ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

یلدا , ملکه دلها

پاییز به خواب می رود تا یلدا چشمانش را بگشاید . زیبا زن  سیه چرده ای که سرزمین دلهایمان را روشن نموده پس از یک سال خفتگی میوه اش را به جهان می دهد تا برای همیشه به خواب رود . یلدای پیر با پاییز جوان می رود تا خود را به برگهای خشکیده تاریخ بسپارد .  پاییز غمنامه اش را به زمستان می دهد . یلدا آرام آرام می رسد . یلدا بیدار می شود اما ما همچنان در خوابیم . یلدای پیر آبستن یلدای جوان بوده است .. آن که بیدار شده  یلدایی بوده که  یک سال درشکم مادر پیرش به انتظار شبی بوده است ,  شبی که همگان از او بگویند .. از او بخوانند با او و در کنار او بخوانند . بستر دختر تازه به دنیا آمده آبستن لبخند ها و شادی هاست . چشمانت را بگشای .. یلدای جوان !.. فقط یک شب ... از تولد تا مرگی که سالی به طول می انجامد . از تولد تا بار دار شدن ..سالی از تو خواهیم گفت .. به بلندای عشق .. به بلندای پیوند هایی که دلهای پاک را به هم می رساند و لبخند ها را شکوفا می سازد . اندوه را می میراند و غمهای کهن را به برگهای تکیده پاییز می دهد . یلدای صغیر و یتیم تنها شبی را در کنارمان به صبح می رساند .. آنگاه که پدر خورشید  به جستجوی او می آید یلدا باردارانه چشمانش را برای همیشه می بندد تا با تولد یلدا کوچولویی دیگر برای همیشه به خواب رود .. یلدا بیدار شده است اما ما همچنان در خوابیم . همچنان اشکهایمان را بدرقه گذشته ها و درگذشته ها کرده ایم  . آمده ایم تا بر غنچه لبهای سرخش بوسه دهیم . آمده ایم تا عشق را فریاد بزنیم .. آمده ایم تا بر بامهای قلبمان گلهای محبت بکاریم. آمده ایم تا دوستی ها را شکوفا سازیم . تولدت مبارک یلدا ! تولد گل واژه های لبخند مبارک باد .. و یلدا پیامیست از پدران و مادران ما برای ما که با تمام وجود فریاد می زنند که ما عشق را در باد دفن کردهایم نه در خاک . عشق را به باد داده ایم نه بر باد . و پیامها از یلدا و یلداها می رسد .. هزاران هزار  یلدا .. صدای خنده های پدران و مادران ما .. در دیار عشق .. در دیار در کنار هم بودنها .. آن جا که سرنوشتی مشترک دلها را به هم پیوند داده است . گفته اند  که عشق هرگز نمی میرد . شگفتا می بینم که عشق نالان است .. عشق فریاد می زند که تا عاشق نباشد نشانی از عشق نیست . شاید که عشق نمیرد اما که باید عاشقی باشد تا که عشق را بر تارک خود نشاند و یا بر تارک عشق نشیند .. فرقی نمی کند عشق سلطان است چه بر سرش نشینی و چه بر سرت نشیند .. و یلدا دختر عشق است . پاییز را به دست زمستان می دهد و خود باباد می رود اما از یاد نمی رود آخر اوهمسرعشق و آبستن عشق است .  چه سخت است در اوج شادی و نشاط جهان خوشی ها را رها کردن .. چه سخت است غروب به گاه طلوع خورشید .. چه سخت است وقتی که خروس می خواند تو به خواب روی و چشمانت را به روی آدمیان و شادیهای آنان ببندی . زمستان آمده است . سپیده دم از وداع یلدا می گوید .. می آید تا لباس سیاه عروسی را از تنش به در آورد . یلدا دلها را به هم نزدیک می گرداندو خود از نزدیکان دور می گردد . گویی که پرندگان سپید سپیده برای او مرثیه می خوانند . ستارگان در سوگ او می نشینند . اما این پایان راه او نیست . یلدا طولانی ترین کوتاه دنیاست . عاشقان را می بیند اما عشق برای او جز جدایی معنایی ندارد .. یلدای  سیه چرده و روشندل ما عاشق خورشید است . عاشق روشنی روز .. عاشق آن که به او زندگی دوباره ای ببخشد و به او بگوید که برای همیشه بماند . یلدا به عاشقان امید می دهد و خود قربانی عشق می گردد . نمی دانم و آخر ندانستم یلدای من که چه کسی تو را برای تو دوست می دارد ؟! زندگی زیباست .. ماه و ستاره و خورشید و شب و روز و یلدا و فردا همه زیبایند . و با تو یلدا ! می دانیم زیبایی شب را .. زیبایی در کنار هم بودن ها را .. عشق را .. دوستی ها را ... و باز هم به یاد پدران و مادرانمان می افتم . کاش می دانستیم که آن روزگاران  نیاکان ما چگونه شب یلدارا در کنار یلدای شب سر کرده اند . و می دانم که یلدا می خواهد که بماند .. می خواهد شب و شب های دیگری را هم در کنارمان سر کند . تا سپیده سحر به ما شادی و آرامش ببخشد .. به ما نشان دهد که می توان با دلهایی  بی کینه و مملو از عشق به هم محبت کرد . به کینه ها نیندیشید . بماند و بگوید که زندگی زیباست ..می توان روشنی عشق را در چشمه ظلمات هم دید .. چشمه ای درسرزمینی  که می گویند حضرت خضر , جاودانه آب حیاتش را از آن جا نوشیده است . بیا ملکه دلهای ما .. بیا که شب پادشاهی توست . بیا تا که آسمان , زرین گهر تاج خود را بر سر توبگذارد .. خوش امدی یلدای ما , به خانه دلهای ما ..خوش آمدی یلدای ما , خوش آمدی ..خوش آمدی... پایان ... ..... ا یرانی