ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 120

سینا خیلی آروم دو تا کف دستشو گذاشته بود رو برش های کون تمنا و کون تپلشو از قسنت بالا به طرف پایین و از پایین به بالا می مالوند . هر کدوم از این قاچا رو در یه حرکت نیم  دایره ای قرار می داد و  با دو نا دستش طوری دو طرف کونشو حرکت می داد که  دو تا  برش از وسط به هم بچسبن .. تمنا آروم آروم ناله می کرد . حس کرد خیلی زود تر از اونی که تصور می کرد حشری شده .. یه نگاهی به شوهرش انداخت .. وااااایییییی چی می دید . اصلا فکرشو نمی کرد که اونم تا این حد تیز کرده حشری شده باشه . کیرش به شدت  شورتشو به سمت جلو نشون داده  بیش از اندازه شورتشو شبیه به قله کوه نشون می داد .
-اااااااوووووووهههههه سینا سینا .. عزیزم . عشق من ..
اون به این صورت حرف می زد تا مثلا کامی رو تحریکش کنه ولی ته دلش خیلی زود حشری شده و. حس کرد دوست داره که اون پسر به جا های عمیق  تری هم نفوذ کنه و تا می تونه  به اون حال بده . ولی از خودش می ترسید . ازکامی می ترسید از این نظر که نکنه کاری کنه که شوهرش بیش از اندازه حشری شه . کامی بیش از حد  حشری شده بود . اون و زنش بار ها و بار ها برای رفع این مشکل کنار هم فیلمهای سکسی دیده مدام کوس و کون و کیر غریبه ها رو به هم حواله می کردند ولی انگار این مسئله در اونا تاثیر چندانی نداشت . شاید حاالا که پسری غریبه اومده دست به نقد وارد عمل شده بود هیجان ناشی از سکس رو به اون بر گردونده بود . کامی حس کرد بیش از اونی که دوست داشته باشه بره سمت زنش دوست داره کیرشو در بیاره و با اون بازی کنه . درست مثل فیلمهایی سکسی که آدم به دیدنش دوست داره استمناء کنه . خودشو جای هنر پیشه مرد می ذاره که می خواد مثلا به جاش زن داستان یا فیلم رو بکنه . اونم در تصورات خودش می دید که داره زنشو می کنه . تمنا به شوهرش که در سه چهار متری اون قرار داشت اشاره ای زد و حالیش کرد که شورتشو در بیاره . این حرفو برای این زد که یه وقتی کامی فکر نکنه که زنش نسبت به اون بی توجه بوده و اسیر دستهای سینا شده . در حالی که از این حس خودش پیش  شوهرش خجالت می کشید .. سینا هم  از دیدن این صحنه ها دچار هیجان فوق العاده ای شده با تمام وجود و انرژی خودش سعی داشت طوری فعالیت کنه که هر دوی اونا رو حشری کرده رضایتشونو جلب کنه .. سینا چند دقیقه ای رو روی کون تمنا زوم کرده بود . یه نگاهی به شوهر تمنا که خیره به زنش نگاه می کرد انداخت . می خواست حالات اونو زیر نظر داشته باشه و ببینه که کدوم کارش  اثر بیشتری در اون داره . هر چند که هنوز قسمتهای زیادی از بدن تمنا باقی بود که با اون ور نرفته باشه ..
 -اوووووففففف سینا جون . فدات شم کونم داره می سوزه . لبه های کسم داره به کناره های پام فشار میاره اگه بدونی چه جوری داره منو از هوس می سوزونه .
 کامی شورتشو پایین کشیده بود و داشت با کیرش بازی می کرد . زن حس کرد که شوهرش هم تحریک شده .. ولی دوست داشت که با کیر سینا  حال می کرد . تعریف کیر سینا رو  از یکی دو تن از دوستاش شنیده بود و این که این پسر با چه قدرت و حرارتی با طرف مقابلش حال می کنه . منتها در این مورد قبل از این که به این ساختمون بیان چیزی به شوهرش نگفته بود که یه وقتی درش ایجاد حساسیت نشه .
-سینا مگه با تو نیستم . بمالون .. قاچای کونمو از وسط طوری به هم بچسبون که کسمو خوب کیپ کنه . بهش حال بده . کامی همچنان در حال جق زدن بود خیلی بهش کیف ی داد .. زن می گفت که  دو تا قاچا به هم بچسبه و کس داغ داغ بشه .. ولی کامی یه چیز دیگه ای گفت که می خواست حال کنه .
-سینا جون اگه می تونی کون زنمو از وسط یه خورده بازش کن تا من بتونم اون دو تا سوراخشو ببینم و خوب با کیرم بازی کنم . خیلی حال میده . آدم به یاد فیلمهای پورنو میفته که چند لحظه بعد دو تا کیر میره تو سوراخای این زن .
 -داش کامی من سه تا کیرو هم دیدم که با هم  وارد بدن یه زن شه ..
 تمنا : خوش به حال اون زن ..
کامی یه نگاهی به زنش انداخت و گفت
-تمنا راستی راستی تو خوشت میاد ؟
-تو چی دوست داری زنت از این کارا بکنه ؟  ووووووییییی سینا سینا .. کمرم .. کمرم سنگین شده ..
 ولی پسر همچنان در حال مالش تن و بدن تمنا بود که با تمام وجوسش تمنا می کرد تا سینا یه جوری اونو به آخر لذت برسونه . سینا می دونست که قرارشون این نیست . نباید بی گدار به آب بزنه و بهانه به دست کامی بده . ولی کامی که اصلا هوش نبود . انگاری در این دنیا نبود . از حال رفته بود . اون در خیال خودش همسرشو زن دیگه ای تصور می کرد و همه این جریان رو یک خواب و خیال که می تونست از این خیال خودش لذت ببره .
سینا : تمنا جون من چیکار کنم حالا با این کون .. بچسبونم یا طوری باز کنم که سوراخای کس و کون مشخص شه آقا کامی لذت ببره ..
-هر چی کامی میگه .. هر چی اون بگه . تو خودت چی تو چه جوری خوشت میاد .. سینا در حالی که از کناره ها صورت زن را می بوسید گفت منم هر طوری که شما خوشت بیاد و شوهرت پسند کنه  می پسندم که با شما حال کنم ..
 -اوووووفففففف ..
  زن یه نگاهی به شوهرش انداخت تا روحیه اونو ببینه . دوست داشت این شورت بسیار نازک فانتزی از پا هاش خارج شه و سینا هم شورتشو در بیاره ..
-کامی جون نظرت چیه من و سینا جون شورتمونو در بیاریم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی