ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنت این جوری می خواد رفیق 7

-هما آبم داره میاد -همین حالا ؟  یا من خیلی قویم یا تو خیلی ضعیف .. -نه فکر کن تو خودت خیلی قوی هستی .. دستاشو دور کمرم حلقه زد و منو به خودش فشرد . خوشم میومد . دیگه نذاشت کیرم تکون بخوره خودشو بکشه عقب و دلش می خواست که من آبمو  توی کسش خالی کنم -نترس .. نترس عزیزم .. بریزش تو .. من فدای اون کیر گنده و آب گرمش بشم .. بریز .. می دونم تا صبح خیلی راهه و می تونی ارضام کنی . دوستت دارم .. چشامو بستم .. کیر بی حیا رو ول کردم که هر کاری دوست داره با کس هما بکنه .. -اووووووههههه بریز  بریز ..خوشم میاد .. فکر کنم اون لحظه بهترین زمانی بود که می تونستم آبموتوی کس هما جونم بریزم و این کارو کردم .. جهش پشت سر جهش .. این همه آب کجا بود .. وقتی تا آخر سرویس انزال رفتم احساس سبکی می کردم . می دونستم برای دقایقی رو خیلی کم تمابل خواهم بود ولی ولش نکردم . دوست داشتم اونو تا مینش کنم . اون دیگه به کسی رو نندازه . اگه  واقعا دوستم داره  منم علاقه امو نشونش بدم .. با این که کیرم داشت میومد عقب ولی من اونو در یه حرکت رو به جلو شق ترش کردم و اون قدر این دختر واسه من عشوه اومد که یک بار دیگه کیرم شق شد. -لهش کن .. لهش کن هوشنگ سینه هامو لهش کن . بگو دوستم داری .. بگو منو می خوای . بگو دیگه دنبال زنای بد نمیری .. خنده ام گرفته بود از این که خودشو خیلی خوب می دونه . یه تافته جدا بافته -باشه عزیزم باشه هما جون .. به شرطی که تو هم فقط مال من باشی به هیشکی دیگه آره نگی .. -من دوستت دارم  .. دوستت دارم هما -بگو بگو .. بازم از این حرفایی که هوس آدمو به وقت سکس زیاد می کنه بزن . می خوام بشنوم .. می خوام بیشتر داغ کنم . دوست دارم .. خوشم میاد .. بگو باز کجا هامو دوست داری .. لهش کن سینه هامو . می خوام تو این کارو برام انجام بدی .. عاشقتم .. عاشقتم .. من می میرم اگه ولم کنی هوشنگ .. فکر کنم زده بود به سرش . نمی دونم یعنی واقعا مردای دیگه بهش نمی رسیدن که این جوری شده بود ؟ اون چه جوری می تونست این حرفا رو بهم بزنه . شاید پس از اون همه رفت و آمد ها دو سه ماهی می شد که همو نمی دیدیم . حتی نمی دونستم که اون از خونه شوهرش رفته و یه مقدار وسیله با خودش آورده داره این جا زندگی می کنه . -هوشنگ تند تر .. تند تر .. خواهش می کنم .. زود باش .. زود باش .. امونم نده .. زود باش منو ار ضام کن .. می خوام کون منو هم جرش بدی .. من با میل خودم بهت کون میدم .. باور کن .. عاشقتم .. هرچی می خواستم به خودم بقبولونم که اون این حرفا رو از روی هوس می زنه نمی تونستم چون حالت کلامش طوری بود که انگاری صادقانه داشت بهم می گفت که عاشقمه . دوستم داره .. دو طرف کس نقلی و غنچه ای اونو نگه داشته کیرمو با فشار می آوردم بیرون و با همون فشار نرم دو باره می کردم توی کسش . وقتی این کار رو با سرعت بیشتری انجام می دادم بیشتر حشری می شد .. حس کردم که باید از دستام در یه جای دیگه هم استفاده کنم تا همراه با گاییدنش بتونم اونو به ار ضا شدن نزدیک ترش کنم . و اون سینه هاش بود .. سینه هاشو با دستام طوری فشارش می دادم که شل و ول نشه . -هما اینا مال کیه -مال تو عزیزم .. همه تن و بدنم مال توست . دستاشو داد عقب تا من اون زیر بغل خوشگل و صاف و برق انداخته شو زبون بزنم . -فکرشو می کردی هوشنگ ؟ -توچی هما ؟ -نمی دونم . این رویای من بود .. -ولی من راستش اصلا در ذهنم همچین تصوری رو نداشتم . -خوب گولت زدم ؟ -تو شیطون هر کاری از دستت بر میاد . من دوست دارم فریب تو رو بخورم .. یعنی دوست داشتم .. -منظورت اینه دیگه دوست نداری فریبمو بخوری ؟ -همون یه بار خوردم دیگه میشم فریب خورده تو .. -بیا حالا بیا هوشنگ جونم حالا تو گولم بزن و منو ببوس . بگو بگو دوستم داری منو می خوای .. لبامو به لبای داغ و غنچه ای هما چسبوندم . داشتم آتیش می گرفتم از این که اون بخواد بازم به کارش ادامه بده . نه .. اون نمی بایستی خودشو در اختیار دیگران می ذاشت . این که دارم به زنم خیانت می کنم برام عادی شده بود . اون اوایل گاهی وجدانم تحت تاثیر قرار می گرفت ولی رفته رفته عادت کرده بودم . عوضش حالا گاهی به این فکر می کردم که دارم در حق حامد نامردی میکنم و گاهی هم به این که نکنه هما بازم به کارش ادامه بده . ..... ادامه دارد .... نویسنده ..... ایرانی