ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

اتوبوس هوس 57

رفتم سر وقت هما .. چقدر هم خجالت می کشید . انگاری عادت نداشت که دست مرد دیگه ای به بدنش بخوره . این حس اون منو هیجان زده ام کرده بود . -هما خانوم  مثل یه آهوی مظلوم اسیر من شده بود . اونو از پشت بغلش زده بودم .  محکم به خودم فشردمش . یه دستمو گذاشتم رو سینه اش و یه دستمو رو کسش قرار دادم . دلش به شدت می زد . سرشو انداخته بود پایین .. دستمو از قسمت بالای کسش رسوندم به قسمتای پایین تر .. اون قدر دستمو روی کسش و روی شکافش سر دادم و غلتوندم که لحظه به لحظه خیسی بیشتری رو روی کس حس می کردم . صورت هما سرخ شده بود .. یک آن سرمو بر گردوندم ببینم اشکان چیکار می کنه . دیدمش که حواسش به ماست ولی رویا کیرشو تا ته فرو کرده توی دهنش و داره براش ساک می زنه .. -رویا جون خفه نشی . تو که ناز داشتی می خواستی غیر من با یکی دیگه باشی .. انگاری دلشو نداشت کیر اشکانو از دهنش در بیاره و حرف بزنه با انگشت اشاره کرد به هما . یعنی این که چون من رفتم سراغ هما اونم از این کارا کرده .. ولی به نفعش هم شده بود . مثل این که این اشکان هنوز باورش نشده بود که زنش رفته زیر کیر یکی دیگه با این که خودش داشت یه زن دیگه رو می کرد . باید بهش نشون می دادم . باید باور می کرد .. هما کمی سر سختی نشون می داد . شایدم زن و شوهر توجیه نشده بودند که در این سفر چه خبره و حتما فکر می کردند که اومدیم به یک پیک نیک معمولی .. ولی اگه این جوری بود می تونستم فضا رو که داخل اتوبوس خودمونی و سکسی تشخیص دادن همون موقع بزنن به چاک .. هما رو رو زمین درازش کردم . طوری بهش فشار آوردم و خسته اش کردم که دیگه نایی برای دست و پا زدن نداشت . مدام دست و پای منو به این طرف و اون طرف پرت می کرد . یعنی این که بیشتر از این کارش نداشته باشم .. دیگه خیلی وسوسه ام کرده بود . این جور مقاومت کردنها و دست و پا زدنها منو حشری تر و اونو خواستنی تر کرده بود . اندام تازه ای داشت و به نظر میومد تازه عروس باشه .رویا اون طرف اشکانو خوابونده سر کیرش نشسته بود . یه تلنگری به هما زده و گفتم خانومی این قدر ناز نکن اون که بهش می نازیدی رو یه نگاه بهش بنداز سرشو بر گردوند .. رویا رو دید که رو کیر اشکان نشسته و مرد چه جور شجاع و روش باز شده و داره از زیر کیرشو همزمان با حرکات رویا می کوبونه به ته کس اون . هما لباشو گاز می گرفت . حرص خوردن اونو که می دیدم کیف می کردم . دستمو  گذاشتم قسمت بالای کس و زیر نافش و طوری فشارش می گرفتم که کسش ورم کنه وهوسش زیاد تر شه .. -ناراحت نشو هما جون . این جا همه به فکر خودشون و لذت بردن خودشونن . تو هم باید کاری کنی که از این مدل حال کردنت لذت ببری . یاد بگیری .. هما ی خجالتی و کم حرف سرشو بر گردوند و لاپاشو باز کرد . کیرمو گرفتم سمت صورتش و گفتم اینو که نوش جون کردی فرق این کیر با کیر اشکان رو متوجه میشی . ناراحت نباش . تو ضرر نکردی .  اون یه زن مسن تر از خودشو داره میگاد ولی تو خودت رو به یک کیر سر حال تر از کیر اون سپردی و به یه آدمی که تحرک داره . دیگه کسشو هم گذاشتم بعدا بخورم . گفتم بهتره تا این  نازک نارنجی  پشیمون نشده تر تیبشو بدم . -دختر تو چقدر تنگی . یعنی این کست چقدر تنگه . راستش تا حالا به دقت  به کیر اشکان نگاه نکرده بودم ولی یه لحظه که سرمو بر گردوندم و اونو دیدم متوجه شدم که چرا این خانوم گل تا حالا این قدر تنگ باقی مونده . از اون کیر های چینی اصل داشت .. -بگیر این کیر درشت و دراز منو که از این به بعد در خونه مونو می زنی و مشتری همیشگی من میشی .. هما چشاشو بسته بود و حرفی نمی زد .. فقط لباشو خیلی آروم گاز می گرفت و به چهره اش طوری چین مینداخت که نشون می داد چقدر حشری شده .. کس تنگ و بدن لاغز و تر و تازه هما منو سر حال و با نشاطم کرده بود . تمام خستگی های این چند ساعته با گابیدن اون از تنم به در رفته بود . دوست داشتم دونه دونه انگشتاشو بذارم تو دهنم و میکش بزنم . بیشتر دوست داشتم انگشتای پاشو میک بزنم ولی اون یه جوری بهش فشار میومد مگر این که کیرمو می کشیدم بیرون ولی به هر حال با هر فشاری بود این کارو کردم .. طوری حال می کرد که انگاری دارم کسشو میک می زنم .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی