ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پریان در غربت 24

کیوان چیکارم کردی ..من دیگه نمی تونم از جام پاشم . خیلی بهم حال دادی .. کیرشو کشید بیرون . انگشتاشو فرو کرد توی کسم .. جااااااااان .. یه جوری داشتم می سوختم که فقط آبشو می خواستم که مرهمم شه .. -آههههههه کیوان .. این حالا کیرت رو می خواد آبشو می خواد .. زود باش .. اگه الان خواهرام بیان چی .. منو داغونم کردی .. اون پریسای روسری به سر کجاست . دوباره بذارش تو .. آبتو می خوام نترس .. نترس .. جووووون .. دو طرف کیرشو بین دو تا کف دستام قرار داده و خیلی آروم اونو فرو کردم تو دهنم .. وقتی اون چشاشو می بست من با لذت  نگاش می کردم .. -حالا کیوان مث یه پسر خوب هر مدلی که دوست داری کیرت رو می کنی توی کس من و آبتو خالیش می کنی .. پسر خوب این یه دستوره وگرنه همچین کتکت می زنم که دیگه هوس کس خانومای شوهر دارو نکنی .. -اطاعت فرمانده ..بازم صاف و طاقباز شدم . این جوری بیشتر به ما خانوما حال میده .. حالا اگه آقایون دوست دارن کون ما رو ببینن و بکنن توی کس ما اون برای خودشونه ما این جوری بیشتر حال می کنیم . اونی رو که داره با هامون سکس می کنه می بینیم و اگه دوست داشته باشیم بغلش می زنیم .من نمی دونم این سکس و مسائل سکسی همش باید واسه این آقایون تنظیم شده باشه . ولی من در مورد کیوان تا می تونستم سیاست می  رفتم . پسر حرف گوش کنی بود .. اون جوری که بوش میومد پریزاد و پریناز هم با اون دو تا سر گرم حال کردن در دیسکو بودن . این دو تا خواهر آبروی ما رو برده بودن . دیگه تو اون شلوغ پلوغی .. کاش متوجه نشن که اونا ایرونی هستند یا از این بر و بچه های کاروان و اکیپ ما کسی اونا رو نشناسه .. -اوووووففففف فداش شم پسر چقدر کلفت تر نشون میده .. دیگه واسمون کس نذاشتی . اگه برگردم ایران این قطرش دو برابر شده .. -عوضش دو هزار برابر حال کردی -بگو جون تو .. -زود باش .  بازم داره خوشم میاد اون وقت ولت نمی کنم و میگم جلو گیری کن اون قدر منو بکن تا دو باره ار گاسمم کنی .. خودمو کمی بالا کشیدم بغلش زدم .. اون سرعتشو برد بالا .. ولی من خودمو بهش قفل کرده بودم .. -وووووییییی سوختم سوختم .. انگار گودال تشنه کسم نیازبه آب کیر اون داشت . -فدات شم قطره قطره داره میره اون داخل .. جاشو پیدا می کنه .. -اووووووهههههه پریسا .. پریسا .. فکر کنم کیرمو دیگه توی کست جا بذارم .. هیچی ازش نمونده که بکشمش بیرون .. -شما مردای شیطون .. اگه آب ببینین تا اونجایی که نزدیک خفگی باشه شنا می کنین . می دونم که به این زودی دست از سرم بر نمی داری .. اینو چشای هیز و سرخت داره داد می زنه و به من می گه . دستاشو محکم گرفته بودم و اونو به سمت خودم می کشیدم . -روم دراز بکش بخواب .. می خوام احساس آرامش کنم . لذتم تکمیل شه دو تایی مون از این حالت فوق العاده لذت ببریم .. بازم حس کردم که یک لذت تازه دیگه و تنوع دیگه ای اومده سراغم . کیوانو خوابوندمش رو تخت و کونمو گذاشتم سرش .. با حرکات دایره ای کونمو کس و سوراخ کونمو رو لب و دهنش حرکت می دادم . دیگه وقتش بود که با این حال کردنا موقتا خدا حافظی می کردم . انگشتشو کرده بود توی کونم ولی من دیگه توجهی به این حرکتش نداشتم . دیگه جا نداشتم .با این که حرکاتش انرژی بخش بود ولی  نیروی زیاد داشتن هم مایه دردسر بود . -خب عزیزم حالا برای امروز دیگه بسه . به اندازه کافی منو از این رو به اون رو کردی . -باشه هر چی تو بگی .. -ولی اگه حس می کنی سیر نشدی و می خوای بازم شارژشی یه ده دقیقه بهت فرصت آزاد میدم . فقط اگه می خوای کونمو انگولگ کنی پسر خوبی باش و بذار واسه دفعه بعد . دیگه راستش می ترسیدم که خواهرا سر برسن و من دیگه رسوا شم . کیوانو فرستادم و خودمو خوب مرتب کردم .. تخت و دور و برمو همه جا رو خوب ردیف کردم تا به دست اونا بهونه ای ندم . با این که به اندازه ای باهاش حال کرده بودم که تا چند روزی رو احساس سبکی و آرامش کنم ولی همون چند دقیقه بعد از رفتنش حس کردم که بازم حرارت هوس اومده سراغم ولی شیطونو لعنت کردمو چشامو گذاشتم رو هم اصلا نفهمیدم کی خوابم برد و وقتی هم که صدای پریناز و پریزاد و می شنیدم چند دقیقه می شد  که خوابیدم . فقط می دونستم که خوابم میاد .. پریزاد : چه عجب این امروز هنوز بیدار نشده .. خیلی سحر خیز بود . اگه شیو زود خوابیده باشه باید تاحالا بیدار شده باشه .. پریناز : حتما از اون فیلما دیده از حال رفته -نه شاید یه چیز دیگه ای دیده باشه از حال رفته باشه . ببینم این کیوان نامرد دیگه زنگ نزد ؟ چیزی نگفت ؟ -نه بابا هرچی زنگ  زدم جواب نداد . حداقل نگقت که با ساعت من چیکار کرده .. -میگم نکنه اونو فروکرده لاپای پریسا .. آخ چقدر دلم می خواد ببینم که یه چیز کلفتی  کس پریسا رو شکافته باشه و رفته باشه به اونجایی که زبونشو ببنده .. من که چشام آب نمی خوره -پریناز .. ببین اون زیر ..زیر تخت پریسا چی افتاده ؟ اگه همونی باشه که حدس می زنم ؟ .. .. تنم مثل بید می لرزید . دلم مث سیر و سر که می جوشید . یه دستی به کونم و یه دستی هم به سینه هام زدم .. خوشیختانه شورت و سوتین تنم بود ..... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی