ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

بابا بخش بر چهار 59

اگه دوست داری یه خورده بمالم رو تن وبدنت و حسابی مشت و مالت بدم . باید بریم حموم .. -نه بابا من اونجا حوصله شو ندارم . -آخه این جا کثیف میشه و همه چی می ریزه به هم . -خب بشه من یه چیزی این زیر پهن می کنم . -آخه سخته -بابا طوری حرف می زنی که انگار تو می خوای بری اون زیر قرار بگیری .. -باشه هر طور راحت تری . -حالا اجازه میدی که این لباس نازک رو از تنت در آرم یا این که روغن رو روی همین لباس بریزم و با همین پارچه ماساژت بدم -حالا منو مسخره ام می کنی پدر جونم ؟/؟ اونو که لختش کردم فقط یه شورت بود پاش .. دو طرف کونش و اون قسمتی که افتاده بود بیرون و می شد گفت هشتاد در صد کونشو شامل می شد دیگه منو از حال برده بود و بی صبرانه منتظر بودم که کارمو شروع کنم . همون اول نباید بند آب می دادم یا راحت تر بگم سوتی می دادم .باید طوری اعتماد اونو جلب می کردم که خودش از من می خواست که بهش حال بدم . اصلا از اول باید به این فکر کنم که من و اون نمی خوایم کاری کنیم که اگه بر نامه ای بین ما نشد حسرت نخورم . یکی از عیبهای من این بود که اگه از اول خودمو غرق در کاری می کردم و هدفی می داشتم باید تا آخرشو می رفتم ولی مثل حالا اگه بی خیال می شدم می تونستم راحت تر کارمو پیش ببرم و این جوری موفق تر هم می شدم . -عزیزم قسمت جلوی بدنتو بعدا بمالونم ؟/؟ -آره بابا .. بعدا .. شروع کردم . با این که با خودم عهد کرده بودم که بی خیال باشم ولی سرعت حرکت من از شونه ها تا انتهای کمرش زیاد بود . از اون طرف از مچ پا شروع کردم تا وقتی که به کون رسیدم در اون ناحیه توقف زیادی داشته باشم .. یه نیم نگاهی هم به صورت عزیزم داشتم تا عکس العملهای اونو ببینم .  داشت کیف می کرد و همین لذت بردن اون آرومم می کرد و تشویق که با جدیت بیشتری به کارم ادامه بدم .  به قسمت رون پاش که تپل تر بود رسیدم فشار دستمو زیاد ترش کردم ..  شورتشو هنوز در نیاورده بودم و تا خودش نمی گفت قصدهمچین کاری رو نداشتم ولی  دستمو از زیر شورت رد کرده و اون قسمتو چنگش می گرفتم . دو تا کف دستمو طوری روی قاچای کونش قرار دادم که یه قسمت از شورتش افتاده بود پشت دستم و من با همون حالت دو تا نیمکره باسنشو می گردوندم باید یه خورده خم می شدم تا می تونستم اون سوراخ کونشو بینم . همون جایی که باید خودمو برای حمله به اون آماده می کردم . چون کسشو که نمی تونستم بکنم . یه ناله های خیلی ریز و خفیفی می کرد که نشون می داد می تونه خیلی بیشتر از اینا صداشو ببره بالا ولی از خجالت داره به خودش فشار میاره . منم با فشار بیشتری رو کونش کار می کردم . می دونستم وقتی دو تا شکاف کسش  به هم بر خورد کرده در تماس بیشتری با هم باشن هوسش زیاد تر شده و تمام بدنش سست میشه . و در مقابل بقیه کار هام مقاومت زیادی نشون نمیده .. اردلان اردلان .. مگه به خودت قول ندادی که دلتو به این چیزا خوش نکنی . فکر کن که النازاصلا به فکر این چیزا نیست و تحویلت نمی گیره . چقدر دلم می خواست با دو تا شستم اون تیکه از پارچه شورتشو می بردم بالاتر تا سوراخ ریز کونشو می دیدم و اونو با کلفتی کیرم تصور می کردم که چطور می تونم اون فضا رو بشکافم و وارد سوراخ کون و فضای ممنوعه دخترم شم که برام بازش می کنه . ولی می دونستم که با کون دادن به من آب کسش راه نمیفته باید اونو یه دست مالی و کس لیسی حسابی می کردم . چند بار دستمو عمدا لای شورتش گیر داده که مثلا مزاحممه .. -پدر چرا این قدر به خودت سختی میدی اگه سختته که این جوری بمالونی و اگه تو سختت نیست که درش بیاری و این جوری هر دومون راحت تریم می تونی این کار رو بکنی . دیگه امون ندادم که دخترم اما و اگر دیگه ای بیاره . فوری شورته رو از پاش در آوردم . فدای اون کونش بشم . آخه بابا جون محرمش بود دیگه . حالا راحت تر می شد زوایای لاپای دخترمو از پشت ببینم . دو تا قاچشو به دو سمت بازش می کردم . سوراخ کس و کونش انگاری تفاوت زیادی با هم نداشتند . هر دو تا شون ریز بودند . و عاشق این بودم تمنای اینو داشتم که هر دو تا سوراخو با هم میکش بزنم . زبون بزنم باهاش حال کنم و به دختر گلم حال بدم .. چه لذتی داشت این سوراخ کون تنگو گاییدن . غصه ام هم شده بود . چه جوری من این کیرمو توی کون به اون تنگی فرو کنم . اگه یه قوطی کرم رو هم روی این سوراخ فرو کنم بازم کمه . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی