ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو گل دیگران 53

از اون طرف ماندانا از دور و نزدیک کاملا مراقب کارای خواهر شوهرش بود اون می خواست که ویدا رو به همون راهی بکشونه که خودش چند وقتی بود در همون مسیر می رفت . وحید اون مردی نبود که بتونه اونو ارضاش کنه .. یا واسش تنوعی داشته باشه . حوصله اش تو خونه سر می رفت . با دنیای تنوع و چت و فیسبوک و اینترنت به خوبی آشنایی داشت . اون خیلی زود تر از ویدا تابو ها رو شکسته بود . شاید اگه می دونست ویدا چند قدم جلو تر از اونیه که تصورشومی کنه  تا این حد حرص نمی خورد و خودشو به آب و آتیش نمی زد . می دونست که هوشنگ به خوبی کارشو وارده و می دونه که باید چیکار کنه . اون خیلی زود با همه بر می خورد با این که می دونست می تونه خیلی راحت با یکی جور شه و اونو به دام خودش بکشونه و در گوشه ای باهاش حال کنه ولی ترجیح داد یه جورایی پای دوست پسرش پرویزو به اون جا بکشونه . پرویز  در یکی از شرکت های دارویی کار می کرد که  برای اولین بار اونو در داروخانه شوهرش دید .. از نگاههای خریدارانه اش متوجه شد که اگه یه چراغ سبزی بهش نشون بده خیلی راحت اهلشه و می تونه اونو به خواسته اش برسونه . شماره تلفن اونو گرفت و خلاصه قلق همو گرفتن . پرویز مجرد بود و بیست و پنج سال سن داشت .. تقریبا هم سن و سال اون بود ولی بزرگ تر نشون می داد . ماندانا چند بار اونو آورده بود به خونه خودشون .با این که این اولین و تا حالا تنها موردی بود که با یکی به غیر از شوهرش رابطه بر قرار می کرد و خودشو کاملا تسلیم اون کرده بود ولی از همون اول خیلی راحت و بدون استرس باهاش کنار اومده بود . می دونست که اگه در این راه آدم هر قدر بیشتر بترسه بیشتر احتمال سوتی دادن و لو رفتنش میره   با این که اون و پرویز از سیم خار دار گذشته و خودشونوبه باغ همسایه رسونده بودن ..   رفته بودن به یه گوشه ای و میون چند درخت و چمن های نرمی که آزارشون نده ..
 پرویز : دیوونه ای دختر ما رو کشوندی این جا ما خودمون همو ن تهرون حالمونومی کردیم ..
-عزیز توکه با با مامانت خونه بودن و منم که دیگه چی بگم  نمیشه که از شادی و عروسی گذشت . طبیعتو ببین و لذتشو ببر کارت رو بکن .. می شنوی صدای بلبلا رو دارن برای  منو تو می خونن . واسه این که با هم راحت تر باشیم ..
ماندانا خیلی راحت بلوز و دامنشو که یه حالت آزاد داشت در آورد و اونا رو گذاشت یه گوشه ای .. پرویز محو هیکل اون شده بود . هر چند دو سه باری رو با اون سکس کرده بود ولی نه در طبیعت و زیر آسمان آبی که اون روز گرمای هوا هم به کمکشون شتافته اثری از خنکی نزدیک غروب نبود . اون خیلی راحت تر از ویدا با این مسئله که برای راحتی و تفریح میشه هر کاری کرد کنار اومده بود .
-اصلا فکرشو نمی کنی که کسی ما رو این جا ببینه ؟
-خب ببینه . اونایی که میان یا مث من و تو یه زوج هستند که درکمون می کنن یا یه دختره که لذت می بره از تماشای ما یا این که پسری ما رو می بینه اون وقت میاد و شریک تو میشه . چه اشکالی داره ؟! این که نمی شه دنیا همش به کام مردا باشه و شما آقایون لذت بیشتری ببرین .. آخخخخخخخ بیشتر باهاش بازی کن . چنگش بگیر .. چقدر چمنای این جا نرمه .. یه خورده بجنب . حس می کنم تا   چند دقیقه دیگه هوا خنک تر میشه .. بوی چمن و جوی آبو حس می کنی ؟ ..
 -ماندانا صدای بلبل میاد ولی من صدای تو رو بیشتر دوست دارم و اونو ترجیح میدم -من می خوام ساکت شم .. کف دستتو بذار تو شورتم بی سلیقه  این قدر چرا از بیرون کار می کنی
.-تو دیگه چه جورشی زن . اصلا نمی ترسی ؟
 -نه .. کسی نمیاد . این جا خیلی امنه .. کسی هم بیاد از اون دور مراقبم . در جا مانتومو می کنم تنم .. به دیگران چه مربوطه . این جا که کسی منو نمی شناسه .. فقط همون که شلوارت رو بکشی پایین کافیه .
ماندانا در یه استیل سگی قرار گرفت و از لا به لای درختا کاملا به روبرو تسلط داشت .دو تا دستاشو گذاشت دور تنه یکی از درختان گیلاس و پرویز هم یه دستی به کیرش کشید   شورت ماندانا رو آروم کشید پایین . وقتی به این فکر می کرد که زن دکتر وحید داروساز رو زیر کیر خودش داره هیجان و لذتش بیشتر می شد .. پرویز کف دستشو گذاشت رو بیضه اش و بیضه ها رو داد عقب و آلت و تنه کیر رو از پشت و مسیر کون ماندانا رو کسش سوار کرد ..
-وووووویییییی چقدر داغه پرویز .
 -این داغی تنها مال کیر من نیست .. از کس تو هم هست
-بچسبون بهم بچسب .. گرمم کن . چه مزه ای داره ..  کاش شب این جا سرد نمی شد و می تونستیم زیر نور ماه و ستاره حال کنیم .
-حتما هوشنگ الان راه سوراخ ویدا رو بازش کرده
-بی ادب نشو پرویز نکنه گلوت پیش ویدا گیر کرده .. تو حتی آرزوی کون منو هم داشتی .
 -شوخی کردم عزیزم ..
 ماندانا دستاشو محکم دور درخت حلقه کرده و پرویز به شدت کیرشو می زد به ته کس ماندانا ..
 -آخ پرویز خیلی حال میده ..
پرویز هم با این که واسه اولین بارش نبود که ماندانا رو می کرد ولی این فضای سبز حسابی روش اثر گذاشته بود . قالب کون ماندانا و سوراخ خیس کسشو در ترکیب با کیرش خیلی جذاب و هوس انگیز می دید .. ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی