ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نادر و نازنین 20

با این که عاشق مشهد بودم و هیجده سال قبلش حدود یک سال رو در این جا ماموریت آموزشی تحصیلی داشتم و از بچگی در این شهر احساس غربت نمی کردم این بار رو یه حس غریبی داشتم . گریه ام گرفته بود .دلم می خواست زود تر فرار کنم برسم به خونه .بشینم پای کامپیوتر ..حتی برای ساعتها هم که شده منتظرش شم  .. برام پیام بده .. به هر مکافاتی بود گاه جسته وگریخته  از دست دوستان در می رفتم و می رفتم به کافی نت . براش ایمیل می فرستادم ..می خواستم بهش نشون بدم که فراموشش نکردم . این رفت و آمد های من به کافی نت در مشهد واین که خیلی شانسی من ونازنین همزمان آنلاین می شدیم باعث شد که اون شماره تلفن خودشوبده به من .. راستش این کارش هم برام تعجب داشت . شاید هر کس دیگه ای جای من می بود اهل تفریح و دختر بازی و این مسائل می بود نه براش اهمیتی می داشت نه شگفتی ..ولی نازنین دومین دوست دختر زندگی من بود .. من براش ارزش قائل بودم واونم به نظرم کسی نبود که بخواد هرروز با کسی بپلکه ومن قدر کارها ومحبتشو می دونستم و سعی می کردم اگه قدمی در راه من و عشقمون بر می داره کاری کنم که حس نکنه من می خوام سوء استفاده کنم ...البته اون شماره رو برای فرستادن اس ام اس داده بود ..گفته بود اگه شرایطش باشه زنگ می زنه. ولی حالا حالا ها نه.. می دونستم به اونجاشم می رسیم .. این جای قضیه یه عده ای میگن باید پاسخ محبت رو با محبت داد یه عده میگن نباید در برابر خانوما شل بود ومدام تشکر کرد و قدردان بود دیگه مرد اون جذبه و وجهه خودشو از دست میده .. اما من میگم این حرفا رو چه منطقی چه غیر منطقی   اگه نریزیمش دور باید بریزیمش  یه جایی ودرشو قفل کنیم ..عشق واقعی که این چیزا رونمی شناسه .دونفر که مدعی عاشق بودن همن دیگه شل کن سفت کن نداره .. بازی شطرنج به راه انداختن نداره . چه هیجانی داشت دیگه این قدر واسه رفتن به کافی نت حرص و جوش نزدن! ..و وقت وبی وقت واسه نازنین پیام دادن و پیام گرفتن ... من شایدتا آخرش همون اوایل دویست تا اس ام اس خودمو قبل از پاک شدن در ایمیل یاد داشت کرده باشم ولی مال نازنین حتی یه دونه روهم نذاشتم محو شه اون خیلی خلاصه تر از من می نوشت .66 تا از پیامهای اولشو میارم .. یه چند تاش مال همون اوایل مهرماه 94 بوده که درمشهد بودم بقیه اش هم مال چند روز بعدش که رسیدم به خونه ..
1-نادرخان همچین نازنین رو متبحرانه در عین آزادی به اسارت محبتش گرفته که نازنین نمی تونه تکون بخوره ...
2-می بینم که این آقاهه لالا بیده خوش به حالش خوابم میاد منم سرمو آروم که بیدار نشه می ذارم رو بالششو چشامو می بندم
3-باشه امابه نازنین فکر کنید که الان کنارتونه دستشو حلقه کرده ئوربازوتون داره قول باقلی ازتون می گیره
4-سرمو کنار سرتون میندازمو آروم می خزم کنارتون زیر پتو که سردم نشه . مواظبم که بی خوابتون نکنم .
5-سلام شما هم خسته نباشید آقا .. درسایت  داستان نمی نویسید بعد داستان  نادر و نازنین می نویسید . نادررررر خااااان
6-و نازنین همچنان عاشق نادرشه !
7-من کی به عشق شما شک کردم ؟
8-نادرخان دیگه نمی خوام به هیچی فکر کنم حرفاتون که یادم میاد درسته بیرون می خوام با حوصله بخونم ..دوستت دارم
9-نادر ؟
10-ازم خسته شدی ؟
11-پس بغلم کن نادر می خوام حست کنم ؟
12-محکم می چسبم بهت ازت می خوام یه کم گرمم کنی بعد بلند شم
13-الان رسیدم مدرسه .چی شده ؟ نادر؟ چرا فکر کردی ازت فرار می کنم ؟
14-اومدم جانم
15 -نادر چرا این قدر بی قراری ؟ چیزی شده ؟
16-نااااادر کم نازنینو اذیت کن آخه دیوووونه .
17 -دیوووونه
18-میتونی کمتر دوستم داشته باشی نادر ؟
19-خدا مرگم بده من کی خندیدم نادرخان لوووس
20-من رسیدم خونه لباسهامو عوض کنم بیام  ببینم چی شده به این نادر خان
21-نوش جون منم می خورم پس
22-با خیال راحت بخوابی ..خوب بخوابی
23-مسخره ام می کنی ؟ خب بلد نیستم مثه شما خوب بنویسم خب
24-واااایییییی استاااااااد . مرسی هر چند می دونم خیلی ار فاق کردین ولی خب !
25-مگه قرار بود جایی برم ؟
26-سلام  این آقاهه خوابه یا بیدار
27-چرا غرغروخان داشتم جواب ایمیل می دادم
28-وقتی تو وجود نادرم دارم زندگی می کنم میشه متوجه نشم ؟ هر چقدرم بلا بشم به اندازه ی خودت نیستم
29-سلااااااام صبح به خیر دوستت دارم .
30-ببخشید نادر اگه می دونستم می تونی بحرفی تو ماشین می نشستم زنگ می زدم معذرت
31-نادر حرف خودشو بزنه کارخودشو بکن بگی بهتره
32-نه نادر هرشب که نمیشه پیش هم خوابید خب
33-نادر چرا تو همیشه جنبه های منفی رو می بینی ؟ منظورم به این بود که ..
34-به محض که برسم خبر میدم بهت . تو راهم اگه ایستادم باز خبر میدم نگران نباش نادرخان .
35-سلام خوبی ؟ چرا کم طاقت نادر خان ؟
36-اگه واقعا تمایل قلبی نداری یعنی چی ؟ واقعا تو راجع به من چی فکر می کنی ؟
37-هیس چیزی نگو نادر الان عصبی ام چیزی میگم دو دقیقه دیگه شرمنده میشم
38-خاک بر سرم ..اشک برای چی ؟ اصلا اشتباه کردم که بهت گفتم .مشکل منه خودم حلش می کنم اصلا ببخشید که ناراحتت کردم
39-روبروت میشینم نگات می کنم .آروم اشکاتو پاک می کنم .. نادر تحت هر شرایطی کنارتم نازنین یا عاشق نمیشه یا اگه بشه تا آخرش باش هست . ناراحت چی هستی دیگه ؟
40-ترس منم از رفتن تو هست . تو فکر کردی نازنین از سنگه ؟ منم دوست دارم بشنوم می مونی نادر نه این که راحت بگی خب دوست داری برو
41-خداااااااا ..نادر من اون روز پشت تلفن بهت نگفتم حتی اگه از دواج کنم نمی خوام نباشی ؟ نگفتم ؟ شاید حرف درستی نباشه اما این طوزیه
42-نادر ؟
43-نازنینو چقدر دوست داری ؟
44-حالا اگه بخوام هممیشه تو هر شرایطی برای نازنین بمونی حاضری ؟
45-خیلی عجیبم ..خود منم می دونم ...
46-حالا می تونی برزخی که توش بودمو درک کنی ؟
47-با خیال راحت هرچی دوست داری بگو قول میدم همون طوری که باید بر داشت کنم
48-نازنین کاری که نباید بکنه کرد تموم شد
49-نادر چرا نمی فهمی تو چه وضعیم ؟ ما دیگه به کار هم نمی آییم یعنی کی به خاطر نازنین درک می کنی ؟
50-خدای نادر نازنین تو حوصله کسی نیست به نادر بقبولون که حیف صبوریه توست که حروم نازنیم بکنیش
51-عجببببببببببب!انشا .... همیشه خوب باشید اما چرا خوب بود اون وقت ؟ دیووووونه باشه خوب بخوابی
52-خدا مرگم بده مگه میشه زنی که همسر داره دوست پسرم داشته باشه
53-خدایاااااا فکر می کردم شما همسر نازنین هستید . دوست پسر شییییییییی واااااای وای وای وای
53-عجبببببببب!شما اگه این زبونو نداشتین چیکار می کردین عایا؟؟؟؟
54-نازنین میگه خدایااااا چرا نادر آن قدر وروجکه ؟
55-الامان از این زبان
56-نااااااااااادر
57 -تو آوردن زلزله هزار ریشتری هم که استادید
ج : من زلزله ام و تو آتشفشان ..تو گرم و روشنی و من بی نشان ..تا تو نباشی نمی لرزم .. تا تو نباشی نمی ارزم ..
58-وااااای خدایااااا . این همه توانایی و استعداد عااااالیه ...
59-می دونم میرمو میام  خوندم . خداییش خوب دستم میندازی نادر بد جنس
60-ممنون اما تا کجا سرخ شدم از خجالت !
61-والا هرچی جمله رو بالا پایین کردم و از تصور این که تو این وضعیت من شما بغلم کنید خجالت کشیدم چون ............
62-راستش خوشم اومد عجببببببا! ریسه رفتم از خنده . آخرش باید می نوشتیئ نادر با صداقت
63-همون قضیه ی زشت و زیبا نیست شده ها . نادر کم من نازنین رو اذیت کن آخه . نازنین گناه داره خب
64-حالا لوسم نکنید دیگه
65 -ناز دارم مگه ؟!
66 -نادر جان این هندونه ها سنگینه به خداا

ازچند روز بعدش دیگه نازنین در نوشتن هم خیلی خودمونی تر ومحاوره ای ترشد .. دیگه نمی گفت نادرخان شاید اینو من ازش خواسته باشم که این قدر سخت نگیره . در پیام شماره 5 به جای اسم سایت از کلمه سایت استفاده کردم ..بیشتر پیام شماره 61 رو سانسورکردم چون نازنین این پیام رو به سبک ماورای عشق نوشته بود و فقط واسه خودمون بود و....ادامه دارد ..نویسنده ...ایرانی

0 نظرات: