ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نادر و نازنین 231

نادر 29 خرداد96 پیامهایی برای زادروز نازنین

دوشنبه بیست و نهم خرداد ماه نود وشش..افولت را نمی خواهم  : امروز روز تولد عشق نازنینمه .. اونی که دریچه تازه ای از عشق و احساس به روی من گشود .. زندگی فراز و نشیبهایی داره که در آن هر باختی به معنای باختن و هر بردی به معنای بردن نیست . و یک انسان نباید با یک تلنگر از میدان به در بره . میگن انسان موجودی پیچیده و ناشناخته بوده و نمیشه روش حساب باز کرد .. اینو بیشتر آدما میگن ..ولی معتقدن که میشه رو خودشون حساب باز کرد .. خب باز کنین .. هر کس که به این مسئله اعتفاد داره خودش پیش قدم شه واسه خوبی ها .. واسه محبت کردن .. واسه اعتماد دیگران رو جلب کردن .. هیچ کس نمی تونه بهم بگه کی رو دوست داشته باشم و کی رو دوست نداشته باشم . چون انسانها در دوست داشتن و عشق ورزیدن آزادند .. یک ایرانی می تونه با یک امریکایی ازدواج کنه و همین باعث میشه بهش اقامت بدن .پایه و اساس زندگی بر عشق و دوست داشتنه .. عشق و شکیبایی و گذشت .. عشقی که با تپش های تند و تند تر قلب شیرین تر و خواستنی تر میشه .. بار ها و بار ها گفته ام و باز هم خواهم گفت باید آن سوی جسم افرادی رو که دوست داریم ببینیم و یه حس یکی بودن رو داشته باشیم . هر وقت چنین حسی کردیم می تونیم با محبت خالصانه خودمون ..حداقل این آرامش رو به خودمون بدیم که نهایت تلاشمون رو برای به دست آوردن عشقمان کرده ایم و اگر به درستی تلاش کنیم تیرمان به هدف خواهد خورد . آن قدر شلیک خواهیم کرد که بالاخره به هدف بخورد . زندگی فقط برای چند روز و چند ساعت و چند دقیقه نیست . انسان در هر لحظه می تونه تصمیم بزرگی بگیره می تونه آن سوی سرنوشت خودشو هم ببینه . میگن هر انتخابی می تونه یک ریسک باشه .. اما رفتن ما به سوی خوشبختی یک ریسک نیست . یک حقیقت است . این که بدانی برای چه زندگی می کنی .. نیازهای توچیست . زندگی می کنی تا به آرامش برسی .. وقتی که به آرامش رسیدی چه خواهد شد ..آرامش ما را به کجا می رساند ؟ چشمانی که بسته میشود و دیگر به جهانی که در آن هستیم باز نمی گردد .امروز تولد توست عشق نازنین من . تویی که از این آب و خاکی ..نازبانوی خاطرات زندگیم .. فریاد و نیاز قلب منی .نمی خواهم در این روز مقدس از نا آرامی ها بگویم .. و این چندمین سالیه که تولد تو عزیزمو تبریک میگم .. و تو بخت خوش من هستی چون امروز که نیستی بی تو بدیها رهایم نمی کند . هنوز چشمانم در انتظار توست .. این را قلبم از من می خواهد . هنوز هم برای تو می نویسم و از تو می خوانم از تو که باورت داشته ام . دلم می خواهد خسته نباشی .. شاد باشی شاد شاد .. بی تو همه آه و دردم اما امروز درد هایم را به کناری می گذارم از خوشی ها می گویم .. خوشی هایی که در کنار تو تجربه اش کرده ام ..هیچ کس ما را برای باهم بودن و خواستن هم مجبور نکرد عشق در خانه مان را زد بالاخره بازش کردیم ..نسیم حسود روزگار در را بسته است باز هم بازش خواهیم کرد .. دلم می خواهد نگران نباشی ..عشق من این شیشه عمر تو نیست که در دستان توست .. این شیشه غمهاست .. غمهایی که بزرگش کرده ای .. بر زمینش بزن .. بگذار خرده ریزه هایش را ببینم ..و قلب من با شادی تو شاد گردد . امشب ستاره ای دیگر در آسمان خوشی ها درخشیدن گرفته است .. ستاره من ! و من آن سوی ستاره ام را دیده ام ..با آتش درونش سوخته ام .. ستاره من همیشه برای من بتاب .. افولت را نمی خواهم .. دوستت دارم .. هرکه باشی.. هرچه باشی .. ستاره من !.. و تو بخت خوش من خواهی بود و روزی با تمام وجودت این را احساس خواهی کرد .. ای صاحب خانه خوشبختی من ! تولدت مبارک !
ـنـــــــازنیــــــــــن کــــــــــوچــــــــــولــــــــــو
غنچه ای می شکفد
وسبزینه ای سرخ می گردد
به رنگ شرم عشق
او را خدا فرستاده است
کوچولو به فرشته ها لبخند می زند
اصلا لبخندش لبخند فرشته هاست
و یک زندگی دیگر
و یک تولدی دیگر
وچه کسی می داند راز پیوند ها را ؟!
کوچولو هیچ نمی داند
انگار که هنوز نیامده است
کوچولو از غم و شادی هیج نمی داند
کوچولو ازفردای بد..
و بدهای فردا هیچ نمی داند
کوچولو بزرگ و بزرگ تر می شود
او دلش خیلی کوچولوست
اما دل بزرگی دارد
به اندازه یک دنیا
دنیایی که خوب ها و بدها
همه را در خود جای می دهد
کوچولو از امروز و فرداها می گذرد
بازهم بزرگ و بزرگ ترمی شود
با خوب و بد آشنا می شود
یک جور خاص و تازه ای عاشق می شود
دلش برای بازی های بچه گانه تنگ می شود
کوچولوی بزرگ می خواهد که ..
بزرگ کوچولو باشد
آخر عشق پاک را دلهای کوچولو بهتر می فهمند
دیگر همه آدمها مهربان نیستند
دیگر همه آدمها نانشان را با او قسمت نمی کنند
حالا او باید برای مادر بزرگ قصه بگوید
کوچولو قلبش می شکند
اما نمی داند دل شکستن چیست
نمی داند چه کار کند !
بزرگ کوچولو نمی خواهد بد باشد
نمی خواهد دل کسی را بشکند
دلش را شکسته اند
اما نمی داند دل شکستن چگونه است
دلش نمی آید دل کسی را بشکند
کوچولو باران را دوست دارد
کوچولو پاییز را دوست دارد
کوچولو جنگل عشق را دوست دارد
کوچولو گاهی با خدا قهر می کند
ولی خدا را هم دوست دارد
حالا کوچولوی دیروز خسته است
حس می کند که احساسی ندارد
تقریبا همه آدمها را یک جور می بیند
دیگر دوست داشتن کسی راباورندارد
نمی داند آخر این جنگل به کجا می رسد
نمی داند فردا چه آشی می خورد !
و نمی داند فردا چه آشی بپزد !
فقط می خواهد سکوت کند ..
گاه فریاد بزند فرارکند
می خواهد از زمان فرار کند
به دیروز برسد کوچولوی دیروزباشد
ولی نمی داند نمی توان از جبر زمان گریخت
حالا کوچولو تنهاست ..خیلی تنهاست
****************
تولدت مبارک نازنین کوچولوی من !
من هم مثل تو یک کوچولو هستم
یادت هست با هم کودکی می کردیم ؟
یادت هست با هم کوچکی می کردیم ؟
دل من هم مثل دل کوچولوی تو گرفته
ازدست آدم بزرگها گله دارم
بدی می کنند و فخر می فروشند
بدی می کنند و طلبکارند
کوچولوی من !تو نمی توانی بد باشی
حتی اگر من بگویم ..حتی اگر دنیا بگوید
تولدت مبارک نازنین کوچولوی من !
بیا تا دو تایی به عقب برگردیم
راه رفتن را راه برگشتن را می دانم
بیا با هم برویم به جنگلهای دور
به آن جایی که نه کینه ای باشد نه دروغی
به آن جایی که به آدم دیکته نگویند
به آن جایی که حیوان بر سر آدم چماق نکوبد
بیا با هم برویم تا با گلها اشتی کنیم
بیا با هم به دنبال پروانه ها برویم
بیا تا مثل آن روز ها برایت از عشق بخوانم
هنگام سحر است و من بیدارم
دستهایم سوی آسمان است
خداهم دستهایش را سوی آسمان دراز کرده
خدا هم برای ما دعا می کند
نازنین کوچولوی من !
خدارا نمی بینیم اما عشقش را می بینیم
خدای عاشق هم عشقش را پنهان نمی کند
بیا تاکودک شویم و مثل بزرگ ها عاشقی کنیم
بیا تا زشتی ها را زیبا کنیم
بیا تا هماغوشی آب و سنگ را ببینیم
ببینیم که چگونه دل سنگ نرم می شود
نازنین من توهدیه خدایی
بیا تا با هم و عاشقانه سوی خدابرویم
و می دانم که تو نازنین کوچولوی من !
جزخوبی هیچ نمی دانی
با من بیا ای همه احساس عاشقانه !
من چگونه رفتن را به تو خواهم گفت
و تو چگونه بودن را به من بگوی
تولدت مبارک ای همه هستی من !
ای شکوه عشق جاودانه !
ای که عشق را می شناسی
زیباتر و بهتر از پروانه ای که دورشمع می گردد
و چشمان سحری من درتولد تو اشک شوق می ریزد
با من بیا ای همه احساس عاشقانه !
تولدت مبارک ای همه هستی من !
دوستت دارم کوچولو !
دوستت دارم نازنین کوچولوی امروز !
حتی اگردنیای جزمن نخواهد .......

ادامه دارد .... نویسنده ... نادر

0 نظرات: