ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 70

اووووووفففففففف سوختم سوختم سوختم سینا ... چقدر داغه ... بازم بریز بازم خالی کن و می خوام لبریز بشم . لبریز عشق و هوس تو .. منو بکن .. یه لحظه فکرش رفت پیش پسر دیروزی .. نه سارا به اون دیگه فکر نکن . شاید یه حکمتی بوده که رفتی زیر کیر او.ن .. شاید اگه نمی رفتی دیگه به امروز نمی رسیدی . هر کاری یه حکمتی داره . -من می خوام سینا . می خوام که بازم منو بکنی بازم با کیرت  فشارم بگیری .. -سارا جون خیلی وقته با همیم کار ساناز هم معلوم نیست اگه یه وقتی زود تر بر گرده و به همه چی مشکوک شه چی . اون وقت دیوونه میشه وقتی که ببینه برادر و مادرش دارن با هم سکس می کنن . .. -چی داری میگی . فرضا هم که بیاد می بینه در اتاق مامانش قفله .. یه حموم هم که همین جا داره و تو میری اون داخل قایم میشی .. وووووووییییی حموم حموم .. بیا منو ببر اون داخل .. بریم حموم . می خوام داغ تر از اینا شم .. -سارا جون خوابم میاد بذاریم برای بعد .. فر دا و فر دا ها هم هست .. لذت و انتظار ما برای لذت بردن بیشتر میشه .. سینا چند تا پیام از شیرین داشت ولی به هیشکدومشون جواب نداد . -عزیزم سیما جون تو الان خیلی از شبا رو میری کشیک و نیستی . مگه اون جا راننده دیگه ای نداره . نباید این قدر به خودت زحمت بدی . -مامان بیشتر اونا زن و بچه دارن و من هم تا موقعی که مجردم سعی می کنم مدارا کنم وبیشتر هوای اونا رو داشته باشم -کی گفته تو مجرد هستی . تو هم ار حالا دیگه یک مرد متاهل هستی . تو هم معشوقه داری و هم مامان نگران و هم زنی که هم معشوقه توست هم مامانت .. -خوشگل ترین و جوون ترین مامان دنیا -جوون ترین که نه -ولی برای من هستی -نهههههههه سینا خودت میگی می خوای استراحت کنی اون وقت حرفایی می زنی که منو تحریک می کنی . بد جنس نشو . بیا بریم من بازم می خوام . می خوام برم توی وان و آب کف کنم و تو لیفم بزنی . اصلا خودم تو رو لیف مالی می کنم . عادت داشتی تا نزدیکای بلوغت با هام میومدی حموم .  منم خوشم میومد تو رو با خودم ببرم . راستش منم فضولیم گل کرده بود . همش دلم می خواست ببینم تو کی تکلیف میشی .. آخه خیلی نگران تو بودم  .  میون دخترا طرفدار زیادی داشتی و داری . حتی خیلی ها شون پر رو بودند و علنا میومدن به من می گفتن که ما سینا رو دوست داریم . -مامان پس تو چرا فقط یکی دو موردشو برام گفتی .-نمی خواستم تو رو هوایی کنم . یه روز  فهمیدم که تو دیگه بزرگ و بالغ شدی .. گفتم خودت برو حموم . ولی خیلی زود بود یازده سالت بود .. راستشو بگو اون موقع هم هوس منو کرده بودی -نه مامان .. -هوس دخترای همسایه رو داشتی ؟... با این حرفای سارا .. سینا به یاد اوایل دوران بلوغش افتاد و هیجان خاصی بهش دست داد . به یاد دورانی که این امکانات امروز رو در اختیار نداشت . هر کی رو دور و برش می دید برای خودش فانتزی هایی می بافت . به یاد تمام زنای فامیل جق می زد ... و حالا سارا کیر سینا رو گذاشت توی دهنش .. سینا می دونست که اگه برن داخل حموم شاید تا یکی دو ساعت دیگه هم از اون داخل در نیان با این که خیلی هم هوس و تمایل داشت . اون باید نیرو شو تقسیم می کرد هر چند فردا باید می رفت سر کار . باید ورزش می کرد . غذای خوب می خورد . کار مردا با زنا در این زمینه فرق می کنه . یک زن شاید در روز بتونه جوابگوی ده تا مشتری هم باشه ولی یک مرد در صورتی که زن و طرفش ازش تقاضای اینو داشته باشه که منی یا آب کیرشو خالی کنه  اون نمی تونه نه بگه و اگرم طفره بره برای سابقه کاریش خوب نیست . خیلی از زنا نمی تونن اینو درک کنن . حتی به وقت سکس گاهی هم نمی تونن درک کنن که یک مرد خیلی سخته واسش جلو گیری کردن . گاهی دستشونو به کیر مرد می رسونن و وقتی که همون ده ثانیه اول می بینن که مرد آبشو رو دستش خالی کرده تعجب می کنند و فکر می کنند که معجزه کردند در حالی که این خصلت یک مرده .. سینا سارا رو غرق بوسه کرده بود . انگشتای دستشو دو نه به دونه می لیسید . طوری مادرشو بی حس کرده بود که زن همونجا دراز کشید و تکون نخورد .. دهن سینا رفت روی کس مادرش .. سارا دیگه حرفی نزد . حال حرکت رو نداشت .. -می خوام می خوام . عزیزم بخورش .. داغم آتیشم بده .. تنم داغه .. کسم داغه . می خواد می خواد . -بخور همش مال توست .. فقط مال تو .. مال توست عزیزم .... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداشم عالیه فقط میشه که سارا هم برپیش شیرین که همکار شیرین بشه

ایرانی گفت...

سلام به دلفین جان .. البته سیک و سطح داستان به گونه ایه که اصلا سارا متوجه نشه که پسرش چیکار می کنه بهتره و من رابطه سارا و سینا رو به عنوان یک تنوع و اشانتیون وارد داستان کردم و اصلا نمی خواستم این داستان را محارمی کنم ولی گفتم از حالت یکنواختی در بیاد . هدف و هسته داستان شخصیت پردازی و شرح حالات زنهای مختلفه که با توجه به نیاز های خودشون میان و می خوان خودشونو یه جوری ار ضا کنن . یعنی این که می شه یه جورایی نتیجه گرفت همون طوری که مرد ها دنبال زنای اون کاره هستند زنا هم اگه احساس امنیت و بی خطر ی بکنن دست کمی از اونا ندارن . و دلایل این گرایش بر رسی میشه و مثلا در قسمت اول لیدا رو داشتیم برای تفریح و یه شرط بندی با دوستش اومده بود .. یکی برای انتقام اومده بود و کلا هدف و جریان اصلی روی بیگانه ها دور می زنه .. فقط احتمال داره بعد ها یه مختصر .. یه نموره ای بین برادر و خواهر هم رابطه بر قرار کنم .. و در این جا خواستم با یک فانتزی نتیجه بگیرم که اگه زن بهش رسیدگی نشه همون کاری رو که سارا می کنه ممکنه انجام بده .. هر چند سکس پسر با مادر خالی بندیه .. و همون که سارا سکسش تامین شده دیگه نیازی نداره بیشتر از این اقدام کنه . به خواسته اش رسیده و بیشتر از این داستان یه جوری میشه .. با تشکر از همراهی داداش مهربان ...ایرانی