ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

نمی خوام پدر زنم , زنم باشه 3 (قسمت آخر)

 -ولی من در اقلیتم .
 -چراآخه ؟ اتفاقا خیلی حال می کنن . یه عده ای بودن که می گفتن ما چون کیر طرفو می بینیم از کونش بدمون میاد .
چشاشو طوری از حدقه در آورده بود که ترس برم داشت . اشتباه کرده بودم همون اول فرار نکرده بودم . خودشو کاملا لخت کرد و به دمر افتاد روی تخت .
-نگاه کن کیرمو طوری می شکنم و رو به جلو قرار میدم که اصلا مشخص نباشه ..
حالم داشت به هم می خورد . این مثلا می خواست پدر زنم شه .
- بیا جلو نترس . من ایدز ندارم . دوست ندارم تو رو از دست بدم . هم نسترن هم نگین هر دو تا شون تو رو می خوان . منم اگه بخوامت دستمون جور جوره .. اصلا روزا مال اون دو تایی,  شبا مال من .. حالا شبا اگه خوب سیرم کنی می تونم به اونا قرضت بدم .
 کون گنده و برق انداخته اش به من  چشمک می زد ولی من حالم داشت بد می شد ..
 -درش بیار هومن .. کون پرویز منتظر کیرته .
شلوارمو در آوردم و بعدشم شورتو ..
-اااااوووووو چه کیر جونداری داری ..ولی این چرا سفت نمیشه .. بیار بذار توی دهنم .. خودم ردیفش می کنم . اگه خواستی آبتم می خورم ولی اگه خالی نکنی شق تر وای می ایسته .
 کیرمو ساک زد و شقش کرد . کاش فرار می کردم . کلید روی قفل بود . دستمو روی کون درشت وسفید و برق انداخته اونی که به خیال خودش می خواست واسه صدور مجوز دامادی من طرز کون کردنمو بر رسی کنه ..گذاشتم . وقتی کون اونو  بازش کردم حالت سوراخش نشون می داد که صد ها ساعت کار کرد داره . از همون بیرون نشون می داد ..
-هومن خان کاندوم دارین ؟
-چیه فکر می کنی من آلوده هستم ؟
 -نه به خاطر شما میگم که مثلا من میکربی نباشم شما آلوده نشین ..
 -نه مهم نیست . کیر وقتی بدون کاندوم میره توی کون آدم حالش بیشتره . با کاندوم آدم یه فاصله ای رو حس می کنه .. انگار یه چیز نایلونی و پلاستیکی داره آدمو می کنه ولی یک کیر گوشتی و داغ حالش خیلی زیاده .... گیجم کرده بود .. دیگه گفتم هر چه بادا باد . کیرشم که معلوم نیست و این خیلی خطرناکه . اگه این کارو نکنم شاید یه جورایی سر به نیستم کنه . تازه من اون جوری اهل دعوا و این حرفا نبودم . نگاهمو به کونش دوختم ..به خودم گفتم فرض کن داری کون زیبا ترین دختر فامیلو می کنی . فرض کن اونی که خوابیده اون زیر یک زن هست . یه نگاهی به دور و برم انداختم و دیدم لباسام کنار همند .. اگه یه بهونه ای می آوردم و در می رفتم خوب بود .
-پرویز جون  کرم نداری من رو سوراخ کونت بمالم ؟
-کون من خودش تولیدی کرم و پماد و نرم کننده داره . انگار هوس  می خواد خودش هور مون پخش می کنه .. قبل از این که ضربه نهایی رو وارد کنم کیرمو از دهنش بیرون کشیدم و با پا لباسامو هل دادم به طرف در .. می خواستم بعد از عملیات یک آن همه رو بگیرم و در رم . باید می پوشیدم و فرار می کردم .  احساس شرم و گناه می کردم . سر کیرمو به کون پرویز فشار دادم .. چشاشو بسته بود ..
-جااااااان از اون کیر های اشتها آوره .. من نمی تونم ولش کنم . از اوناییه که اگه با زن و دخترم شریک شم دیگه تا آخر عمرم دنبال کیر دیگه ای نمیرم . یه چیزی بهت میگم هومن قول بده تو هم با من راه بیای ..
-بفر مایید ..
-من مجوز دامادی تو رو صادر می کنم . فقط به من حال بده . کیرت رو فشارش بده به کون من . به سینه هام دست بزن . کاش بدت نمیومد و هوس اونو داشتی که به کیر من دست بزنی و آبمو بیاری ..
 -پرویز جون من کون نمیدما.
 -منم کون نمی کنما . فقط هر وقت دارم کون میدم طوری به هوس میفتم که کیرم شق می کنه.
 -پرویز جون من خایه مالی وارد نیستم . حالا هر کی دوست داره خایه منو بماله من حرفی ندارم.
 -حالا تو کونمو بکن . بکن .. بکن .. جوووووون جووووووووون .. چه حالی میده ..
کیرمو پشت سر هم و با سرعت می کردم توی کون پرویز خان .. اونم مثل زنا ناله می کرد .
-آخخخخخخخخ تیز ترین و کلفت ترین شمشیریه که تا حالا نوش جون کردم ..
 در حالی که می خندید ادامه داد  فکر کنم منو زود تر از نگین حامله کنی .. دلم  می خواد یه سفر ببرمت اروپا و عقد هم شیم . چه حالی میده این جوری ..
 نمی دونستم چی بگم . فقط وقتی که داشتم به این فکر می کردم کیرم توی سوراخ کون مردی قرار داره که تا ساعتی پیش فکر می کردم پدر زنم میشه داشتم آتیش می گرفتم .  من اگه می خواستم پسرای کونی رو بکنم تا حالا بالای صد تا رو گاییده بودم .
 -آخخخخخخخ آههههههه.. بزن .. کیرت رو بزن .. جوووووون هومن .. هومن فداش شم .. داماد گلم .. تو اصلا فروشگاه نیا همین خونه بمون سر حال .. اگرم وسط روز بهم سر بزنی اون طبقه بالا جا داریم .. یه جا دیگه هم خونه دارم .. .. اوووووفففففف کونم . حس می کنم داخل کونمو داری مسواک می زنی .
 در مقایسه با کون دخترایی که کرده بودم کون پرویز خان خیلی گشاد و روون به نظر می رسید و اگه کون یک زن زیر کیر من می بود خیلی حال می کردم . ولی شایدم حالا هم داشتم حال می کردم و غرورم اجازه نمی داد که  قبول کنم که دارم کیف می کنم . چون کیرم خیلی تیز بود .. کیر پرویز بد جوری به تخت چسبیده بود اصلا مشخص نبود.
 -آخخخخ آخخخخخخ این دفعه زود داره خوشم میاد داره میاد .. کونمو بکن . فشارش بگیر ..
 دستامو گذاشتم دور سینه هاش اونو کمی بالا آوردم . به درک بذار کیرش مشخص شه و زود تر کلک کار کنده شه.
 -اووووووخخخخخخخخ هومن تو بدت نیاد ؟
 -نه فقط خودت به کیرت دست بمال ..
 کون دادن , کیر پرویز رو شق کرده بود . دستشو گذاشته بود رو کیرش و اونو به حالت جق حرکت می داد . منم حس کردم آبم داره می ریزه توی کون پرویز .. اونم در همون لحظه داشت توی دستش خالی می کرد .. 
-اوووووههههههه هومن جون من می خوام می خوام  .. آبم اومده توی دستم خالی شده .. بازم هوس دارم .. کیرت رگهای کونم که هیچ تمام رگها و مویرگهای بدنمو باز کرده . آخخخخخخخخ خوابم گرفته ..
اونو نوازشش کردم وکمی چرب زبونی کردم و گفتم منم خیلی حال کردم فکر نمی کردم گاییدن کون یه مرد این قدر لذت بده .. فقط عادت دارم بعد از این که  انزال میشم میرم دستشویی وگرنه سختمه .. احساس ادرار می کنم و سکس مجدد به من حال نمیده ..
 به کونش دست کشیده و طوری کونشو مالش می دادم و با حرکاتی هوس انگیزانه با هر تیکه از کونش ور می رفتم که اون خوابش برد . داشتم می رفتم که با همون چشایی بسته گفت ..
- اووووخخخخخ نرو بمون .. دارم حال می کنم . طاقت جدایی پنج دقیقه ای از کیرت رو هم ندارم ...
-منم طاقت جدایی از کونتو ندارم پدر زن جان .. چه حالی میده هم تو رو می کنم هم دختر و خانومتو ..
 -اونا قابل شما رو نداره ...
 خیلی اوا خواهری و با ناز و کرشمه حرف می زد .. اگه بر فرض منم قبول می کردم یک گی و مرد کونی رو بکنم و با خواسته هاش هماهنگ شم .. اگه قبول می کردم که تا آخرش آلودگی جنسی و بیماریهای مقاربتی پیش نمیاد باید به این فکر می کردم که من چطور می تونم  در طول روز از پس سه تا حشری بر بیام . درو باز کرده و خیلی راحت لباسمو پوشیدم .. واقعا ترسیده بودم .. سریع خودمو به خیابون رسوندم .. سوار اولین تاکسی شدم  -آقا کجا میری ؟
-هر جا که میری فقط نمی خوام پدر زنم , زنم شه ..
 -چی ؟ آقا حالتون خوبه؟
 -آره .. من خوبم ..
می خواستم فریاد بزنم من خوبم خوبم از شر سه تا دیوونه خلاص شدم . من خوبم مث پرنده  از قفس آزاد شده مثل یه زندانی از زندان خلاص شه .. حس کردم اگه یه روزی زن بگیرم به اندازه امروز خوشحال نباشم . حتی اسم خودمو هم درست نگفته بودم . تلفن و مویایل منو نداشت .. آدرس خونه که جای خود داشت . دیگه در این شهر درندشت کجا بود بشه یه دانشجو رو پیدا کرد .. اونم بدون این که اسمشو بدونی . وقتی هم که به محل رسیدم و دوستان خوشحالی منو دیدن گفتن چته سامان ؟! کبکت خروس می خونه .
-هیچی اصلا من زن نمی خوام .. نمی خوام پدر زنم ,زنم بشه , زنم باشه .. .. پایان ... نویسنده .... ایرانی 

3 نظرات:

سیاوش گفت...

خیلی خوب بود

ولی یه پیشنهاد از این جور داستان ها بیشتر بنویس(دو سه قسمتی.روان.گروهی و...)

ممنون اقای ایرانی

سیاوش گفت...

خیلی خوب بود

ولی یه پیشنهاد از این جور داستان ها بیشتر بنویس(دو سه قسمتی.روان.گروهی و...)

ممنون اقای ایرانی

ایرانی گفت...

به روی چشم اگه فرصت کنم خودمم دوست دارم بیشتر بنویسم ولی خب باید از تعداد داستانهای سریالی ام کم کنم . چون تا میام این مدل داستانها رو بنویسم یهو می بینم اون داستانها قلقلکم میده . ممنونم که همراه منی و با نظرات گرمت راهنمایی ام کنی . با احترام : ایرانی