ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

مامان بخش بر چهار 67

-اووووووههههههه کمال کمال آتیش کن . نکنه به همین زودی خودت رو خالی کنی .. دردم میاد دردم میاد ولی حالا از دردم کمتر شده دیگه بیشتر خوشم میاد -می دونستم .. می دونستم . کون که گشاد تر میشه درد کمتری میاد -کمال ! انگاری باید به تو حرف زدن یاد بدم . کون گشاد مادرته .. اینو که گفتم دیگه ادامه نداد . واسه ما شده بود کار شناس .. کیرشو واسه چند دقیقه ای از کونم کشید بیرون و گفت می خواد خوب خوب نگاش کنه و همه جا شو بلیسه ..  دو تا قاچ و چاک وسر و خود سوراخو البته روشو .. کونمو قبضه کرده بود و فقط با این ناحیه کار داشت . البته در حال ور رفتن با کون من به کسم هم نا خنکی می زد و دست از سرش بر نمی داشت . انگشتشو کرده بود توی کونم . بعد که درش آورد لباشو گذاشت روی کون . لحظاتی بعد سرمو گذاشتم روی کونش تا خستگیمو در کنم . منو رو زمین خوابوند . طوری یه پهلو کردم که راحت بتونه کیرشو بکنه توی کونم . چه صفایی داشت . گرمای هوا مثل اواخر اردیبهشت بود . هوای پاییزی کاملا شبیه به یک هوای بهاری بود . دستشو چپ و راست می زد به کونم .. -کمال چیکار می کنی الان پسرام می رسن و شک می کنن .. راستش اگه کمال به روم نمی آورد متوجه نمی شدم که چه سوتی دادم . ولی خودمو زدم به حواس پرتی .. -مگه بچه هات کون لخت تو رو می بینن ؟/؟ -نه اشتباه لپی بود . چیکار کنم احتیاط زیاد این استرس ها رو هم به دنبال داره .کونموغرق بوسه اش کرده بود . طوری که منو به هیجان آورده فقط دوست داشتم بکنه توی کونم . همین کارو هم کرد . در اون فضای زیبای پاییزی لذت زیادی از کون دادن می بردم و دوست داشتم تا ساعتها زیر کیر کمال باشم و کیف کردن اونو ببینم و حس کنم . کونمو میون دو تا کف دستش جمع می کرد و ولش می کرد . ار حرکت و چنگ گرفتن هاش خوشم میومد . -بگو کمال چی می بینی . از کونم تعریف کن . چه حسی بهت میده -یه حس خوب و قشنگ .. -بگو بازم بگو .. -فشارش بده سوراخ کونمو فشارش بده اگه دوست داری جرششششش بده .. پاره پارشششششش کن ..  همش مال تو .. -ارغوان جون تو که از آقا قلی جدا نشدی -نهههههه نهههههههه دوست داشتی جدا می شدم اون وقت تو منو می گرفتی ؟/؟ -نمی دونم .. هر کی که تو رو داشته باشه خوشبخت می شه . ولی این جوری این که دارم یه زنی رو میگام که شوهر داره و شوهرش رفته دنبال عشق و حال خودش و  خبر نداره که زنش دوست پسر گرفته خیلی حال میده -ای نا قلا تو هم خیلی حرام خوری دوست داری . خوشت میاد لذت می بری که سر نوشت من به این صورت در اومده ؟/؟ -نه کی این حرفو زده .. -کس شر کمتر بگو منو بکن .. کمال از این طرز حرف زدن من تعجب می کرد . در نهایت ادب و خونسردی یه چیزی می گفتم و می زدم همه چی رو خراب می کردم . -بکن .. بکن .. کونمو از وسط بازش کن .. با کف دستات فقط کونمو بمال بازش کن .. نازش کن .. اوووووففففف .. طوری بهش حس می دادم که اون از گاییدنم سیر نمی شد . با این که یه بار توی کونم خیس کرده بود ولی داغی و حرارت کیرش نشون می داد که کون من به اندازه کافی اونو دو باره وسوسه اش کرده و هر لحظه آمادگی پا شوندن داره . همینم شد .. -آخ آخخخخخخخخخ کمال کمال پسسسسسر تو معرکه ای .. اگه چند ساعت همین جا بمونی دیگه فکر نکنم هیچ ذخیره ای واست بذارم .. خیلی دلم می خواد همین جا زیر کیرت و توی بغل تو بگیرم بخوابم ولی دیگه خیلی خطر ناکه .. تو برو من خودم بعدا میرم .. یه ملافه ای انداختم روم .. خیلی حال می داد . حتی دیگه نسیم ملایم پاییزی هم نمی وزید . چه آفتاب و منظره زیبایی . سکس در فضای سبز خیلی به آدم حال میده . یه زنگی واسه بچه ها زدم اونا توی راه بودند و تا یه ساعت دیگه پیشم بودند . دلم نمی خواست پاشم . یه نیم ساعت دیگه هم همونجا دراز کشیدم و بعد یواش یواش راه حمومو در پیش گرفتم . تازه حس کردم که عجب درد کونی نصیبم شده . درد عجیبی رو حس می کردم . اوخ .. در حال لذت بردن بودم و اصلا حالیم نبود . اونا اگه بخوان فرو کنن تو کونم من باید چیکار کنم . نمی دونستم . می تونستم بگم کیر شما سبب شده کونم این جور احساس درد کنه . چاره ای نبود . واقعا چاره ای نبود .. معلوم نیست این زنا چقدر باید بد بختی بکشن . بچه داری که به گردن اوناست .. حفظ حجاب و انواع و اقسام محرومیت ها رو که دارن . نصف مردا ارث می برن .. کار خلاف هم که می کنن به این سادگیها آثارش پاک بشو نیست . خسته شده بودم از بس انگشت فرو کرده بودم توی کس و کونم و آب کیر این پسره کمال رو بیرون کشیده بودم . معلوم نبود هر قدر که درش می آوردم بازم اثری از آبش بود .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی