ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نادر و نازنین 191

حدود صد و سی تا از پیامهای نازنین رو که بعد از جدایی بهم داده بود و یاد داشت کردم در دو قسمت میارمش و در موردش بحث کوتاهی هم می کنم .. البته یه چند تایی رو دیگه فرصت نشد و راستش دیگه اهمیت ندادم که یاد داشتش کنم وگرنه بعد از بهمن 94 حدود دویست تایی میشد کل اس ام اس هاش ..
1707-اتفاقا کاملا بر عکسه . چون دارید آزارم میدید . بد تر میگم ادعای دوست داشتن دارید چون اگه واقعا عشق و علاقه بود به احساسم احترام میذاشتید و آن قدر با اصرار و اس های بی موقع و نا بجا باعث آزردگیم نمی شدید من تموم اخلاقم را بد یا خوب بهتون گفتم اما هیچ توجهی ندارید و ادعا می کنید
1708-از اول گفتم من در تحمل کسی نیستم و اجبار دوست ندارم فرمودید هر وقت بگی از رو دوست داشتن میرم اما همیشه خلافش عمل کردید . متاسفانه تصمیمی گرفتم و راهی انتخاب کردم که خوشایند شما نیست اما صلاح من بوده پس تموم کنید این بچه بازیها رو
1709-خدارو شکر که مهربون میدونستی . این یعنی ثابت شد بهت که نیستم حالا . هم یه آدم سنگدل و بد و خود خواه و هنر پیشه و زناکار و کلا ی بد نمادیم منو از ذهنت بنداز تو رباله تموم شد
1710-اوه اوه ببخشید به جناااب کارلی اعظم اهانت کردم خدا منو هم به راه راست هدایت کنه انشاا....جمعیا بگید آمیییین
1711-عکس دو تا پیامهاتو برات میفرستم که برام ایمیل کردن تا بدونی چرا دیگه ذره ای دوستت ندارم . متاسفم برای خودم که دامن خودمو لکه دار کردم به خاطر عشقی که ادعای عاشقی از پشت خنجر زد من خود شیفته نیستم که بگم لوتی منو تعقیب می کنه اما می بینی که خط به خط نوشته هاتو می خونمو بر
1712-اس می فرستن با اسم مستعار ی آدم چقدر میتونه بد باشه ؟ متاسفم برات تو چوب رفتار های نسنجیده ات رو میخوری
1713-اینو بگمو تموم . همه چیو که گفتی اما جون بچه هات جون عزیزت جایی نگو که همدیگه رو دیدیم با آبروم بیشتر بازی نکن این التماس بود آره التماس بود نگو که به کسی واقعی همدیگه رو دیدیم
1714-سلام شب به خیر بیداری ؟
1715-بیخود شکه شدی چون اونیکه الان داره قلبش می ایسته منم نادر این مسخره بازیها رو جمع کن متوجه شدی جمع کن
1716-من نمی دونم چطوری متوجهت کنم که نمی خوام به کسی از ارتباط قبلمون چیزی بگی ؟ برای من همه چیز تموم شده است چه لزومی داره در جواب ماهان میگی ایمیل و اینا .. دردت چیه ؟ می خوای بسوزونی منو ؟
1717-کارلی تموم شد مسخره بازیهات شروع شد مگه چه هیزم تری بهت فروختم که داری سکه یه پولم می کنی ؟ من غلط کردم دوستت داشتم خوبه ؟ به گور هفت جدم خندیدم بذار به غلط کردن بیفتم
1718-به خدای احد و واحد مسئله ماهان نیست . به جان بابام نیست . دیگه داری شورشو در میاری چند بار بهت بگم نمی خوام کسی بدونه ؟چرا خودتو می زنی به اون راه . با این کار ها داری تنفرمو زیاد تر می کنی
1719-به حرمت تموم اون لحظه هایی که داشتیم نکن این کارو . تو بیجا می کنی به کسی ثابت کنی که ما با هم بودیم خیانت در امانته اگه بخوای ایمیلهاتو به کسی بدی . به خدا نمی بخشمت
1720-من اگه بدی کردم که دلیل داشته و عمدی نبوده تو داری با آبروی من بازی می کنی و عمدا چوب خدا صدا نداره به خدا من هرچی هیچی نمیگم خود خوری می کنم تو انگار نه انگار
1721-خیلی بده آدم ی روز برا عشقش گریه کنه و یه روز به خاطر ندامت  بگه ازت می ترسم و تو هم به اندازه همه مرد های دیگه کثیفی و فرصت طلب
1722-سلام ان قدر ازت ناراحتم که دنیا رو هم جمع کنی دیگه ازت دلم صاف نمیشه
1723-من نمیگم من اذیتت نکردم من بد نکردم من هرچی بگی کردم اما با آبروتون بازی نکردم سکه یه پولتون نکردم هرچی بود این جا بود من هیچ بدی بهتون تو لوتی نکردم نه بی احترامی نه بی حرمتی هیچی
1723-اما شما با دونستن نقطه ضعف من دست گذاشتید روش . بار ها هم ازتون خواستم خواهش کردم اما با این حال که مدعی هستی مجازی براتون مهم نبود حالا هم من نیستم اما بهم میگی که هنوز هم تیشه به ریشه زدنتون ادامه داره
1724-حالا هم که با این تازه وارد ها من شدم یک رویای متوهم باشه مهم نیست گفته بودم کسی از چشمم بیفته افتاده امید وارم یادتون باشه
1725-فقط اینم بگم که دیگه هیچ حسی بهتون ندارم و لطفا شما هم اگه حسی دارید برای خودتون نگهش دارید در غیر این صورت میام لوتی و مستقیما بهتون میگم که تموم کنید این حس یک طرفه رو
1726-شما همه چی رو به زور می خواهید شروع رابطه به زور .. ادامه اش به زور من اشتباه کرده قبول کردم و حالا هم شما نه هیچکس دیگه نمی تونه مجبورم کنه که ادامه بدم ..
1727-فعلا آن نشو نادر تا هماهنگ بشیم با هم
1728-سلام اون  ازم پرسید این چند روز بهش پیام دادی گفتم بله نادر هی میگفت نازنین سوءتفاهم شده منم پیام دادم گفتم شما باعث شدید هرکی به خودش اجازه بده هرچی بهم بگه و ازش خواستم دهن گیمو رو ببنده
1729-نادرمیگه تو تاپیک باهاش بحث میکنی ؟ چی بگم ؟
1730-بگو چی بگم سریع جواب بده
1731-نمیتونم صحبت کنم
1732-تو اصلا آن نشو فعلا
1733-هیچی من هرچی گفتم تو جمعش کن با اس در ار تباط میشیم خیلی طولش نمیدیم تو همین بگو از کارت ناراحت شدم باید خصوصی بهم می گفتی نه تو تاپیک منم لج کردم
1734-نادر ببین بهترینش همینه بگو من ازت به خاطر اون شب ناراحت شدم که قبل از این که خصوصی باهام صحبت کنی و متوجه ام کنی که اسمی ازت نبرم اومدی تو تاپیک دعواکردی بعدم دیدم همه دوستام مخالفم شدن فکر کردم نازنین  مدیره خواستم خرابش کنم اون پیامو دادم .. اما در مورد این که
1735-بگم چرا به بچه ها گفتی مثلا با من در ارتباط بودی و اینا
1736-بگو وقتی می خواستم بر میگردی تو عمل انجام شده قرار بگیری و با هم دوست شیم به نظرت چطوره ؟
1737-دقیقا من الان گفتم بحث نکنم بهتره . نادر زیاد می پیچونه عصبی میشم اما اگه اصرار کرد قبول میکنم اگه قرار شد بحث کنیم با لپ تاب میام که بتونیم با گوشی هماهنگ کنیم ختم به خیر بشه اما تا وقتی هستم نیا لوتی که گیر بیفتیم بذار فردا صحبت کنیم بغد ..
1738-حالا بذار ببینم چه خبر میشه بهت خبر میدم
1739-گیرداده به شکایت میگه تو تاپیک شکایت میتونم ازش بخوام مدرک روکنه نادر ی کاری بکن ی متن عذر خواهی بنویس من آف میشم الان دیگه آن نمیشم آخر شب بیا بذار که دیگه نشه شکایت کنم بگم عذرخواهی کرده همونایی رو که گفتم بنویس توش که از لج من بوده
1740-نظرت چیه ؟ هی بگو هرچی تو بگی . تو چی به ذهنت می رسه ؟
1741-باشه ..برو اون وقت اگه شکایت بشه تو میتونی همون جا بگی که چرا تایید نمیکنی پست عذرخواهیت رو و تو ببریشون زیر سوال
1742-الان دوباره تو تاپیک سوال از نفر قبلی باز لیمو ازت پرسیده بود کی رو بیشتر از همه دوست داری گزارشش کردم کلا تاپیک از آخرین ارسالها حذف شد
1743-میگه باید روکنه مدارکشو .. ببین ی برداشت اشتباه چه افتضاحی بارآورد ؟میگه تو خودت نذاری من از طرف تو میذارم تامجبوربشه مدارکشو روکنه چون تنها می تونم تو اون تاپیک ازش بخوام روکنه
1744-نادر الان بذار یک ساعت دیگه عجله نکن
1745-ی چیزی گفتی که نمیشه جمعش کرد . حالا متلک میندازی ؟ عجب بد بختم من
1746-خوابم برد معذرت . الان بیدارشدم دیدم اس دادی بذارچک کنم لوتی روکسی چیزی نگفت ؟
1747-سلام زنگ ناهار و نماز اومدم به کسی اهمیت نده . ازت ممنون اگه ی وقت ساسی ازت پرسید چرا یهویی گذاشتی درصورتی که قبلا منکرش شده بودی بگو یهو یادم اومد منظورتون چیه و مدیر نبودن نازنین  محرز شد برام چون اگه جزو مدیر ها خونده بود اون پست رو حتما ساکت نمی موند ..
1748-حالا بکوب تو سرم بعد بگو چرا ناراحت میشم بابا چند بار بگم دستت درد نکنه شرمنده . از من چیزی نپرسید ؟نادرحواست بهش باشه خیلی گیره ها ساسی حرفت دو تا نشه
1749-الان می خونم
1750-من چیزی نگم خیلی بهتره . گیمو چی گفته ؟
1751-پست عذرخواهی نظر خودت بود به خدا من گفتم خصوصی بگو . بعد که اصرار کرد شکایت کن من تا لحظه آخر زیر بار نرفتم بعدم خوابیدم اصلا نرفتم چرا هی میگی بهم چی باید بگم
1752-سلام شب بخیر امید وارم تو خوب باشی .منکه خرابم امروز ی سره تب و لرز داشتم میرم بخوابم شب به خیر
1753-سلام ..من هنوز حالم خرابه .... قبل از ثبت حذف شد
1754-سلام الان بیدارشدم از مدرسه اومدم عین جنازه افتادم تا الان
1755-نمی تونم نرم یکی از همکارانم هم بار داره تا آذر فقط میاد الان میاد دفتر میشینه کلاس های اونو همچنین من باید برم
1756-اضافه کاری ها که چند ساله بر داشته شده میگن نیرو نداریم مجبورم برم دیگه
1757-سلام حالم خوبه .. دیروز گفتم بهت هرروزمیرم مدرسه به جای همکارم .سرماخوردگی هم که تمومی نداره .صدام در نمیاد .
1758-می دونی که از این حرفها خوشم نمیاد پس لطفا دیگه نه این قدر تکرارشون کن نه بگو خواهشا
1759-سلام خواب بودم تنها نیستم کارداشتی ؟
1760-حالا متوجه میشی چرا نمیخوام دوستت داشته باشم چون تو هیچی جز اون چه که می خوای برات اهمیت نداره تو منو دوست نداری فقط داری لج می کنی که مثلا نگم اینم جا زد
1761-آن قدر مصری که آزارم بدی چه جوری بگم واکنشم به ابراز علاقه ات معکوسه
1762-دور از جونت صد قرآن فاصله بهونه نیست بخدا نادر مقصر خودتی دلنوشته ی امروزت اولش اونا چیه آخه نوشتی
1763-جو الان جوی نیست که تو با معشوقه ات تو عمومی حرف بزنی . در مورد ماهان هم اگه حرف نزدم چون موضعش مشخصه عالم و آدم می دونن ما با هم فقط هم بازی بودیم و لاغیر بعد م اون رفت تا سال دیگه بیاد بالا آیا تایکش یا نه مثه تو هر روز هر روز یقه معشوقه ات رو ول نمی کنی بخدا سرتو
1764-کردی تو برف فکر می کنی من حساسم از چارلی برس که قبولش داری
1765-به خدا من از تو داغون ترم تو چرا اینو متوجه نمیشی خدای نکرده در کشتگی ندارم باهات که
1766-مثلا کیا هستن که باهاشون در تماسم .فقط باباست ؟ تو که خبر نداری نه ؟
1767-والا تو به دست همه میدی وگرنه خدای من شاهده که راجع بهت با هیچکس حرف نمی زنم . ایمیلهات رو خوندم . اگه منظورت از عکس هاییه که مالی گذاشته بود من این عکس ها رو تو فیسبوک دارم فیسبوک هم از سر اخراجی ها نمی دونم خبر داری یا نه بچه های لوتی از یچ نازیلا برداشته بودن حالا یادش
1768-سلام گوشیمو نبرده بودم که جواب بدم . خاله و مامانم دارن میان اومدم هم مشغول تمیزی بودم وایمیلتو ولی تو سایت کامیوتر مدرسه خوندم نمی دونم چی باعث شده فکر این که من با کس دیگه ام درگیرت کنه من اگه خودم دارم خودمو ازت محروم می کنم این معنیش این نیست که می خوام نباشی تا
1769-با کسی دیگه باشم
1770-من دختر 16ساله نیستم دنبال دوست سر بگردم از وقت اینکارام گذشته اگه هم بخوام خودمو پایبند کسی کنم نسناس (خواستگاره رو می گفت )  هست که شر همه چی هم می خوابه نه این که به آرامش میرسم نه اما زخم زبون و متلک و نگاه های بد و هیز دیگه نخواهد بود ولی نمی خوام خودمو گرفتار کنم حداقل الان می تونم ال
البته این پیامها در طول چند ماه بوده .اون به کارلی که بهترین دوستم در سایت بوده حساسیت داشت ..چقدر هم رسمی باهام صحبت می کرد یعنی اس می داد . به فراخور زمان  لحن نوشتاری و گفتاری شو عوض می کرد . هر موقع نیازی داشت نرم می شد .. . ازبس قدرت نازنین زیاد بود و آیدی های زیادی در اختیار داشت بدون این که لو بره در یک مقطعی به اشتباه فکر کردم اون رئیس سایته .. یه پیامی دادم که همه خوندنش .. اونو بردم زیر سوال به عنوان یک مدیر عاشق با هزاران پیام و..صورت مسئله دیگه عوض شده این جا در واقع به نفع نازنین تموم شده بود . اون می تونست علیه من هر کاری صورت بده . دیگه کسی به این فکر نمی کرد که چقدر داغون شدم .. بعد در این پیامها نازنین به دروغ گفته بود که معاون سایت می خواد ازم شکایت کنه و منم خب دوست داشتم باشم و اون فضا رو از دست ندم ببینم نازنین چیکار می کنه و ازطرفی می خواستم عشقمو خوشحال کنم . فریب حرفای اونو خوردم و راضی شدم یه عذر خواهی الکی منتشر کنم مبنی بر این که من و نازنین با هم رابطه ای نداشته سوء تفاهم شده . جالب این جاست لحنش در اون لحظاتی که داشت مخمو به کار می گرفت خیلی مهربانانه شده بود بعد از این که خرش از پل گذشت  باز شد همون آدم ماههای اخیر . بد دهن و تند خو .. بعد ها خبر دار شدم که اون خالی بندی می کرده ..کسی نمی خواسته از من شکایتی کنه نازنین نقطه ضعف منو می دونسته .. شاید براش این مهم بود که مالی بدونه که من و اون با هم رابطه ای نداشتیم ... شاید منم اگه یه روزی به دروغ گفتن عادت کنم بتونم وجدانمو زیر پا بذارم و هزاران گناه دیگه انجام بدم . .... ادامه دارد ... نویسنده :ایرانی

0 نظرات: