ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

شیدای شی میل 54

لاله همچنان واسه فری عشوه گری می کرد . نمی دونم خوشش میومد یا این که می خواست هوتن رو تحریک کنه . فکر کنم هر دو هدفو داشت .  لاله پاهاشو باز کرد .. هوتن هنوز صورتش از سیلی نوش جون شده سرخ بود . دیگه می خواست به لاله نشون بده که در مورد اون بی خیال شده و این که اگه  فری اونو بکنه خیالش نیست . با این همه اومد نزدیک اون دو نفر.. -فری خوب بهش سرویس بده حالشو جا بیار . لاله از خودمونه . من قلقشو دارم . هر موقع گیر کردی و سوالی داری بگو . لاله : فری  خودش کیر داره و تجربه . تو برو کونتو بده .. خوشم اومد . این مدل تکیه کلامها رو از لاله نشنیده بودم و حتی خود هوتن هم انتظار شنیدن اونو نداشت . ولی به نظر من حق مردان نمک نشناسی مثل هوتن اینه که با اونا چنین بر خوردی شه . لاله خیلی خوش عطر و بو شده بود .. فری به وجد اومده بود . اومد نزدیک تر .. سرشو گذاشت لاپای لاله و شروع کرد به لیسیدن کس اون ..  من یکی که خیلی هیجان زده شده بودم . از این که یک تابو شکنی دیگه ای داره صورت می گیره . لاله ای که تصورشو نمی کردم بیاد روزی که غیر از هوتن به کس دیگه ای کس بده خودشو در اختبار هوتن گذاشته بود و داشت با اون حال می کرد . هوتن که یواش بواش متوجه شد که لاله به اون محل سگ هم نمی ذاره خیلی ناراحت شد و سگر مه هاش رفت توهم . من اینو به خوبی متوجه بودم ولی سعی می کردم به روش نیارم و بتونم اون جوری که هست از تماشای سکس اون دو نفر لذت ببرم . انگاری که داشتم یک فیلم جدید رو می دیدم . جووووووووون چه لذتی می داد به من و چه حالی می کردم . من رفتم نزدیکشون . لاله با من مشکلی نداشت .. یه نگاهی به من کرد که متوجه شدم همراه با لذت یه درد خاصی هم در نگاهش وجود داره . درد همراه با تاسف . این که نمی خواست حال و روزش به این صورت در بیاد . ولی اینو هم نباید  نادیده گرفت که اونم داشت کیف می کرد و لذت می برد . گاهی وقتا اونم خودش می گفت . مگه نهایت از دواج کردن چیه .؟ بیشتر زنا و مردا بیشتر به خاطر مسائل جنسی باهم از دواج می کنند . حداقل در اوایل از دواج شور و حال بیشتر اونا برای مسائل جنسی و لذت بردن از همه . و این براشون یه عادت میشه . شاید اگه به پیری رسیدند و هوسهای شهوانی اونا فرو کش کرد اون وقت تازه به یاد این بیفتن  که در زندگی چیزای دیگه ای هم وجود داره  . فری اول تا حدود زیادی رعایت حال لاله رو می کرد . هنوز باورش نمی شد که لاله باهاش راه اومده باشه .. لحظه به لحظه فری با شور و هیجان بیشتری خودشو وقف لاله می کرد و اونم حشری تر می شد . فروغ هم که از گرد راه و آشپز خونه رسیده بود خودشو رسوند به هوتن .. حس کرد که هوتن خیلی ناراحته . شاید تازه داشت باورش می شد که لاله دیگه متعلق به اون نیست . و چه گوهری رو داره از دست میده . هر چند بازم می تونست با اون سکس کنه ولی دیگه این نبود که این زن بخواد خودشو فقط مال هوتن بدونه . فروغ اوند نزدیکش .. -عزیزم خودت رو ناراحت نکن . اونم پسرمه . نگاه کن .. کیرش چقدر رشد کرده .. تازه ناراحتی نداره .. من که خودمو عادت دادم به این که پسرم فری کونیه . تو هم که یک پسر کونی هستی و اگه یه روزی کیر توی کونت نره آروم نمی گیری و خوابت نمی گیره .. و تو و فری اگه همدیگه رو نداشتین که کون همدیگه رو بکنین معلم نبود چی می شد! . لاله هم که زنت نبوده .. فروغ دستشو گذاشت زیر بیضه هوتن اونو آورد بالاتر و چند بار از ته تا سر آلتشو مالید .. -اووووووههههههه فروغ فروغ .. -فروغ فدات شه .. هر جایی که دوست داری اونو فرو کن تا غم کس دادن لاله به فری رو نداشته باشی -نه نهههههه من اصلا به اون فکر نمی کنم . دیگه به اون فکر نمی کنم . فقط همین  جوری با کیرم بازی کن .. بیضه هامو آروم آروم میکشون بزن . طوری بهش فشار نیار که که دردم بگیره . می خوام لذت ببرم . فروغ همون کاری رو که هوتن می خواست انجام داد . اون طرف هم لاله به وجد اومده بود یا می خواست این طور نشون بده . روبروی فروغ و هوتن طوری قرار گرفته بود که به راحتی جزئیات کارش مشخص شه . حالا لاله کیر فری رو فرو برده بود توی دهنش و واسش ساک می زد . -اوووووووفففففففف لاله جون .. کیرم .. کیرم .. هوتن داشت نگاهشون می کرد .. فری : مامان خوب به رفیق هوتن با مرام من سرویس بده که گذاشته دوست دختر نازشو بکنم .... ادامه دارد .... نویسنده ... ایرانی