ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 104

اون همچنان داشت به خودش فشار می آورد که کیر رو بازم به جاهای عمقی تری بفرسته .. من نمی دونم داشت چیکار می کرد نه به اون نمی کنم و اون احتیاط های اولیه اش و نه به این فشار دادن های عجیب و غریبش  . ظاهرا خیلی خوشش اومده بود . ولی یه چیزی حدود دو سوم کیرش هنوز بیرون بود . اینو از دست زدن به اون متوجه شده بودم و هم این که سرمو  از اون زیر به کیرش دو خته بودم .
-آههههههههه  اووووووووففففففف  ..
مرد به این گندگی چه زوزه ای می کشید . نشون می داد که به اندازه کافی داره حال می کنه و اسیر  کون من شده ..
-جبار جون این جا یه تونلیه که یک طرفش بسته میشه .. خیلی جا داشته باشه  و راه آزادش شاید یه ده سانتی بشه . من زیاد از علم پزشکی خبری ندارم .
-یعنی میگی بازم فشارش بدم بره جلو تر ...
 می خواستم بهش بگم تو دیگه چه خنگی هستی حیف به این کیر بادمجونی که به لاپای تو آویزونه .. گفتم ولش بهتره خلق خودمو تنگ تر از اینا نکنم ..
 -نهههههههه .. جبار تو که ما رو گاییدی فدای اون کیر مشتی تو بشم تا همین جا دیگه بسه ..
ظاهرا دوزاریش افتاد . چقدر هوس بیضه های جبارو کرده بودم . قسمتی از اون برق می زد . پوست کلفتی داشت و خیلی هم چاقالو بود . به تنه کیرش میومد . سرمو از اون زیر خم کرده  هم به بیضه هاش دست مالیده ودوست داشتم اونو فشارش می گرفتم و صدای درد و ناله هاشو می شنیدم .. خیلی آروم چنگش می گرفتم . به من لذت می داد . چقدر دوست داشتم تا ته کیرش می رفت توی کونم اون بیضه هاشو هم می فرستاد . داشتم فکر می کردم که اگه این کارو انجام می داد کیر تا به کجا می رفت جلو . خودم از این افکار خنده ام گرفته بود . دستمو بر داشتم و خودمو در وضعیت عادی قرار دادم تا  من  و اون از کون دادن و کون کردن نهایت لذتو ببریم .
 -آخخخخخخخخخخ .. عزیزم جبار جون .. تو با این کیرت می تونی دنیا رو فتح کنی 
-دنیا رو ؟ راستش نزدیک بود جر بخوره ..
-چی می گی . من دنیای به این عظمتو میگم ..راستی راستی یه چیزیت میشه ها .
 یه لحظه فکر کرد و سکوت . راستش از این حرف خودم پشیمون شدم که اون به من هدیه داد و این جوری هوای من و کونمو داشت و من بهش متلک انداخته بودم . داشتم در همین افکار غوطه می خوردم که  خندید .. حالا چه جورم می خندید . حتی همون حرفی رو که چند بار می خواستم بهش بزنم و زیپ دهنمو می کشیدم خودش بر زبون آورد .
 -راست میگی ها من کس خل شدم ...
 می خواستم بهش بگم خیلی کیر خل هستی که دیدم این حرفو خودش بر زبون آورد . این دیگه چه اعجوبه ای بود . انگار فکر منو می خوند .
-بابا  تو دیگه کی هستی . زدی کونمو شکستی . ..
جبار : من که سیر نمیشم .  
-من تازه اشتهام باز شده . اشتهام باز شده . دوست دارم بخورم . 
-بکشم بیرون بخوری ؟
-نه بابا از زبون کونم دارم حرف می زنم که دوست داره همین جور کیرت رو قورت داده داشته باشه  .
واقعا از این تفاهمی که من و جبار داشتیم خیلی خوشم میومد .
 -آتنا جون
-جوووووووووون
 -یه کاری می کنی ؟
-جون بخواه جبار ..
 دستتو می مالونی به کیرم ؟ 
-ای شیطون ناقلا .. دوست داری خالی کنی توی کونم ؟
-از کجا می دونی ؟
 بازم نزدیک بود سوتی بدم و بگم از بس کون دادم دیگه می تونم به خوبی از  حس و حال چهره مردا  بفهمم چون یه لحظه که رومو بر گردوندم و اون تیپ کار درست اونو دیدم فهمیدم که با این روغن مالی که به کیرش و کون من کرده و داغی و کلفتی  کیر و چسبندگی کونم طاقتش طاق شده و دستمالی من هم باعث میشه که سیل راه بیفته . مردایی که این جوری واسه کون کردن حریصن دیگه هر لحه در حال پاشیدنن و جبار هم تا حالا از همه اونایی که کونمو کرده حریص تر بوده یه تیپ آماده انفجارو داشت . -جبار بریز یه خورده از اون کرم و روغن و هرچی رو که داری بریز روی دستم .. با این که گردنم درد می گرفت ولی قبول کردم و تازه براش شرط هم گذاشتم که پس از انزال حق نداره کیرشو از کونم بیرون بکشه .
-اوخ جون جون .. آتنا .. من اسیر این جور کونا هستم .
-نفهمیدم تو که می گفتی تا حالا هیچ کونی مثل کون من به تو لذت نداده . این حرفا رو نزن که من حسودیم میشه
-الان هم میگم آتی جون . منظورم این نبود که تا حالا خیلی از این کونا کرده باشم ..
 -حالا ادامه بده این قدر حرف نزن ..
 دو تا سینه هامو از زیر توی دستاش نگه می داشت و یهو ولشون می کرد . بعد  با دو طرف کونمم همین  کارو می کرد . منم که حسابی با بیضه ها و قسمتی از آلتش ور می رفتم .. وقتی که حس کردم آبش داره توی کونم خالی میشه حرکت دستمو  سریعتر کرد و روی پوست کیرش همچنان می کشیدم .. یه گرمای عجیبی رو داخل مقعدم حس می کردم .. داشتم می سوختم ولی لحظه به لحظه یه خنکی لذت بخشی به کونم دست داده که نمی دونستم چه جوری وصفش کنم . دوست داشتم کیرش چند دقیقه ای داخل کونم مکث داشته باشه بعد به حرکتش ادامه بده ولی چون بهش گفته بودم که تکونش بده حرفمو پس نگرفتم . اما خودش سست و سر مست از انزال همچنان کمر منو داشت  و چند ثانیه ای مکث کرده بود .. فکر می کردم تموم شده ولی بازم داشت نعره می کشید اون یه مرد استثنایی بود که داشت کون یه زن استثنایی رو می گایید . اگه اون شوهر من می شد من خوشبخت ترین زن دنیا می شدم . بازم حرکتشو شروع کرد .. و با چند ضربه دیگه یه نعره ای دیگه زد ..
-آییییییی .. بازم داره میاد . دلم می خواد هر چی توی تنمه بریزه توی کونت ..
 -اوووووووهههههه به همین زودی ؟
این بار ریزش کمتری رو حس می کردم .. ولی اون ول کنم نبود . شده بود غلام حلقه به گوش من . کون من داشت فر ماندهی می کرد . ملکه , زیر کیر غلامش قرار داشت .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی