ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 122

کامی با موهای زنش بازی می کرد . تمنا از این نوازش خوشش میومد فقط از این می ترسید که نکنه  کامی بهش بگه که حالا من می خوام کیرمو فرو کنم توی دهنت .. ولی از بخت بدش  این سینا بود که این پیشنهاد رو به کامی داد .
-آقا کامی اگه دوست دارین من کیرمو بیرون بکشم شما کیرتونو فرو کنین توی دهن تمنا خانوم ..
 -داش سینا خواهش می کنم . من و شما که این حرفا رو نداریم . ما به اندازه کافی این کیر رو توی دهن زنمون فرو کردیم .حالا نوبت شماست . شما حال کن انگار ما داریم حال می کنیم . چشای تمنا از تعجب گرد شده بود . کامی خودشو یه پهلو کرد تا مزاحم حرکات سینا نشه و اون بتونه راحت به زنش حال بده .. خودشو بازم کنار کشید تا بتونه بهتر حرکات دست سینا رو روی کون زنش در نظر داشته باشه ..
-آقا سینا حالا می تونی دو دستی هم روی کونش کار کنی .. . ..
-از نظر شما کامی خان ایرادی نداره ؟ یه وقتی به شما جسارت نشه .. تمنا خانوم ناراحت نشن بگن من دارم از خط قرمز رد میشم ..
کامی با چشایی خمار به کس خیس زنش نگاه می کرد که اون خیسی ها حالا به کونش هم سرایت کرده بود . می خواست بگه که دیگه کار ما از خط قرمز گذشته و ای کاش شهامت اونو می داشت که می گفت سینا زود تر کیرشو بکنه توی کس زنش . با این که تمنا و کامی هر دو از تمنای هم با خبر بودن و می دونستن که اوج هوس اونا فرورفتن کیر سینا در کس تمناست ولی هیشکدوم جرات پیش قدم شدنو نداشتن . تمنا حس کرد که اگه سینا بره به پشت اون و با دو تا دستاش کونشو بگردونه بهتر می تونه به کسش حال بده و هیجان بیشتری رو در اون فضا ایجاد کنه . شاید با نزیک شدن کیر  سینا به کس اون شوهرش کامی به هیجان بیشتری اومده و رضایت خودشو زود تر اعلام کنه .. تمنا سرشو آورد بالا یه نگاهی به سینا انداخت که پسر به خوبی دونست که این زن تشنه کیره تشنه این که اونو در کسش ببینه .. یه نگاهی هم به کامی انداخت  -کامی جون اگه اجازه میدی من برم پشت تمنا جون
-این قدر به خودت سخت نگیر . می تونی اونو به اسم کوچیکش صدا بزنی . راحت باش . ما دیگه با هم نداریم . زن من و زن تو نداره ..
کامی هم هیجان زده بود . دوست داشت که سینا بیاد و بگه که می خواد تمنا رو بکنه . بیاد و بگه که هوس زنشو کرده . فکر نمی کرد   که از دیدن زنش زیر کیر یک نفر دیگه تا این حد لذت ببره . هوس و شهوت به سمتش بر گشته بود ولی شدت این بر گشت به نحوی بود که اون باید گاییده شدن زنشو توسط کیر سینا می دید تا از این درمان لذت ببره .
-اوووووووههههههه  چقدر خوشم میاد خوشم میاد ..
زن کیرشوهرشو گرفت توی دستش .. در حالی که همچنان در حال ساک زدن کیر سینا بود .. سینا کیرشو کشید بیرون . حس کرده بود که در این حالت مکث زیادی رو داشتن . .. تمنا واسه این که از شوهرش کمتر خجالت بکشه و یه حرفی هم زده باشه و نشون بده که فراموش نکرده هدف اصلی اونا از این دور هم بودن چیه به شوهرش گفت که کیرشو بیاره جلو تر تا واسش ساک بزنه .. سینا هم رفته بود پشت اون .. . کامی دیگه حس کرد هر قدر هم آبشو خالی کنه بازم آب داره .. تمنا داغی کیر شوهرشو به خوبی حس می کرد . سینا هم  دیگه به اوج شهوتش رسیده بود و دلش می حواست هر چه زود تر کیرشو فرو کنه توی کس تمنا . مخصوصا  حالا که به پشتش خزیده و دو تا قاچاشو گرفته بود توی دستش ..
 -کامی جان اگه یه جایی فکر می کنی من دارم زیاده روی می کنم به من بگو . هر جا حس کردی می تونی جای منو بگیری بگو . این کون .. این بدن این سوراخا دیگه داغ داغه و آماده هست که شمشیر یعنی همون کیر تیز شما رو در خودش جا بده ..
وقتی سینا به این صورت حرف می زد کامی تا حدودی هم لجش می گرفت چون دوست نداشت که سینا اونو در یه حالت رو در بایستی قرار بده و اونم برای این که غیرتشو نشون بده بره سراغ زنش و..
 -سینا جان هر وقت صلاح بدونم خودم سکان عملیات رو در دست می گیرم . الان هم خودت بمونی روی کار بهتره .. همین جوری عالیه . نترس . من رو در بایستی ندارم با کسی . اگه بببنم کسی داره از من و ناموس من سوء استفاده می کنم امونش نمیدم .. تمنا در حال ساک زدن کیر شوهرش خنده اش گرفت ولی لذت می برد از این که می دید اون و کامی دارن به یک هدف مشترک می رسن .
کامی : سینا جون حرف بزن . حرف بزن .. یه چیزی بگو ما تحریک شیم . بگو کون زنم چطوره ؟ بگو خوشت میاد .. بگو چی دوست داری . هرچی دوست داری رو بگو . بگو خجالت نکش .
-می ترسم شما ناراحت شی .
-من از آدمای رو راست خیلی خوشم میام . دوست دارم یه  آدم هرچی رو که توی دلشه بریزه روی دایره
 -فدای مرامت داداش .. این کون منو آتیش داده .. سوراخش هم سوراخ کس و هم کون برشته برشته هست . کامی جان من به  تو حسودیم میشه .. که می تونی با این کون یا این کس با این زن حال کنی .. هر کی اونو داشته باشه دیگه چشم و دلش از زنای دیگه سیره .. من دارم دیوونه میشم . آتیش می گیرم .. قدر این نعمتو بدون ..
 کامی کیرشو همچنان توی دهن زنش حرکت می داد
-بگو بگو بازم از این حرفای سکسی بزن سینا! ..
 داره خوشم میاد .. تمنا هم کونشو می گردوند تا سینا بیشتر حال کنه و حرفای سکسی بیشتری بزنه . ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی