ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 47

سحر کیر تازه  عرفان رو خیلی  خوشمزه حس می کرد . دلش می خواست تا یه ساعتی این کیر رو ساک بزنه .. عرفان با کمی جلو گیری تونست کاری کنه که آبش توی دهن سحر خالی نشه . به اندازه کافی با دخترای سحر حال کرده بود و می تونست خودشو داشته باشه . دستشو گذاشته بود رو سر اون زن و و کیرشو از جلو به طرف دهن سحر حرکت می داد .  زن حس کرد که نفسش بند اومده .. عرفان شجاع تر شده بود . سحر همچنان دستش زیر بیضه های عرفان بود .. عرفان یه تکونی به خودش داد و کیرشو از دهن سحر خارج کرد .  زنو خوابوند رو زمین -آهههههههه چیکار داری می کنی آقا خوشگله .. توجای پسر منی ..
-منم دارم همون کاری رو با هات می کنم که پسرت هم با هات انجام میده ..
-پس آقا پسر یادت باشه که توهم باید با مامانت از این کارا انجام بدی . وقتی که یکی دیگه با مامان خودش از این کارا انجام میده  و تو هم اینو حس می کنی و می دونی بنا براین تو هم می تونی با مامان خودت از این کارا بکنی و یکی دیگه هم با مامان تو ..
یه لحظه عرفان نزدیک بود جوش بیاره که دید سحر رو زمین و کف آشپز خونه دراز کشیده و کون قمبل شده خودشو گرفته به سمت عرفان و بالا و پایینش می کنه .. سحر که خشم عرفانو دیده بود خیلی آروم شورتشو کشید پایین تا قالب کون بر جسته خودشو بیشتر نشون عرفان بده .. بیشتر و بهتر .. پسر دیگه یادش رفت که در مورد مادرش چقدر غیرتی شده بود . فکر این که مادرشو بکنه و یکی دیگه هم با مادرش حال کنه دیوونه اش کرده بود . اون راضی به این بود که مادر دیگرانو بگاد ولی هیشکی  با مادرش حال نکنه .
 -عرفان جون سلیقه ات نمی گیره . ؟ از بس با دخترای جوون حال کردی دیگه ما از جوونی گذشته ها رو نمی خوای ؟
 -نه سحر جون هر گلی یه بویی داره .. اگه با ساناز و سارا جون بودم اونا از همین مادرهستن دیگه .. پس مادرشون باید خیلی با حال باشه
-اوووووففففف فدای تو و ادب و تر بیتت .. بیا .. هم باید بکنی توی کسم و هم توی کونم ..
 عرفان : اول کجاتو بکنم؟
 -هرچی که تو دوست داری .
عرفان دیگه می دونست که زنا از کس دادن خوششون میاد و خیلی کمند زنایی که سکس آنال ارضاشون کنه .. از همون بالا چکشی کیرشو هدف گرفت به طرف سوراخ کس  سحر .....
از اون سمت سامان همچنان انگشتاش توی کس فیروزه کار می کرد . زن طوری به هیجان اومده و حالی به حالی شده بود که دیگه به جمعیت کاری نداشت . بقیه هم کاری به این نداشتن که چرا سحر تاخیر کرده کجاست . هیجان زده شده بودن  . زن و مرد یکی در میون کنار هم نشسته بوده دست یه مرد لا پای زنی بود و با دیدن صحنه حشری شدن فیروزه اونا هم سرگرم بودند . از طرفی مردا هم یه دستشون رو کیرشون بود ..
فیروزه :   اوووووفففففف ..آخخخخخخخخ ...
چشاشو بسته بود و سرشو به اطراف می گردوند ..
 سلنا : سمیر جون ..چه با احساس و رمانتیک ..
 -آره یادت باشه تو هم این جوری بکنی .. چشاتو ببندی خیلی خوشت بیاد ..
 فیروزه چشاشونیمه باز کرد از عرفان خبری نبود .. اون دیگه هیچی واسش مهم نبود . حتی اگرم عرفان میومد شاید بی پروا از بقیه می خواست که یه جوری اونو ارضاش کنن . لاپاشو باز تر کرد .. حالا سامان هم خودشو بیشتر به سمت اون کشوند و در یه زاویه بهتری قرار گرفت . اون که از اول زیاد خیالش نبود که بقیه اونو ببینن فقط ملاحظه فیروزه رو می کرد . که حالا از اون جایی که حس کرده بود این زن هم بی خیال شده  اونم بی خیال تر کارشو ادامه می داد . کف دستشو گذاشته بود بالای کس فیروزه  و چهار تا انگشتشو هم با هم فرو کرده بود توی کس .. .. زن لباشو گاز می گرفت پنجه هاشو به هم می فشرد . دوست داشت به بدن سامان چنگ بندازه . هوس کیر کرده بود  . قسمت جلوی کسشومثل یه گلوله داغ برفی می دید که در حال آب شدنه .. یه حرکتی  رو زیر شکم و دور و بر کس حس کرده بود ..
ستاره : سوسن جون اون رسیده به آخرش نگاه کن .. الان داره ارگاسم میشه ..
درست حدس زده بودن ... فیروزه بی حس شده بود . دستاش شل شده سرش افتاده بود رو میز و در همون حال دوست داشت بخوابه . سامان با انگشت و اشاره هیس  بقیه رو حالیشون کرد که کاری به کار فیروزه نداشته اونو به حال خودش بذارن .. در اون سمت عرفان همچنان چکشی در حال گاییدن کس سحر بود . زن خودشو به زمین فشار می داد .. .
 -عرفان جون فدات داره میاد .. آبم داره میاد ولم نکن  آخخخخخ کسسسسسم .. فدای کیر تو .. پسر جوون ..  همینا بیشتر از کیر مردا به آدم حال میده .. آخخخخخخخخ .. جووووووووون دلم می خواد کیرت همین جور باشه توی کس من و زیر کیرت بخوابم .. ارضا شدم .. ولی عرفان کیرشو کشید بیرون و اونوبه کون سحر فشار داد . 
-نهههههههه .. عزیزم عزیزم ..
کون سحر اسیر چنگال پسر حشری شده بود که حس می کرد آب کیرش جمع شده  .. لذتی که عرفان از نگاه کردن به کون سحر می برد دست کمی از لذت گاییدنش نداشت .. روی بدن سحر دراز کشید  تا تمام قالب کون اونو حسش کنه . حالا عرفان رو این بدن خوابش گرفته بود . کیرشو همون جور بدون حرکت توی کون نگه داشته حال می کرد . همین برای انزال شدنش کافی بود .. چند جهش پشت هم سحرومتوجهش کرد که تونسته عرفانو به اوجش برسونه .. ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش دمت گرم داستانها همه عالی بودن مرسی خسته نباشی

ایرانی گفت...

ممنونم دلفین جان . دستت درد نکنه و خسته نباشی ... با احترام ...ایرانی