوش میاد و قدر اونو می دونه ..
 کیرکامی از دهن تمنا در اومده بود ..  حالا زن به شدت جیغ می کشید .. چون  علاوه بر دست سینا دست شوهرش هم رو کونش قرار داشت فریاد می زد من کیر می خوام .. منو بکن منو بکن .. دیگه نمی تونم طاقت ندارم .. طوری این حرفو می زد که کامی هم حس کنه که داره به اون می گه ولی هم اون و هم شوهرش هر دو شون  می دونستن صدای دل و نیاز همو .. حتی سینا هم متوجه شده بود که تمنا تمنای اونو داره . تا کیر کامی از دهن زنش بیرون کشیده شد شوهره بازم خودشو رسوند به پشت زنش تا ببینه که سینا چیکار می کنه .. آب و ترشحات هوس  به اندازه ای از کس تمنا بیرون زده بود که آدم فکر می کرد که آب نهایی کس به شدت زیاد از تمنا خارج شده .. کامران دستشو به خیسی کس زنش مالید و اونو روی پوست کونش پخش کرد . تمنا اون دستو نمی خواست . به دستای سینا نیاز داشت و کامی هم دوست داشت که پسر به کارش ادامه بده .. نگاهش به کیر سینا بود .. نمی دونست با چه بهانه ای بگه که دوست داره سینا کیرشو بکنه توی کس زنش .. کیرش از تماشای صحنه تیز شده بود .. دل تو دلش نبود .. گیج شده بود ..  بزرگ ترین آرزوی زندگیش شده بود که کیر تیز و کلفت سینا رو در کس زنش ببینه .. و برای بار اول و در حالت اول ببینه که چه جوری در همون حالت قمبلی فرو رفته توی کون زنش .. اگه تمنا موافقت نکنه چی ؟ اگه آبروش پیش هر دو نفر بره چی ؟ رفت به سمت زنش .. لباشو به لباش نزدیک کرد ولی تا اومد لباش به اون لبا بچسبه اونو زیر گوش تمنا قرار داد و خیلی آروم بهش گفت ازت می پرسم کیر سینا رو می خوای ؟  فقط سرت رو تکون بده ... اگه می خوای من بهش بگم ... کامی سرش رو برد عقب به صورت زنش نگاه کرد . تمنا سرخ شده بود . بالاخره نیاز باغث شده بود که شوهرش احساس خودشو بیان کنه . به هیجان اومده بود . زن سرشو به علامت رضایت تکون داد . حالا کامی بی نهایت ذوق زده شده بود . حس می کرد که بیشتر راه رو رفته . چون وقتی که اون و زنش راضی باشن سینا هم می تونه راضی باشه . درسته که اونا همچین قول و قراری رو با هم نذاشتن . ولی هرچی بخواد به سینا میده تا زنشو بکنه . پول بیشتری بهش میده . چون این کار زحمت بیشتری داره .
کامران : سینا جان  من یه خواهشی ازت داشتم .. می تونم بگم ؟ ..
 صدای کامی می لرزید . استرس داشت . هیجان امونش نداده بود . تصور تماشای کیری دیگه در کس و کون زنش اونو از خود بی خود کرده بود .
-بفرمایید کامران خان ..
-اگه موافق باشی .. اول شما اقدام کن .. اقدام نهایی رو انجام بده .. می دونم که این جزو قرار داد ما نبوده  ولی ازت می خوام که کیرت رو فرو کنی توی کس تمنا .. اونو بکنیش .. پیش من . من با چشای خودم ببینم . جیگرم حال بیاد .. خود تمنا هم کیف می کنه . من می دونم من زنمو بیشتر و بهتر می شناسم ..
-نمی دونم آقا کامی چی بگم ..
-هر چی بخوای بهت میدم . بهت پاداش میدم .. خواهش می کنم ..
 -نمی دونم .. باید بدونم .. باید از زبون خود تمنا خانوم بشنوم . من نمی خوام فردا اون بگه که با اکراه و فقط به خاطر تمایل شوهرش این کار رو کرده و عذاب کشیده .. کامی با چهره ای التماس آلود به زنش نگاه کرد .. انگاری داشت گریه اش می گرفت  تمنا : با اجازه شوهر گلم .. با اجازه آقا و مرد خودم که اونو از یه دنیا و از خودم هم بیشتر دوستش دارم راضیم ..
 کامران طوری به وجد اومده بود که حدود یک دقیقه تمام داشت کف می زد . احساس آرامش می کرد .. درخواهش بعدی  فقط از سینا اجازه گرفت ..
 -سینا جان این پیوند مقدس بین کیر تو و کس زنمو می تونم برای بار اول خودم با دست خودم انجام بدم ؟
 اون دوست داشت کیر سینا رو از انتها بگیره توی دستش و خودش اونو به سمت کس زنش تمنا هدایت کنه .. و بعد اونا رو بذاره به حال خودشون و بشینه تماشا کنه .. سینا داشت به این فکر می کرد که کامی زیاده از حد درمان شده ولی باید یه بر نامه ای می چید که قبل از تموم شدن بر نامه امشب کامی هم زنشو بکنه تا درمان اصولی انجام شده باشه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی