ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنت این جوری می خواد رفیق 5

سست شده بودم . دگمه های پیرهنمو هم بازشون کرده بود . بعد از ساک زدن که به زحمت جلوی آبمو گرفته بودم دستاشو گذاشته بود رو سینه هام . با موهای اون بازی می کرد . لباشو گذاشته بود رو سینه ها و  با میک زدن و زبون زدنش کیرمو داغ ترش می کرد . لذت و هوسمو به تمام تنم می رسوند .یا خودم می گفتم . منو ببخش .. ببخش حامد .. باور کن من نمی خواستم و نمی خوام . اگه من نکنم یکی دیگه می کنه . کاری ازم بر نمیاد .. نهههههه .. نههههههه . من چیکار می تونم بکنم .. لبهای هما رو لبای من قرار گرفته بود . دو تایی مون غرق لذت و هوس شده بودیم . گناهی که نمی دونستیم اون طرفش چه خبره ! -هوشنگ می خوامت . عاشقتم دوستت دارم کیرتو می خوام . کیرتو می خوام بهم بدش .. بدش به من .. از جام بلند شدم . منم باید مردونگی خودمو بهش نشون می دادم به اندازه کافی اون فعالیتشو نشون داده بود . حالا این من بودم که باید خودمو بهش ثابت می کردم  . -دوستت دارم .. دوستت دارم هما .. وقتی این حرفو می زدم اونو غرق در لذت و هوس می دیدم . انگاری دنیا رو بهش داده باشم . دیوار شرم و تابو شکسته بود . من و اون غرق در گناه شده بودیم . گناهی لذت بخش .. شیرین .. چرا باید گناه گناه باشه .. چرا آدما نباید هر جوری که دوست دارن از زندگیشون لذت ببرن به شرطی که زور گویی و تحمبلی در کار نباشه . به یاد رفیقم افتادم که در بند و زندان داره به زنش فکر می کنه . درسته که اون اختلاس کرده . سر مردم کلاه گذاشته ولی سر زنش که کلاه نذاشته اونو با تمام وجود دوستش داشته . عاشقش بوده . من اینو به خوبی در حرکات و رفتارش می دیدم . حالا تمام درد و رنجش از اینه که اون می خواد ولش کنه و بره . یه حسی بهم می گفت که وقتی بر گرده  پولهای قایم کرده زیاد داره . همه رو رو می کنه . اون اگه بیرون بود که نمی تونست تا این حد کاسبی کنه . شایدم خیلی بیشتر از صد میلیون پول مردمو بالا کشیده بود . نمی دونم آیا هما از کارای شوهرش خبر داشت یا نه ..  شورت هما رو خیلی آروم از پاش در آوردم . یه کس برق انداخته ای که تا حالا کیر های زیادی ازش رد شده .. نمی دونم چرا یه حسی بهم می گفت که هما واقعا به خاطر این که سر بار دیگرا ن نباشه خود فروشی می کنه .. خانواده شوهر روش منت می ذاشتن که تو باعث شدی که حامد این جوری شه . اون اصلا اهل این بر نامه ها نبود .. -ببین هوشنگ .. اگه دوست داشته باشی ..همش مال تو .. من مال تو میشم . من از حامد که جدا شم دیگه آزاد آزادم .. آخخخخخخخخخ بخورررررررر کسسسسسسسمو کسسسسسسم آتیشششششه .. ولم نکن .. جوووووووون .. قلقلکش بده .. وسط دو تا لبات فشارش بگیر .. کوچولو و ناز و تنگه و قشنگه .. می خوایییییی ؟ واسه همین اومدی اینجا ؟ بگیرش بخورش .. بکنش .. هر کاری دوست داری با هاش انجام بده . فقط مال توست .. خیلی داغم کرده بود . حتی کف پام که بیشتر وقتا سرد بود داغ داغ شده بود و آتیش پخش می کرد . حس کردم فشارم رفته بالا . ضربان  قلبم شدت یافته و شهوت تا مغز استخونم رسیده بود .. چه شکمی داشت این هما .. فانتزی و فابریک و مانکنی .. نوک زبونمو رو ناف خوشگلش گذاشتم . موهای سرشو هم می ذاشتم توی دهنم .. با سینه های تپل و آبدارش ور می رفتم . سینه هاش سفت بود .. خوردن داشت . -جاااااااااان جاااااااان فدای تو بشم من . ولم نکن .. بخور .. کسسسسسسم می خارررررره .. اوووووووففففففف ... کیرم دیگه داشت از جاش کنده می شد . از جام پا شدم . دو تا پای هما رو انداختم رو شونه هام . حالا دیگه وقتش رسیده بود که حملات گایشی خودمو شروع کنم . کس نازش داشت از تنگ بودنش می گفت . انگشت وسطی دستمو فرو کردم توی کسش تا یه قلق گیری کرده باشم . حتی واسه این انگشتمم تنگ بود .. نههههه من نباید بذارم کیر های دیگه ای بیان سراغش . ولی باید تامینش می کردم . باید از خرج و خوراک خودم می زدم و هواشو می داشتم . -اووووووووففففففف نههههههههه نهههههههههه هوشنگ .. سوختم .. زود باش من کیییییییییرررررررررت رو می خوام کیییییییررررررر زود باش . ولم نکن .. من می خوامش . دیگه بسه انتظار .. زود یاش کیرت رو بیار .. توی کسم بذار .. آخخخخخخخخ .. دیگه تحمل ندارم .. یهو یه چیزی به ذهنم رسید .. بهترین موقعی بود که بتونم یه چیزی ازش بخوام . یه کاری بکنم که به دو کار بیارزه ...... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی