ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نادر و نازنین 174

نادر 17 مه
ابتدا اشاره به دو سه جمله ای ازش نق کرده   بعد پاسخ کوتاهی به او دادم
 نقل قول : توهم نمیخواد بشینی تو زندگی من کنکاش کنی که فقیریم یا دارا بعد بدیش به خورد ملتم...
 پاسخ : متاسفم برات نازنین ..من فقط همینو می تونم بگم که این همه ازت دفاع کردم و تو فقط همینو تحویلم دادی ..من کی گفتم که در مورد فقر و ثروت کنکاش کردم . کدوم حرف و جمله من اینو نشون می داد .... من چون نمی خواستم واقعیت ماجرای خودم و تو .. و تو جیهی رو که برای جدایی و خداحافظی آوردی بیان کنم مجبور شدم مثال دیگه ای بزنم تا دفاع کرده باشم ازت ... واقعا متاسفم برات ....  متاسفم که این جور بر داشت کردی .. متاسفم .. واقعا متاسفم ... اما برای خودم متاسف نیستم که چرا عاشقت شدم ... هرکی خربزه می خوره پای لرزش هم می شینه و من عذابشو دارم می کشم .... به من بگو من کدوم راز زندگیتو افشا کردم ؟ اسمت رو به چارلی دادم ؟ به من بگو بی انصاف ؟  من کجای کار بهت تو هین کردم ؟ بگو .. راستشو بگو ... بی انصاف .. بی انصاف .. تو خودت گفتی این جور قضاوت نمی کنن .. خودت گفتی .. می خوای بری برو .. می خوای تنهام بذاری بذار .. ولی خودت بهم یاد دادی گفتی قضاوت بد نکنم و تمام پیامم این بود که من قضاوت عجولانه نمی کنم ... این تویی که باید حساب پس بدی ...منو نمی خوای ... دورم قلم کشیدی .. بهانه چرا میاری .. نفرینت نمی کنم .. به خدا واگذارت نمی کنم .... ولی خدای من شاهده تو صد و هشتاد درجه بد متوجه شدی و..و یا داری غرض ورزی می کنی .. بی انصـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاف ... خیلی بی انصافی .. خیلی خیلی ....  خیلی بی انصافی ... به اون خدایی که بهش اعتقادی نداری به اون قرآنی که بهش ایمان نداری ولی من به خدا و قرآنش پناه می برم تو در هر صورت داری اشتباه می کنی چه عمدی چه سهوی خیلی بی انصافی .... من می خواستم برای کارت توجیه بیارم . داشتم توضیح می دادم . داشتم دفاع می کردم ... باشه ایرادی نداره .. بهم تو هین کن .. دلمو بشکن .. تنهام بذار ... اما کسی رو دوستش دارم کسی رو که عاشقشم کسی رو که به خاطرش همه چی رو تحمل کردم براش آرزوی خوشبختی می کن
کدوم نوشته منو بهونه کردی بی انصاف ..کدوم مطلب من ایراد داشت ؟ مثالی که آوردم خدای من شاهده یک مثال عام بود برای این که بگم ممکنه کار آدما هر علتی داشته باشه . اما تو .. تو اونو به نفع خودت تفسیر و توجیه کردی .. و خدای بزرگ شاهده .. شاهده که قلب منو چه جوری شکستی .. بهم کمک نمی کنی نکن .. دیگه بهانه چرا میاری .. تنهام گذاشتی .. روعشقت پا گذاشتی .. دنبال بهونه چرا می گردی ... چرا آخه .. چرا .. چرا این جور داری به من ظلم می کنی ..مگه من چیکار کردم .. اون خانوم بهم گفت که من قضاوت نکنم و قضاوت نکردم ... یه مثال کلی براش آوردم . من غلط کرده باشم گفته باشم زندگی من و تو این جوری بوده ... من به جد و آبام خندیده باشم .. فقط می خواستم یه جوری از درد هام بگم .. چرا من باید درد هامو برم با م  و ن و چ  و الف در میون بذارم ... اونم سر بسته .. چرا اونی که یه روزی همرام بود تنهام گذاشت .. تنهام بذار ..همه تنهام گذاشتن ... هر وقت که پیامت رو می بینم و یه جوری دلم می خواد که محبت آمیز باشه قلبمو می شکنی ؟ به خدا من گناهی نسبت به تو مرتکب نشدم ..  من آبروی چی رو بردم ..به چی تو هین کردم ..به کی تو هین کردم بی انصاف ..من فقط یه مثالی زدم گفتم عوامل ناشناخته ای هست که باعث جدایی میشه آدم سر در نمیاره ..من که نمی تونستم بگم تو به بابات قول دادی ... و خواستم از تو دفاع کنم . بگم نباید قضاوت کنم و این حق رو هم برای خودم قائل شدم که چرا نباید بدونم جریان چیه تو اگه همون روز اول موضوع رو به من می گفتی من خیلی راحت تر با قضیه بر خورد می کردم و این جور قضاوت ها پیش نمیومد . تو جای من بودی اون سه هفته ای که از 4 تا 25 بهمن نمی دونستی موضوع چیه چه فکری می کردی ؟ انصاف داشته باش ... شاید به خدا اعتقاد نداشته باشی اما انسانیت رو قبول نداری ؟ آزادگی رو قبول نداری ؟ یک مثال عمومی منو که به مقدسات عالم قسم فقط جنبه عمومی داشت و می تونستم هزار تا مطلب دیگه جاش مثال بیارم رو که این جور بزرگ کردن نداره . اون لحظه همین یادم اومد . چرا اونو تعبیر خاص کردی به خودت ... من غلط کرده باشم که تعبیر خاص می داشتم . خوب و کلمه به کلمه متن رو بخوان .. این جور قضاوت نمی کنن .  حالا به نظرت من چه قضاوتی داشته باشم . من تو رو می بخشم . چون عاشقتم . هنوزم دوستت دارم .. ولی تو رو به جون بابات که از همه دنیا بیشتر دوستش داری قسمت میدم می تونی راحت بخوابی ؟ می تونی راحت زندگی کنی ؟ می تونی آرامش وجدان داشته باشی ؟ می تونی ؟ انصاف داشته باش ... از خدا برات آرزوی سلامتی می کنم و آرامش و برای بابات که نمی دونه با من .. با یک عاشق با یک انسان چیکار کردی .. ازت ممنونم که کاری کردی که من تحقیر نشم . ازت ممنونم  به خاطر همه چی ....
پیام نازنین در 17 مه : واقغیت اینه که تو منوقبول نداری، حق هم داری. با اینهمه دعوا مرافه و چیزایی که تو لوتی پیش اومد حق داری باورم نداشته باشی. اما من بهت دروغ نگفتم. تنها ی چیزه که بهت نگفتم اونم چون تو همون چند روز اتفاق افتاد و که تو هی میگی نبودی و اینا که دونستن ندونستنش هم فرقی به حال هیچکدوممون نداره. من اگه متاهل بودم از اول بهت میگفتم هستم ، مغز خر نخورده بودم که خودمو بندازم تو هچل ، حالا نمیدونم جرا خدا اینطوری سر راهم گذاشت که همه اتفاقها یهویی پیش اومد نمیدونم و نمیتونم چیزی بگم اما باور به تموم مقدسات من دروغی بهت نگفتم. حالا خود داتی این تو اینم قضاوتت رو م
نازنین با این پیام خود در تاریخ 17 ماه مه 2016 داره به من میگه که مجرده .. فکر کنم میشه خرداد 95 .. بنابر این اونهایی که میگن اون متاهل بوده من باهاش دوست شدم یا درجای دیگه ای طور دیگه ای عنوان کرده همین دلیل و مدرک روشنگر اینه که همچنان خودشو به من مجرد معرفی می کنه و شاید هم که باشه یا در اون تاریخ بوده ...خیلی ها ندانسته به من تهمت زدند که با یک زن متاهل رابطه داشتم .. معلوم نبود شناختشون بر چه مبنایی بود و چطور شد که اطلاعاتشون قوی تر بود

ادامه دارد ... نویسنده ...ایرانی


0 نظرات: