ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنت این جوری می خواد رفیق 8

یه پاشو انداختم رو شونه ام و با فشار و سرعت زیاد کیرمو می ذاشتم توی کس هما جون و بیرون می کشیدم .  لرزش تخت و فنری بودن خفیف تشک هر چند کمی خسته ام می کرد ولی لذت بخش بود .. هما نفس نفس زنان بازم ازم می خواست که اونو بیشتر بکنم . بیشتر و بهتر ..  -هوشنگ دارم ارضا می شم .. بدنش لرزید .. جفت سینه هاشو با دو تا دستاش فشار می داد .. و یک آن ساکت شد .. -آهههههههههه .. هوشنگ چه خوب بلدی عشقبازی کنی .. لبامو رو لباش قرار داده و با بوسه ای داغ و آروم خوابش کردم . هنوز کون بر جسته اش مونده بود که باید با یه دید حسابی او نو سوراخ غنچه ای شو می کردم .. یه نیمساعتی کشید تا خستگی ام در رفت .. اونو دمرش کردم و با کون سفت و بر جسته اش ور رفتم ..  کونش با همه سفتی و خوشگلی اگه یه تکون هم بهش می دادی عین ژله می لرزید . هیجان از این بیشتر چی می خواستم . اون گفته بود که دوستم داره مال منه .از همین حالا حسادت رو شروع کرده بودم . اون قمبل  کرد و من سرمو گذاشتم رو کونش .. من تسلیم اون شده بودم . دربست هرچند که ظاهر امر اونو تسلیم نشون می داد . طوری اون سوراخ ریزش منو به وجد آورده بود که زبونمو از پهنا می کشیدم روش ولی تمامی زبونم روش قرار نمی گرفت . برای این کار باید  قاچای کون هما رو به دو طرف بیشتر بازشون می کردم  و اون وقت ممکن بود جر بخوره . یه خورده کرم مالیدم .. بعد کیرمو چسبوندم به سوراخش .. هرچی اصغر می گفت درست بود . تا سه چهار سانت از کیر که رفت داخل کون آه و ناله و جیغ و داد و کرشمه شروع شده بود .. -اوووووووهههههههه هوشنگ هوشنگ .. عالیه عالیه .. من همینو می خوام .. کیرت هم کس کن خوبیه هم کون کن .. عالیه .. یک کیر چند کاره خوب داری .. -آخخخخخخخخ حامد  جاااااااان بیا بیا ببین که کون زنتو جرش دادن .. بیا ببین که داره زیر کیر پسر دایی ات چه جوری حال می کنه .. با این که من گاهی وجدانم یه تلنگری بهم می زد ولی از این جور حرف زدنای هما خوشم میومد و لذتم بیشتر می شد . حال می کردم . هما کونشو می زد به کیرم . خودشو بهم بیشتر می چسبوند تا کیرم بیشتر فرو بره توی کونش .. هم کونش و هم کسش منو به یاد شب اول از دواجم مینداخت .. یعنی تا حالا هیچ کیر درست و حسابی این هما رو نگاییده که هنوزم آکبندنما مونده ؟ حس کردم که بازم آبم داره راه میفته .. اونم پرشها و عقب نشینی منو حس کرده بود . -هوشنگ به خودت فشار نیار منم می خوام .. می خوام آبتو بده ..  کون دادن به تو هم خیلی کیف میده .. به کسی که دوستش دارم . اون این حرفا رو می زد و من با تمام وجود وقتی که حس کردم آبم رسیده به سر بالایی اونو به طرف کس هما سرازیرش کردم .. -اووووووههههه هما .. کیرم داره آب میشه .. -بریز آبتو دیگه بازم تشنه امه .. اونو که کشیدی بیرون بذار تو دهنم .. بذار می خوام دیگه حال کردنو به آخرش برسونم ولی تمومی نداره حال کردنای من . همین جور یه ریز داشت حرف می زد .. -آخخخخخخخخ چقدر حال میده .. چه کون گنده و خوشگل و سفیدی داری ..  دو تا قاچشو می چسبوندم به هم و ولشون می کردم . می لرزوندمشون .. تماشاش چه حالی می داد . وقتی هم که می خواستم آبمو توی کون داغ و سوراخ تنگش خالی کنم به اون حلقه ای که کیرم درست کرده بود نگاه می کردم تا با حداکثر لذت و حال کارمو تموم کنم .. -اومد .. اومد .. توی کونت ریخته شد .. جووووووون .. نزدیک بود از حال برم و روی کونش دراز بکشم ولی به یاد حرف اون افتادم که می گفت کیرت رو فرو کن توی دهنم . .. یه ساک جانانه زد و توی بغل هم آروم گرفتیم .  صبح روز بعد هرچی  بهش پول دادم قبول نکرد .. نزدیک بود با هام دعوا بیفته . می گفت داری بهم تو هین می کنی . یه حسی بهم می گفت اگه پولو ازم نگیره ممکنه بازم بخواد از راه خلاف کاسبی کنه .. خوشم نمیومد که اون یک جنده باشه .  اگه قرار بود با مردای دیگه باشه همون بهتر که با من می بود . -هما من دارم میرم .. تو بازم .. بازم .؟. نتونستم ادامه بدم .. اون سکوت کرده بود . با سکوتش همه چی رو بهم گفت .. -هما من نمی خوام کس دیگه ای از تنت لذت ببره .. -هوشنگ من فقط از تو لذت می برم . حتی شوهرم حامد پسرعمه عزیزت هم نتونسته بهم لذت بده .. من تازه دیشب فهمیدم که سکس و عشقبازی چیه و نمی تونم ازش دل بکنم . .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی