ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 38

کیر پژمان عزیزم توی دهن من کاملا دراز و کلفت شده بود . با این که نفسم بند اومده بود ولی شوق و ذوق ادامه سکس و این که اون بالاخره کونمو به یه نوایی می رسونه هیجان زده ام کرده بود . تاکی دندون رو جیگر می ذاشتم و صبر می کردم . طاقتم دیگه طاق شده بود . یه دستم رو کونم بود و یه دست دیگه رو هم گذاشته بودم زیر بیضه شوهرم و اونو بیشتر به ته دهنم فشارش می دادم . مرض که چه عرض کنم کرم داشتم . داشتم خفه می شدم و می خواستم بیشتر پارچه خواری کنم . ولی کیرشو از دهنم کشید بیرون و افتاد به جون کسم . اصلا این هیجان که تا لحظااتی دیگه پرده کسمو باید جر بده آزارم نمی داد . راستش هیجان زیادی نداشتم . هیجانم فقط به این بود که کیر قلنبه شده از راه قالب کون قلمبه من بره توی سوراخی که مدتهاست انتظار کیرو می کشه و اگه اون آخربن بار سوتی نمی دادم حالا حالا ها از شر مزاحمی به نام شوهر خلاص بودم . ولی آش کشک خالم بود و می بایست  اونو می خوردم . حالا که نصیبم شده بود بای یه جوری با هاش کنار میومدم . چاره ای نبود . باید مدارا می کردم . دهنشو گذاشت روی کس داغم .. خیلی خوشم میوند .. بدنم لرزید بیشتر از همه دور همون کس و مغز کونم .  انگاری نقاط حساس سکسی منو توی کونم کار گذاشته بودند و ساختمون جنسی من با بقیه زنا فرق می کرد . چون خود کون به طور مستقیم که واسه زن قدرت تحریک کنندگی نداره .. ولی من  ماهها بود که با کون دادن حال می کردم . بی انصافهانذاشتن که من یه رکورد نسبی ثبت کنم . -عزیزم چرا رنگ و روت زرد شده . این پنبه و الکل و باند و چسب زخم چیه اینجا گذاشتی . مگه اینجا جبهه جنگه . کسی می خواد زخمی شه که بیمارستان صحرایی درست کردی ؟/؟ -آتنا واسه همین چیزاست که عاشقتم . از بس خونسرد و بی خیالی و به آدم اعتماد به نفس میدی . به تو میگن یک شریک خوب . آخه من خودم وقتی خون می بینم اونم خون یکی دیگه رو یه جوری میشم . همش فکر می کنم نباید کاری کنم که تو اذیت شی . اصلا دلشو ندارم -حالا خواهش می کنم از این فکرا نکن و دلشو داشته باش . -عجله کن .. عجله کن پژمان جونم . خیلی کار داریم . -ببینم مگه می خوای آشپزی کنی ؟/؟ -نه -رختشویی داری ؟/؟ -نه ... یه دور بر گشتم و کونمو نشونش داده گفتم می خوام اینو بپزم . -تو دیگه کی هستی دختر .. -چند دقیقه دیگه باید بگی تو دیگه کی هستی زن .. -عزیزم تو برام همیشه مثل یک دختر تر و تازه ای . همیشه تا آخرین لحظه زندگیم  حتی اگه دو تایی مون پیر شیم تو برام همون جوون اولیه هستی .. -چه شاعرانه ! راستش حال و حوصله شنیدن این حرفا رو نداشتم . دلم می خواست تا این کونم بوی خوش خودشو داره یه جوری با اون ور بره . آخه اگه یه خورده فعالیت می کردم و می کردیم شاید تنم بوی عرق می گرفت . کیرشو همچین گرفت تو دستش  که انگاری من کیر ندیده باشم ولی به روش نیاوردم و توی ذوقش نزدم .. -واووووووووو پسسسسسسر معرکه هسسسسس .. جون میده برای کس آماده من که لت و پارش کنی .. دولا شد و یه ماچ آبدار از کسم بر داشت و گفت فدا فدا .... توی دلم گفتم همونجا ها باشه .. ولی واسه این که تعارفی کرده باشم گفتم عزیزم تو اگه نباشی منم نیستم . این حرفا چیه که می زنی .-معطل نکن .. بشکن این دیوار کاغذی رو و آخرین فاصله ظاهری بین من و خودت رو از بین ببر . عزیزم من و کسم دو تایی منتظریم .  شوهر خوش کیرم شونه هامو داشته باش به چشام نگاه کن و فکر کن که چقدر عاشقمی به اون اژدهای خودت هم بگو که از همون پایین در حال حرکت باشه  . همین کارو هم کرد .. قبلا کیر رو تا همین قسمتها نوش جون کرده بودم ولی یواش یواش داشت می رفت جلو تر . کمی احساس درد و تنگی می کرد . آخه تا حالا کس نداده بودم . کونم خیلی گشاد تر به نظر می رسید . سرمو بالا گرفتم ویه نگاهی به کیر مامانی اون که تا یه ساعت دیگه واسه احوالپرسی باید یه سری به کونم می زد ...انداختم .. این جوری معلوم نبود که خونریزی شده یا نه . لذتی همراه با درد وسوزشو در خودم حس می کردم . اون که دید صدام در نمیاد همین جور داشت کیرشو می فرستاد جلو . منم دیگه روشو نداشتم که بگم دست نگه داشته باش از بس هارت و پورت کرده بودم . دندوناموبه هم می فشردم . فکر نکنم دردش به اندازه درد اولین کون دادنها باشه ولی واسه اون لحظه حسش نبود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی