ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 87

-شنیدم که حال کردنای زیاد کار دستت داده .. دیگه هرچی بهت گفتم که زیاد خودت رو پای بند نکن حرف گوش نمی دادی .
 -لاله رو من منت نذار . من دوستت دارم می خوام یه چند روزی رو استراحت کنم .. -پس من چی ؟
-دوست پسرات هستن دیگه .. هوتن هست فری هست ..
 -اون آشغالا برن گمشن .. من دیگه از همه شون بدم میاد
-از منم بدت میاد ؟
 -نه .. ولی تازگی ها به من توجهی نداری . تو دیگه اون شیدای سابق نیستی ..
-لاله مگه تو به غیر من با مردای دیگه ای نبودی 
-چرا ولی من فراموشت نکردم ..
-چی شده فکر می کنی من رفتم تفریح .. خسته ام . بی خود و بی جهت منو انداختن زندان . به خاطر چی ؟ همون کارایی که همیشه انجام میدیم . خودتو انجام میدی و خیلی های دیگه این کارو می کنن . حالا این دفعه رو من شانس نیاوردم دیگه باید این قدر آبرو ریزی شه؟ ..
 کمی سکوت بین من و لاله حکمفرما شد . دیدم یه خورده به سرو صورتش رسید و یه دامن  چسبون و بلوز تحریک آمیز که سینه هاشو حسابی ورم کرده و در حال  ترکیدن و ترکوندن نشون بده تنش کرد و راه افتاد که بره بیرون ..
 -من دارم میرم پیش ساکورا ..
 -ساکورا ؟!  دیگه این برو بچه های وطنی عجب اسمای عجیب و غریبی رو خودشون می ذارن .
 -اتفاقا اون یک دختر ژاپنیه ..  ببینم نکنه می خوای بری باهاش لز کنی ..
 - نمی دونم تو حالا اسمشو هر چی می ذاری بذار . من میرم پیش اون یه ماساژگرم و خیس و با حال بهم میده که خستگی رو از تمام تنم می چینه ..
-پس تو هم بهت بد نمی گذره ..
-از تو یاد گرفتم ..
 هیچوقت لاله رو تا به این حد عصبی و دلخور ندیده بودم . حتی اون وقتی که متوجه شده بود دوست پسرش هوتن کونیه ..
-ساکورا مثل تو شی میله . یک شی میل مهربون ..
-تو اینو از کجا فهمیدی .. اون باتو بوده ؟ بگو از کجا فهمیدی .
به شدت ناراحت و عصبی شده بودم .
-لاله تو داری کاری می کنی که من ناراحت شم و یه جوری دق دلی هاتو سر من خالی کنی ؟
-مگه توکه  بدون من میری سراغ بقیه و این همه مدت حبس می کشی  از من اجازه می گیری ؟
 -من که یک هفته بیشتر باز داشت نبودم ..
 -ساکورا دستش بهت رسیده ؟
-آره اون حسابی دستش بهم رسیده .. مالشم داده .. چه جورم .. اوووووففففف وقتی کونمو به دو طرف می گردوند و حرکت می داد سرمو که یه پهلو کردم متوجه کیرش شدم که چه جوری ورم کرده .  خیلی دلم می خواست ورم اونو می خوابوندم . آخه اونا هم دل دارن .
-منم باهات میام ..
-باید وقت قبلی می گرفتی
-واسه حال کردنم وقت قبلی لازمه ؟
-من حالا وقت ماساژدارم ..
-باشه تنها برو . تو که می خواستی با من حال کنی یهو این جوری قاط زدی .. آخرشم تعریف نکردی که اون باهات چیکار کرد ..
 -مگه تو از کارای خودت واسه من تعریف می کنی که من بگم .. باشه عیبی نداره . حیف که من نمی تونم مث تو باشم شیدا اگه دوست داری می تونی با من بیای .
 با خودم گفتم ساکورا حالتو می گیرم یه ساکورایی بهت نشون بدم که حالیت بشه یا شی میل ایرونی نمی تونی در بیفتی . مردای ژاپنی کیرشون به اندازه کیر سگه .. تو که شی میلی و جای خود داری دختر ژاپنی ..
-لاله اون کیرش کوچولوست ؟ 
-وقتی می خوابه آره .. بیدار که میشه درشت میشه ..
-مال منم همینه دیگه . مال مردا هم همین طور .
سوار ماشین شدیم و رفتیم ... جلوی یک ساختمون چند واحده مسکونی ایستادیم
-تعجب نکن عزیزم . ماالان اختصاصی توی خونه اش وقت گرفتیم . در ضمن فارسی رو هم تقریبا قشنگ حرف می زنه .
 ساکورا خیلی جمع و جور و خوشگل و ریزه میزه بود .منتظر بودم که یه لباس محلی یا کیمونویی چیزی از این دست رو به تنش ببینم ولی اون یه شورت و یه لباس زیر ورزشی  تنش کرده بود .. وقتی گفت سلام لالا جون .. دوست داشتم بزنم اون دندونای قشنگشو خورد کنم . طوری هم باهاش حرف می زد که انگار چند ساله اونو می شناسه .. لاله منو هم به اون معرفی کرد . به شیدا می گفت شایدا ... ولی بیشتر حرفاش تقریبا بدون ایراد بود .. دو تایی مون کنار هم دراز کشیدیم رودو تا تخت ماساژجدا ...
-دیدی شیدا چیکار کردی . امروز دیگه مجبور شدم باهات شریک شم ..
-پولشو من میدم نترس
-مسئله پول نیست . این که دوست داشتم تنهایی حال کنم
-اگه این طور دوست داشتی پس چرا از اول موضوع رو با من درمیون گذاشتی .. ببینم لاله باید لخت شیم ؟
-نه اگه دوست داری مانتوتنمون کنیم .
 خنده ام گرفت .. لخت شدیم و هر دومون مثلا با یه شورت فانتزی که پامون بود سعی کردیم حجاب رو رعایت کنیم . خوب به لاپای ساکورا نگاه کردم تا ببینم نکنه لاله شوخی کرده اون دختر باشه .. ورم داشت و شق نشون می داد .. احتمالا لاله رو کرده بود ولی نمی خواست چیزی به من بگه .. اول اومد رو من .. خوب شونه هامو چنگ و چونگش گرفت و اومد پایین و پایین تر .. ساکورا شی میل یکی مث خودم .. حالا می خوای لاله رو از چنگ من درش بیاری بزرگتر از تو هم هیچ غلطی نکردن ..ولی خیلی خوشم میومد .. دستش اومد پایین تر .. بد مصب انگار دستاش جادو می کرد .. لاله : شیدا با خودت شورت آوردی ؟
 -نه
-اگه روغنی شه چی .. من دو تا نو با خودم آوردم .
ساکورا چند قطره ای روغن ماساژو رو کونم ریخت .. یواش یواش مالوندن نرم و بعد سفت ترو شروع کرد ..دوباره نرم و بعد محکم تر .. آخخخخخخخخ خیلی خوشم میومد .. دستش رفت قسمت پایین کونم .. کیرمو لمس کرد .. تعجب کرد ..
-واااااااااااوووووو لالا .. این دیک .. کیر داره ..لالا ..
 توی دلم گفتم کوفت لالا کارتو بکن تو حالا ..
لاله یه نگاهی بهش انداخت و گفت ساکورا سورپرایز همین بود .. خوشت میاد ؟ .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی