ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نادر و نازنین 168

نادر دهم ماه مه 2016 قضاوت اشتباه ؟1
سلام ! جملات جالبی در نوشته هات موج می زنه ... عجیبه .. خیلی ...من که گفتم عشقت قبلا درست بوده .. اما کسی که عاشق باشه هرگز عشقشو فراموش نمی کنه ... دلت برام گرفته ؟... می تونی کاری بکنی اما نمی خوای ؟ .... خیلی خنده داره ... اما از اون خنده های درد ناک ..... چرا اون روزای شیرین تلخ شد ؟! مگه چی شد ؟! چیکار کردم ؟! بهت خیانت کردم ؟! دیوونه بازی در آوردم ؟! آدم کشتم ؟! توهین کردم ؟!اسم این کارت رو نمی ذارم بی عاطفگی .. اسم این کارت رو نمی ذارم بی وجدانی و سنگدلی .... میشه خیلی اسمای دیگه واسه این کارت گذاشت ... میشه گفت عشق من یک تنوع روحی بوده برات .. که حالا یکنواخت شده ... اون تنوع روحی رو نداره .. اون هیجانو نداره ... حالا چرا نداره .؟... شاید از عشق زده شدی ..از من زده شدی ... می تونی پس نمی خوای ؟.... فکر نمی کنی این یک ظلمی باشه در حق هر دومون ؟ چرا نازنین ..چرا ؟... تازه بی مهابا عرض خیابونا رو طی می کردم دیگه از همه چی بدم اومده ..برام فرقی نمی کرد  یه ماشین بهم بزنه یا نه  ولی نشد ..اگه عشقت درست باشه رفتارت هم درسته .. اگه من اشتباهی کرده باشم اگه سهل انگاری کرده باشم به من فرصت جبران میدی ....جرمم ..گناهم تا به اون حدی نیست که از خداآرزوی مرگ کنم . بازم خدا رو شکر می کنم که درددل منو خوندی و یه جوابی بهش دادی .. شاید تو اسم و حالت عشق خود رو بگی عشق حقیقی یا واقعی .. ولی عشق واقعی اونه که دو تا عاشق مرهم دل خسته و زخمی هم باشن به هم آرامش بدن ... عیبی نداره بازم دعات می کنم .. بازم از خدا می خوام قلبتو پر از محبت و عشق کنه ... به خودت بیای .. شاید من خیلی چیزا رو نمی دونم . شاید حق من این باشه که تا به این حد عذاب بکشم . شاید یه زمانی برگردی پیشم که دیگه هیچی ازم نمونده باشه . اما من این جوری نیستم ... همین حالا اگه یکی صدام کنه در بد ترین شرایط روحیم میرم کمکش ... حتی اگه یه غریبه باشه ..حتی اگه انتظاری نداشته باشم .... آدما رو دوست دارم ... اما یکی رو دوست دارم که دوست داشتنش با دوست داشتن بقیه فرق می کنه . من تازه زنم مرده بود . یکی در سایت امیر ازم خواست برای بچه ای که در شکم زنشه یه نامه بنویسم متنی که تشکر از زنش باشه ... توی ذوقش نزنم درد رو تحمل کردم .. اون شخص یک غریبه بود اولین پیامش بود .... می تونستم بگم حالشو ندارم اما خیطش نکردم ..... یعنی عشق من .. نادر تو ... این قدر برات بی ارزش و بی مقداره که با نوشتن این عبارت که نمی خوام دوباره تکرار شه اون روز های شیرینی که تلخیش به کاممون موند ..............اولا اون روزا تلخ نبوده تو ازش به تلخی یاد می کنی ....بعد این که گیریم مثلا تلخ شده از کجا می دونی بازم همون میشه ...... یعنی ارزش من و عشق ما به اینه که خاک شیم ... بسوزم و ..... اشکالی نداره ... نادر هیچی ازت نمی خواد... فقط از خدا می خوام که هرگز کاری نکنه که تو نازنین من حسرت روزایی رو بخوری که می تونستی کمکم کنی و نکردی ....چون من هنوزم دوستت دارم ..هنوزم عاشقتم .... اما تو نگرانی ..نمی دونم برای چی ؟ یاد گرفتم آدمایی رو که دوست دارم همیشه دوست داشته باشم .. یعنی تو رو .... یاد گرفتم آدمایی رو که مهربونن ولی نا خواسته نسبت به من نا مهربونی کردن بازم دوست داشته باشم و دعاشون کنم .چون اونا دوستت دارم . یاد گرفتم بابا مامانتو دوست داشته باشم چون آینه تواند .. عشق تواند .... نمی دونم پدرت در چه وضعیه و شیمی درمانی اون تموم شده یا نه ولی خدای من شاهده با تمام وجودم با دل پر از دردم که به وقت غروب اشکام همین جور سرازیر میشه ازش می خوام از خدا می خوام که شفاش بده تا درد نکشه تا تو خوشحال شی .. تا عشق واقعی خودت رو در کنارت داشته باشی .... من که لیاقت تو رو نداشتم .....از خدا هم سعی می کنم دیگه چیز زورکی نخوام .... عشق هرگز نمی میره ....شاید خیانت و بی وفایی داغونش کنه . نمی دونم چی درسته چی غلط ... خودم موندم .... شاید هرچی تو بگی درست باشه .. اما اینو می دونم که تو دیگه نادرت رو دوست نداری .. دلم برای شنیدن صدات تنگ شده .. دلم برای دیدنت تنگ شده .. دلم برای خیلی چیزا تنگ شده .. البته منظورم  اون کارا نیست .. اما می دونم دیگه باید آرزوی همه اینا رو به گور ببرم . چه دردی رو تحمل می کنم وقتی که میگی نمی تونی .. وقتی که میگی نمی خوای .. یعنی تو صد ها ساعت با هم بودن رو به یه پشیزی تصور کردی .هر چیزی نتیجه اش مهمه .... از کجا معلوم تو امروز اشتباه نمی کنی ؟ از کجا معلوم افکار امروزت اشتباه نباشه ؟ نازنینی که دو مدل حرف می زنه دو مدل تصمیم می گیره از کجا معلوم که امروز اشتباه نکنه ....اما من تسلیم توام و جز این کاری از دستم بر نمیاد . عشق باید دو طرفه باشه .. عشق یکطرفه راه به جایی نمی بره . عشق یکطرفه فایده ای نداره . و من سرمو می ذارم رو شونه هات آروم آروم اشک می ریزم همون کاری رو که تو یادم دادی .. بهت میگم خیلی دوستت دارم ... میگم نازنین مال کیه ؟ تو میگی مال نادرشه .. فقط نادر می تونه بغلش کنه .. فقط نادر می تونه اونو ببوسه ... فقط نادر می تونه توی بغلش جون بده و پرپر شه ... فقط نادر می تونه  سرشو بندازه پایین تا نازنینش نگاه پر التماسشو نبینه ..نگو که دوستم داری نگو که عاشقمی .. نگو که برات مهمم  .اگه دوستم می داشتی نمی ذاشتی این جور داغون شم .  قلبم داره از جاش در میاد ... ... از طرف من مسی  کوچولو رو ببوس ..و بابای مهربونتو .. که من بهش خیلی احترام می ذارم ... کوچیکشم .. دست بوسشم .. و به حق همون دل شکسته ام در 4 بهمن 94و لحظه ای که در 29 فروردین صداش زدم و جوابمو نداد از خدا می خوام که شیمی در مانی های بابا موفقیت آمیز باشه نادر اینو با تمام وجودش می خواد ... دوستت دارم حتی اگه دوستم نداشته باشی ... می خوام که شاد و آروم زندگی کنی حتی اگه با مردن من شاد شی ....نادر در آرزوی مرگ

ادامه دارد ... نویسنده :ایرانی

0 نظرات: