ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 17

در طرف دیگه و پشت ساختمون عرفان واقعا نمی دونست با این همه هیجان چیکار کنه . هر چند وقت در میون چشاشو می مالوند سامان و سلنا مشغول بودن . . سحر و سپیده که عروس و خواهر شوهر بودند دستشون رو کسشون بود و با لذت در حال نگریستن به صحنه ها بودند . اونا عرفانو به یاد مامانش مینداختن . خیلی دلش می خواست بره و با اون دو تا زن حال کنه . حتما مامانش هم یه همچین روحیه و حس و حالی داره ..  کیرش بازم دراز شده بود . عین لوله تفنگ .. چی می شد منو هم داخل خودشون جا می دادن . خانوما منم دل دارم . سوراخ کون همه تونو می لیسم . هر کاری بگین می کنم . رحم داشته باشین . سیاوش شوهر ساناز و داماد سارا رفت طرف مادر زنش سحر و عمه خانومش سپیده . دستشو دور کمر اونا حلقه زد . -چقدر عاشق اینم که زنای میانسالو بکنم . اونا خوب قدر کیر رو می دونن تا اونجایی هم که دلم بخواد به من حال میدن . خیلی هم حال میدن و عین کنه به کیر می چسین و ول نمی کنند . سحر : داماد گلم اگه این جوره پس چرا چند شب پیش که اومدم سراغت زود خسته شدی .. -از دخترت  بپرس . هرچی بهش گفتم امشب می خوام برم سراغ مامانت قبول نکرد .. -خودش کجا می خواست بره .. -نمی دونم اون شب زیر کیر کی خوابیده رو یادم نمیاد . .. سحر یواشکی زیر گوش سیاوش گفت که هوای عمه رو داشته باشه . سپیده متوجه شد که سحر چی به سیاوش گفته .. -این داماد گلت اصلا یه نیم نگاهی به عمه زنش نداره .. -سپیده جون ما که تا حالا دو سه بار با هم بودیم .. -یخ نکنی . پس از این همه مدت که به جمع خونواده ما پیوستی  این دو سه بار زیاده ؟ سحر با این که دوست نداشت سپیده با سیاوش حال کنه ولی از اونجایی که می خواست هوای خواهر شوهرشو داشته باشه مجبور بود کمی کوتاه بیاد ولی دلش نمی خواست از اون جا دل بکنه . سپیده دستشو گذاشت زیر بیضه های سیاوش و کیرشو به طرف جلو حرکت داد .. رو زمین نشست و سر کیر سیا رو گذاشت تو دهنش .. از اون طرف هم سحر اومد کنار سیاوش نشست . دستاشو گذاشت رو شونه های پسرو لباشو هم گذاشت پس گردن سیا و با زبون زدن و بوسیدن اون هیجان خاصی رو به دامادش می داد . این جوری به سپیده نمی چسبید که عروسش با دامادش هم در حال حال کردن باشه . وقتی دید سمیر پسر بزرگ سحر متوجه اوناست از دور  طوری که بقیه متوجه نشن به اشاره ای به برادر زاده اش کرد که اونو به سمت خودش بکشونه . می خواست کاری کنه که سمیر و مادرش سحر با هم حال کنن و اون به تنهایی بتونه با سیاوش سکس کنه .  سمیر اومد سمت اونا .. -به به ! احوال عمه خانوم و مامان جون .. ببینم کدومتون می تونین به من بیشتر حال بدین .. -عزیزم تا عمه خانوم هست که من نمی تونم بهت حال بدم . -فدات شم مامان که این قدر طبعت بلنده . ولی من چیکار کنم که مامان جونمو خوشگل ترین و خوش بدن و هوس انگیز ترین زن این مجلس می دونم و هوس کردم که حالا با تو باشم . حالا این سمیر بود که لباشو گذاشته بود رو شونه های مادرش و با دستاش آروم آروم از همون طرف یه حرکت رو به پایینی داشته . وقتی دستاش رو کون سحر قرار گرفت و کف یه دستشو گذاشت روی کس مادرش اون دیگه کاملا تسلیم و بی حس شده بود . سمیر دست سحر رو کشید و اونو برد به یه سمتی ..-آخخخخخخخ سمیر .. پسرم امروز تو چته .. اگه سلنا  بهت نمی رسه به من بگو که گوششو بکشم و اونو از هم خوابگی با تو محرومش کنم . -اوووووهههههههه نهههههههه .. مامان اگه دنیا غیر تو به من نرسه انگاری لذت نمی برم .. و تو غیر بقیه دنیا بهم برسی یه دنیا لذت می برم . -من که حریف زبونت نمیشم . پس بده اون کیرت رو که خیلی بی تاب اونم . سهیل و سارا دیگه اینجا رو قیضه اش کردن .. -اوخخخخخخ مامان بزرگ سوسنتو .. -مادر بقیه رو ولش . بیا به خودمون برسیم . سپیده که حس کرد دیگه مزاحمی نداره سیاوشو رو زمین خوابوند . بیضه های شوهر برادر زاده شو دونه به دونه می ذاشت تو دهنش .. سروش شوهر سپیده که داشت با ستاره 65 ساله حال می کرد وقتی دید زنش چه جوری داره با سیاوش حال می کنه گفت سیاوش جون همون جوری که یکی  داره به زنت ساناز حال میده تو هم این عیال ما رو میزونش کن -نوکرتم آقا سروش .. این جا تا دلت بخواد کس بازاره ..سپیده گوش سیا رو کشید و گفت -بیشتر از این که اینجا کس بازار باشه بازار کیر داغه ...... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی