ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خارتو , گل دیگران 56

هوشنگ و ویدا برای لحظاتی به هم خیره شدند . هردوشون به  این فکر می کردن که  بدن بر هنه طرفشون تا چه حد به همونی که درعکس دیده بودن شباهت داره .. هوشنگ یه نگاهی به ویدای تشنه انداخت . هر چند خودش تشنه تر از اون بود .
ویدا : چقدر چشات خوشگل شده .. یه جوری داره نگام می کنه . انگار داری با چشات منو می خوری
 -می خوام با یه چیز دیگه ای اونو بخورم
-اگه اجازه شو ندم ؟
هوشنگ : ولی چشات میگه که اجازه شو به من میدی ..
 -جون من ؟
-آره جون تو . می خوای امتحان کن .
-می کنما
-پس بکن . معطل چی هستی ..
هوشنگ فکر کرد که ویدا حالا اذیتش می کنه  .. کیرشو از همون روبرو به سمت کس فرستاد .. ویدا لاپاشو باز کرد تا راه کس تنگش باز تر شه
ویدا : آخخخخخخخ زدی به هدف .. زدی توی خال .. اوووووووفففففف دارم دیوونه میشم . دارم آتیش می گیرم نههههههه نههههههههه خواهش می کنم ..هوشنگ تند تر تند تر .. کسم می خاره
هوشنگ : پس چرا خودت رو کنار نکشیدی ؟ مگه نگفتی که نمی خوای ؟
 ویدا : دیوونه تو چیکار به کار من داری .مگه نمی دونی زن شیطونه .. شاید بتونی کارای شیطونو پیش بینی کنی ولی کارای زنو نمی تونی پیش بینی کنی .
 ویدا چشاشو بسته بود تا طعم شیرین و لذت بخش سومین کیری رو که وارد کسش شده بود به خوبی بچشه ... نهههه من یک هرزه نیستم . من دارم از زندگیم لذت می برم .  رامینو هم دوست دارم . شوهرمو هم دوست دارم .. ولی اون خب نمی تونه . حریف من تشنه نمیشه  . با این که کیر ناصرو شق و تیز تر می دونست ولی حس می کرد که خیلی تنوع طلب شده .. حالا در  جایی بود که هیشکی نمی تونست بفهمه که اون داره چیکار می کنه . رامین بود خونه .. ماندانا هم بود توی عروسی ..
-نههههههه .. هوشنگ .. نهههههههه ... موهامو بکش .. دوست دارم یه خورده خشن باشی ..
-نمی تونم ویدا نمی تونم ..
هوشنگ سرعتشو زیاد تر کرده بود .. دو طرف کس ویدا و قسمت روش یه ورم خاصی پیدا کرده بود که هوشنگ از تماشای اون به شدت لذت می برد .. 
-اووووووههههههه اگه تو کارم نداشته باشی من کارت دارم .. وووووویییییییی کسسسسسم کسسسسسسسم .. کسسسسسسم .. سرت رو بیار جلو بهت میگم بیار ... موهای سر هوشنگو به شدت می کشید . دستاشو رسونده بود به سینه های اون .. ویدا با این که یک بار ار گاسم شده بود ولی به شدت حشری بود .طوری خودشو به هوشنگ قفل کرده بود که دوست نداشت  کیر از کسش جدا شه .
-هوشنگ بگردون . کیرت رو توی کسم بگردون . بگردون . بگردون تا من بیش از اندازه حالشو ببرم خواهش می کنم .
 هوشنگ تسلیم حرفای زن حشری شده بود . ویدا آتیش گرفته بود .. بازم چشاشو بسته بود . نمی خواست جز به سکس به چیز دیگه ای فکر کنه . نه به شوهر نه به وابستگی ها .. فقط به لذت می اندیشید . دیگه شب شده بود .. آرامش خاصی بر فضای اون جا حاکم بود .  با این که صدای ساز و آواز میومد ولی ویدا حس می کرد که در فضای خیلی آرومی خودشو تسلیم هوشنگ کرده ..
 ویدا : عزیزم منم الان عروس توشدم .
هوشنگ : آره من و تو قبل از اون عروس و دوماد رفتیم به حجله .  خب من شوهر دوم تو هستم ولی تو زن اول من هستی
 -دیگه از این حرفا نزن عشق من . حالا که توی بغل توام فقط به تو فکر می کنم . الان تو تنها شوهر منی . مرد منی . داری به من حس میدی . کیر میدی .
- دوست داشتی  شوهرت این جا بود و می دید که چطور دارم تو رو می کنم ؟
-منومی کشت طلاقم می داد .  
هوشنگ :  اگه خوشش میومد که تو رو این جوری ببینه چی؟
 ویدا : اووووووفففففف خیلی لذت می داد . دوست داشتم ببینه که تو چطور منو می کنی آخخخخخخخ .. تا یاد بگیره
 -نه این حرفو دیگه نزن ویدا . من می خوام تو فقط مال من باشی . فقط برای کیر من باشی .
 -هستم هستم . فقط برای تو هستم . باور کن تو بهتر از شوهرم منو می کنی . بیشتر از رامین بهم حس میدی . دوستت دارم . دوستت دارم . می خوامت . هوشنگ طوری بدنشو به سمت عقب می کشید و میومد جلو که ویدا حس کرد که ارگاسمش نزدیکه ..
 -هوشنگ همینوادامه بده ادامه بده . لذت می برم خوشم میاد .. آههههههههههه حالا بچسبون .. بچسبون ..
 ویدا دستاشوبه دور کمر هوشنگ چسبوند ولش نکرد .. بدنش دچار لرزش و ارتعاش شدیدی شده بود .. حرکت آب کسشو به خوبی حس می کرد .. احساس سبکی می کرد ..  این بار متوجه حرکت آب دیگه ای توی کسش شده بود و اون آب کیر هوشنگ بود  -ویدا داره می ریزه .. داره میاد .. دیگه نتونستم منو ببخش ..
-بذار بیاد .. بذار بیاد .. اگه بدونی کسم چقدر دعات می کنه . تشنه ام بود ..تشنه اش بود .
 هوشنگ کیرشو از توی کس  بیرون کشید .. آب کیرش به شدت از سوراخ کس ویدا جاری شد .. زن حشری دستشو به آب رسوند و تا اون جایی که  تونست منی هوشنگو خورد .. هوشنگ اونو به دمر انداخت روی تخت .. اون کون سفید  بر جسته ویدا رو که دید هوس اینو کرد که کیرشو فرو کنه توی مقعد اون زن .. ولی قبل از اون دوست داشت با کون و کپلش یه حال حسابی بکنه .. دوست داشت سرخی خون و لک قرمز رو روی پوست سفید کون ویدا ببینه .. چند بار با کف دستش محکم به کون و کپل ویدا زد و به اصطلاح دوست داشت اسپنکش کنه .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی 

1 نظرات:

ناشناس گفت...

Encuentro que no sois derecho. Lo discutiremos. Escriban en PM.
racoonma