ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 121

کامی : من که آرزومه . من که این جا واسه همین دارم آتیش می گیرم . سینا خیلی آقاست . اون اول بهش گفتیم که رعایت ما رو بکنه چقدر مودبانه و با احترام داره کارشو می کنه .. شاید سختش باشه کارشو بکنه . سینا جان هروقت حس کردم از مرز رد شدی بهت میگم . تو می تونی شورت خودت رو در بیاری منم برای این که سختت نباشه نشون بدم که کارت عالیه خودم شورت زنم , زن خوشگل و نازم تمنا رو در میارم ..
تمنا  بازم سرشو بر گردوندو خطاب به شوهرش گفت ..
-اوووووووففففففف عزیزم عزیزم چقدر برای تو خوشحالم . چقدر کیرت رشد کرده . به هیجان اومده . می بینم حسش می کنم ..
زن دل تو دلش نبود و به گونه ای با شوهرش حرف می زد که روحیه اونو ضعیف نکنه که اون فکر نکنه که بد جوری تمنا گلوش پیش سینا گیر کرده و هوس کیر اونو داره .. کامی هم از این که سینا داره با زنش ور میره به وجد اومده بود . قلبش به شدت می تپید . انگار زیاده از حد در حال درمان بود .. از اون طرف سینا هم  شورتشو در آورد . زن دمر افتاده بود و شوهرش هم رفت به سمتش . دستاشو گذاشت رو شورتش و اونو آروم به سمت پایین کشید . حالا این سینا بود که با وجود این که با زنان و دختران زیادی بود به هیجان اومده بود . از این که می دید مردی لقمه چرب و چیلی و آماده ای به نام زنشو داره واسه اون آماده می کنه . یه نگاه به صورت و کیر کامی و این که با چه هیجانی داره کون و بدن زنشو آماده کرده در اختیار اون می ذاره کافی بود که اونو متوجهش کنه که اون بی اندازه حشری شده و دوست داره که سینا به زنش حال بده . درسته که همه چی راحت نشون می داد ولی از نظر اون یه معادله سخت و پیچیده سه مجهولی بود که همه چی باید با هم حل می شد . رابطه اون با تمنا .. تمنا و شوهرش .. و مهم تر از همه سیستمی که اون و کامی رو به یک تفاهمی برسونه که باید تمنا رو بکنه . آخه قرارشون بر این بود که تا یه حد تحریک باشه و بعد کامی سکان کار رو در دست خودش قرار بگیره . ولی هیچ حرکتی در این زمینه از سوی کامی دیده نمی شد . کامی  در حال پایین کشیدن شورت زنش لباشو گرد کرده و می گفت اوخخخخخخ جووووووون جووووووون .. تمنا وقتی که این حرکات شوهرشو می دید هم لذت می برد و هم می ترسید . لذت از این نظر که فهمیده بود وجود سینا تا به حال خیلی مثمر ثمر بوده و ترس از این نظر که دوست نداشت کامی سینا رو دکش کنه ... کامران هم نمی دونست چه جوری حسشو نشون بده که دوست داره سینا پیشروی کنه . بازم اونو به هیجان بیاره . هیشکدوم در مورد این مسئله که چه قرار دادی کردند حرفی به میون نمی آوردند . همه شون دوست داشتند که خارج از قرار داد کار کنن . وقتی که کامی شورت زنشو از پاش در آورد رفت عقب . تازه چشمش به کیر دراز و کلفت و آماده رزم سینا افتاد ..
 -واااااااااوووووو تمنا عزیزم سرت رو بر گردون . چشات رو باز کن . سینا جون شورتشو در آورده .. ببین قبولش داری ؟ قبولش داری . اندازه اش خوبه ؟ دست کامی دوباره رفته بود رو کیرش . فکر می کرد که کیر سینا رفته توی کون زنش .. مدام جای دوتا سوراخ بالا و پایین رو عوض می کرد . کیر سینا رو تصور می کرد که از کس زنش بیرون کشیده میشه بعد در میاد و فرو میره توی کون زنش . تمنا جیغ می کشه میگه جر خوردم یواش تر .. حس کرد آبش می خواد خالی شه به حالتی رسیده بود که آب کیرش اومده بود اون دم دم .. فقط کافی بود نوک انگشتشو بکشه روی قسمت حلوی کیرش . کون تمنا رو خیلی وسوسه انگیز می دید ولی هوس اینو داشت که سینا بازم حرکتی رو به جلو داشته باشه . انگاری همه فکر همو می خوندن ولی بازم استرس داشتن که حس خودشونو در میون بذارن . و همه هم دوست داشتن که وقت بخرن یه جوری لفتش بدن . لفت دادنی که با عطش و هیجان زیادی همراه بود . تمنا به دیدن قالب کیر سینا دیگه بی حال شده بود ..
کامی : سینا جان کارت عالیه .. فقط بازم هیجان  بیشتری لازمه ...
 چقدر دوست داشت که زنش با کیر اون پسر ور بره . ببینه و بفهمه که تمنا تا چه اندازه لذت می بره و خودش هم در اون هیجان بسوزه و لحظه به لحظه اوج بگیره .. سینا رفت جلو تر .. یه لحظه یه نگاهی به کامی انداخت ..
کامی : آفرین بچه ها بیکار نباشین .. تمنا یه پهلو کن . آقا سینا بتونه دستشو به سینه هات برسونه . اصلا هر کاری که دوست داره می تونه انجام بده . اگه دوست داشته باشی می تونی با کیر سینا هم بازی کنی .. نازش کنی . اونو بذاری توی دهنت .. تا من ببینم ..
تمنا که  هر کاری می کرد نمی تونست جلوی هیجانشو بگیره گفت باشه عزیزم اگه تو این جوری خوشت میاد شور و حالت بیشتر میشه به خاطر تو حرفی ندارم .
 سینا کیرشو برد به سمت دهن تمنا .. یه دستشو گذاشت رو سینه زن و دست دیگه شو از مسیر کمر تمنا روی قاچای کونش قرار داد  کامی رفت  سراغ کون زنش . قاچای کونشو به دو سمت باز ترش کرد ..
 -آقا سینا حالا راحت تر می تونی کف دستتو بذاری روی کون تمنا جون ..
 برگشت عقب .. رفت به گوشه ای که اون دو تا کمتر حالتشو ببینن . ولی با این جال بازم دیده می شد . زن حس کرد که دستای سینا داره آتیشش میده . یه دست روی سینه اش .. یه دست رو کونش و اون چاک وسط که با کس در تماس بود .. و از طرفی کیری توی دهنش قرار گرفته بود که دوست داشت اون کیر وارد کسش شه یعنی  کامی اون اجازه رو به سینا میده که این کیر بره توی کسش ؟ داشت دیوونه می شد . اگه شوهرش ضد حال بزنه چی ؟ کاش خودش میومد به محل کارسینا  و به دور از چشاش و بدون این که به اون بگه وقت می گرفت و با سینا حال می کرد . بعدا هم می تونه این کارو بکنه ولی حالا رو چیکار کنه .. کامی دیگه رفت یه گوشه ای رو زمبن دراز کشید . نمی دونست به کدوم یک از این سه نقطه توجه کنه . به کیر جوان غریبه ای که رفته بود توی دهن زنش ؟ یا به دست سینا روی سینه درشت تمنا ..  یا اون دستی که کس زنشو فشار می داد و چنگش می گرفت و با سوراخ کون تمنا بازی می کرد ؟ و شق چهارمی هم وجود داشت و این که با کیرش چیکار می کرد . کیری که از دیدن صحنه به هیجان اومده بود و هوس اینو داشت که آبشو خالی کنه .. دلش می خواست وقتی آبشو خالی کنه که  از این هم بیشتر اوج بگیره . حالا اون از این می ترسید که چه جوری به روی تمنا بیاره که مثلا کیر سینا رو می تونه قبول کنه و این برای درمان شدن اونا نیازه . هراس داشت از این که نکنه زنش ناراحت شه .. و از این که کامی قبول کرده در مرحله فینالی هم تسلیم سینا شه اونو به بی غیرت بودن متهم کنه .. داشت از درون می پاشید .. سینا مرتب دستاش کار می کرد .. .. کامی دست از رو کیرش بر داشت تصمیم گرفت خودی نشون بده بعد سر صحبتو باز کنه و به روی زنش بیاره که می تونه از سینا کیر بخوره اونم نرم نرم این حرفو بهش بزنه .  .. رفت طرف اونا و دستشو گذاشت رو پاهای زنش .. بعد دستشو گذاشت رو سر تمنا و خیلی آروم با موهای سرش بازی می کرد .... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی