ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نادر و نازنین 181

نادر ..17ژوئن ..تو دنیای منی
سلام !اگه دنیا مال من باشه و تو برای من نباشی من اون دنیا رو نمی خوام . این یک خواهش نیست که بخوام برگردی پیشم (التماس نمی کنم ) من شاید توی دلم خیلی چیزا بخوام . یک آدم قرار نیست که به همه آرزوهاش برسه ولی می تونه با کسی که دوستش داره بهترین زندگی رو داشته باشه . می دونی یه شعری داره استاد مولوی میگه .. هرکسی از ظن خود شد یار من .. از درون خود نجست اسرار من .. البته این بیت مولانا در رابطه با ابیات دیگه باید سنجیده و بر رسی شه .. اما من در این جا فقط همینو واسه خودم می گیرم .. شاید اگه اون مشکلاتو با همسرم نمی داشتم عشق زیبا رو در وجود تو حس نمی کردم ... دلم نمی خواد به سمتی برم که دوست ندارم . دلم نمی خواد  زندگی و همه رو رها کنم ... دلم نمی خواد نا امید باشم . شاید تو هم هر گز درکم نکردی . دوست داشتی که من با یکی دیگه باشم تا راحت تر از من دور شی . قرار نبود من از غصه هام بگم .. همه چی آرومه .. زندگی قشنگه ..کوه و جنگل و طبیعت قشنگن .. دریا قشنگه ... زندگی مال جووناست . احساس جوونی کردن با جوون بودن فرق می کنه . خیلی بده وارد چاه شدن و کسی نباشه که آدمو در بیاره . خیلی بده .. شاید من اگه توی چاه بیفتم تو از داخل چاه خودت  در بیای و زندگی کنی .. اما افتادن توی چاه فایده ای نداره .. آدم باید خاک شه  تا بفهمه معنای زندگی چیه . به این فکر نکن که من چی هستم .. به این فکر نکن که من کی هستم .. فقط فکر کن که من یک رانده شده هستم . رانده شده ای توسط دو زن .. یکیش که مرده .. و یکیش تو .. نفس می کشم اما زندگی نمی کنم ...من رانده شدم .. تباه شدم . اما از خدا می خوام نجاتم بده . داشتن تو , خواستن تو نمی دونم چیه ؟ شاید یک آرزوی محال , یک خواب و خیال و یا حتی یک گناه باشه .. اما من از خدا می خوام . با تمام وجودم می خوام . به همون اندازه شایدم خیلی بیشتر از اون قدری که دوست دارم بمیرم .. دوست دارم که تو رو کنار خودم ببینم که با نگاه گرمت منو به زندگی امید وار می کنی . همون طوری که قبلا کردی .فقط خداست که می تونه غرور و عزت  از دست رفته آدمو به آدم بر گردونه .. البته آدمم باید خودش بخواد .دلم برات تنگ شده ... کاش دنیای دیگه ای نبود ! کاش همه چی همین جا تموم می شد ! اون وقت هیشکی دیگه احساس بد بختی نمی کرد .. اگه خوشبختی در خونه کسی رو نمی زد چیزی  هم به نام بد بختی عرض اندام نمی کرد . کاش آخر خط آدما همین جا بود ! کاش نگاه محبت آمیز منو درک می کردی ! ازش فرار نمی کردی و آرزو نمی کردی که من نگاهمو بسپرم به اون چه که دوستش ندارم .. به مرگ و نیستی مگه نمی دونی خدا دوستت داره و آرزو هاتو بر آورده می کنه ؟! هرگز مرگ رو این قدر نزدیک و قشنگ و خواستنی حس نکرده بودم  و من بی صبرانه در انتظار لحظه شیرین جدایی از دنیا هستم
اینم چند تکه نوشته ازمن که هم در سایت منتشر کردم و در همان ژوئن 2016 برای نازنین فرستادم
غنچه ای در حال شکفتن است ..
ستاره سرخ من لبانش را می گشاید ..
و من به سوی تو پر خواهم کشید
********
به سوی تو پروازخواهم کرد
و پرهایم را به تو خواهم داد
بالهایم را بر گلبرگ هایت سایبان خواهم کرد .
پرهایم را به تو خواهم داد
تا که پرپر نگردی ..
جانت می آید
جانم را به جامت خواهم داد
هستی ام را به نامت خواهم داد
مستی ام را به بامت خواهم داد
خوش آمدی سلامت خواهم داد
***********************
بگو از من چه می خواهی
نگاهم را به تو داده ام
بگو از من چه می خواهی
افسار گناهم را به تو داده ام
بگو از من چه می خواهی
صدایم را ردپایم را به تو داده ام
بگو از من چه می خواهی
قلب بی پناهم را به تو داده ام
بگو از من چه می خواهی
همه نفسهایم را به تو داده ام
بگو از من چه می خواهی
و می خندم با تولد عشق
و می خندم در روز تولد تو
بگو ازمن چه می خواهی
امروز هرچه خواهی به توخواهم داد
جانم را هستی ام را به تو خواهم داد
آن روز که خاکم کنی
خاک تو خواهم شد
آن روز با تو خواهم رست
آن روز با تو خواهم رست
توضیح : در دو سطر آخر یکی از واژگان رست با فتحه ر و دیگری با ضمه ر خوانده شود

ادامه دارد ...ایرانی


0 نظرات: