ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نامردی بسه رفیق 15

لبامو غنچه کرده بودم تا غنچه کسشو آروم آروم ببوسم . اول نه میکش زدم و نه زبونش . فقط می بوسیدمش . اونم پی درپی و خیلی زیاد ..
 فروزان : نهههههه نههههههه فرهوش چیکار داری می کنی . عزیزم . زود باش .. زود باش ..
متوجه شدم که کیرمومی خواد . می خواد تا زود تر آخرین  ضربه رو بر این تابو وارد کنم . می خواد تا نشون بده خودشوکاملا در اختیار من گذاشته . جووووووووون .. ولی من حس یه آدمی رو داشتم که به بهترین شراب دنیا رسیده . فرصت داره به هیجان بیاد . می تونه اونو نرم نرم بخوره و لذتشو ببره . شروع کردم به میک زدن کسش . اول صداش در نمیومد . ولی بعدا صدای هوسش در اومد . دیگه از این نمی گفت که زود باش برو به مرحله دیگه . می دونستیم که سپهر امشبو بر نمی گرده و فر دا هم نمیاد . خودش اینو گفته بود . پاهاش .. پوست لطیف تنش .. همه و همه داشت آتیشم می داد . دوست داشتم زود تر به اون چشای خوشگش نگاه کنم . همون که به رنگ آسمون و دریا بود .  دریایی که منو غرق خودش کرده آسمونی که فکر می کردم  به من پرنده بال تازه ای داده تا به خاطر عشق اون پرواز کنم . پاهاشو از دو طرف به صورتم فشار می داد .  دو تا دستامو گذاشته بودم رو سینه هاش . لذت می بردم از این که نوک تیز سینه هاشو   لمس می کردم . برای لحظاتی به نظرم اومد که دیگه حرکتی نمی کنه .. متوجه شدم که باید کاروتموم کنم . باید ضربه نهایی رو بزنم . چه ناز چشاشو بسته بود . بازم لبامو گذاشتم رو اون چشای بسته اش . خودمو بالا کشیده بودم . دستمو گذاشتم رو دو  تا رون پاش و لاپاشو باز ترش کردم . سرکیرم درست رو سر کسش قرار گرفته بود . حالا چشاشو باز کرده به سقف نگاه می کرد . نمی دونم چرا نگاهشو به نگاه من نمی دوخت . دلم می خواست نگام کنه . تا حس خواستنو از نگاش بفهمم . دوست داشتم با تمام وجودش بخواد . بازم تشنه ام باشه . دوست داشتم اینو حس کنم که حتی اگه دسیسه منم نمی بود اون بازم خودشو تسلیمم می کرد . ولی می دونستم هیچ راه دیگه ای نداشتم که اونو به این جا برسونم . ظاهرا اونو یک بار ارگاسمش کرده بودم .. حالا باید این کارو با کیرم انجام می دادم . یه حسی بهم می گفت که اون می خواد خودشو برسونه به دنیایی که درش فکری نکنه . عیبی نداره عوضش من واسش فکر می کنم . یواش یواش خودمو بهش نزدیک کردم . بینی من رو بینی قلمی و خوشگلش قرار گرفته بود . لبامو رو لباش قرار دادم . برای ثانیه هایی این من بودم که داشتم اونو می بوسیدم . بوسه ای یک طرفه . خودمو به سمت بالا کشیدم . کیرم چقدر کند توی کسش حرکت می کرد . ولی با چسبندگی زیاد . فضایی که نشون می داد خیلی تنگه .. تا حالا به این اندازه وشدت با کوس کسی حال نکرده بودم . خیلی داغ بودم . داغ و حشری . دوست داشتم کیرمو می کشیدم بیرون آبشو با دستم خالی می کردم و دوباره فرو می کردم توی کسش . دلم می خواست تا هر قدر که دوست داره و حال می کنه بهش حال بدم . وقتی کیرم تا نیمه رفت توی کسش اونم  یه حرکتی به لباش داد و همراه بوسه ام شد .  حس کردم که الان خیلی بیشتر بهم می چسبه . به خودم فشار می آوردم تا منی ام توی کس غنچه ای و ناز عشق نازم خالی نشه . چقدر در این حالت زیبا بود . موهای بلندشو از سر تا به پایین لمسش کرده دستمو به آرومی روش کشیدم . موهاش تا وسطای باسنش می رسید ..  دوست داشتم اونو در حالتی هم که این موها قسمتی از باسنشو پوشش میده ببینم . ضربات کیرمو به طرزی برق آسا بر کسش وارد می کردم . لباشو کنار کشید تا بتونه از شنیدن صدای ناله هاش لذت ببره . من این طور حدس زده بودم .
-فروزان ! عزیزم .. عشق من .. تو یه گلوله آتیشی ..
 فروزان : من که عشق تو نیستم . فقط کارت رو بکن . بذار هر دو مون در لذت گناه غرق باشیم . در لذت هوس ..
-فدات شم ..
بازم موهاشو نوازش کردم ..
 -چه قشنگه  وقتی که موهای بلندت رو کمر و پهلوهات افشون میشه !
فروزان : سپهردوست داشت که موهام بلند باشه ..
 -منم دوست دارم .
فروزان : امان از دست تو .. به کارت برس. چقدر تو حریصی ..
 -از کجا می فهمی ..
فروزان : از چشات .
-از جای دیگه چی ؟
فروزان : اووووووهههههه چقدر کلفته ..
 -اگه بخوای فقط مال تو میشه .. برای همیشه ..
 فروزان : دوست داری بزنمت ..
 -نه .. دوست دارم منو ببوسی ..
 لباشو باز کرد تا من اونوببوسم . نمی دونم چرا حس می کردم که این بهترین لحظه زندگی من تا حالاست . لحظه ای که واسه رسیدن به اون خون دلها خورده بودم . فقط پنج میلیون هزینه کرده بودم .. اما خودم داغون شده بودم . حاضر بودم تمام سرمایه مو بدم تا به همچین لحظه ای برسم ...... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی