ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق انال سکس 110

دلشو نداشتم که کیرشو تا به آخر از کیرم بکشه بیرون و از نووارد کونم کنه . این جوری هم از دهن میفتاد وهم در شروع کار دوباره دردم می گرفت .
-چرا بوسه هاتو قطع کردی
 مظفر: آخه توگفتی که ممکنه کبود شه
-آروم تر ..آروم تر .. نازم کن .. منو ببوس .. هر جا که لبات بهش می رسه منو ببوس . خیلی دوست دارم . خوشم میاد لذت می برم . وقتس منو می بوسی حس می کنم کونم نرم میشه .. اون داخل تا ته سوراخ کونم نرم میشه. یه گرمای خاصی به همه جای بدنم می شینه ..
 -کاش اونایی که کون می دادن همه شون مث تو با احساس بودن ..
 -اووووووفففففف .. این احساس در همه هست .. حالا خیلی ها دوست دارن از این احساس فرار کنن . نمی دونم چرا ازاین حس می ترسن فرار می کنن . لذت یه کیر در یه سوراخ .. دستی که روی کون قرار می گیره .. و لذت نگاهی که بهت  لذت میده .. اکثرا وقتی که داری کون میدی پشت به طرفتی ولی حس می کنی که اون با چه لذتی داره به کونت نگاه می کنه داره با بدنت با اون قاچای کونت ور می ره و کیرشو به خاطر کونت شق کرده .. اون نگاهی که به حلقه سوراخ کونت و چین های دور اون داره کلی بهت حال میده .. تو رو داغت می کنه . سر حال و با نشاطت می کنه . من اون شور و هیجانو دوست دارم . مثل حالا . دستاتو به همه جای بدنم بمال . به من لذت بده . بذار حس کنم که دارم طعم شیرین هوسو با تن تو می چشم .. ..
چقدر این لحظات در من اثر گذاشته بود . مظفر خیلی خوش تیپ  بود .. با اون هیکل خوش فرم و توانش مثل جبار خستگی ناپذیر نشون می داد .. در اون لحظات  وقتی که حس می کردم حرکت کیرش توی کونم کند شده یه حرکت دیگه ای به خودم میدادم و کونمو به عقب هدف گرفته و نور چراغ سبزم به کیرشو زیاد تر می کردم .. یک بار دیگه بازی کردن با انگشتان روی کس رو شروع کرده بود ..
-نههههههه نههههههه ... دیوونه یوونه ..
حریص شده بودم . دلم می خواست که تا یه سال دیگه نرم خونه . اون یه هارد سکس رو رو من پیاده کنه . منو بزنه کبودم کنه . از دستش در برم .. ولی کونمو بگیره از دو طرف تا اون جایی که زورش می رسه بازش کنه و محکم طوری بکنه توش و دردم بیاره که  تا مدتها نتونم رو کونم بشینم .. ازش خواستم که از رو برو بکنه توی کونم . طوری که هم سختش نباشه و هم من بتونم راحت تر اونو ببینم .. دلم می خواست اون حالتشو وقتی که با یه دنیا هوس کیرشو گرفته به سمت سوراخ مقدس هوس ببینمش .. ببینم که چه جوری کونم شده دین و دنیای اون ..  با اشتها این کارو کرد .. پاهامو گذاشتم رو شونه هاش .. بدنمو جلو تر کشیده بود .. حتی از نگاهش آتیش می بارید . حریصانه کیرشو به سوراخ کونم فشار داد .. حالا چشای خوشگل مظفر رو می دیدم که چه جوری به کونم خیره شده . اون در این حالت  کونمو از زاویه دیگه ای می دید .. .
-بکنش دیگه . این جوری دوست نداری ؟ .. با این که کمرم درد می گرفت ولی ازش خواستم که بدنمو بالاتر بکشه و فرو کنه توی کونم .  ااز روبرو  با این که کمتر ازاندازه حالت قبلی کرده بود توی کونم ولی می تونستم حالت صورت و چشای خوشگلشو ببینم . . ول کن کس من هم نبود .. چهار تا انگشتشو فرو کرده بود توی دهنم تا اونا رو بمکم و چهار تا انگشت دیگه شو هم کرده بود توی کسم .. فکر کردم که به من قرص خواب داده .. خوشم میومد . دوست نداشتم که از اون حالت خارج شم .. لحظه به لحظه ..میلی به میلی تصور حرکت کیرشوتوی کونم داشتم .. . نگاه می کردم به چشاش که چه جوری باز و بسته میشه . و آتنا چه طور تونسته یک بار دیگه یه مرد دیگه ای رو با کون جادویی خودش افسون کنه .
-دلم می خواد کونتودرسته قورتش بدم .
-اگه می تونی با کیرت قورتش بده . خیلی حال میده .
 مست مستم کرده بود . چیزی که به خوردم نداده بودن ولی حس می کردم که یه داروی بی حسی خوردم . چشامو نمی تونستم باز کنم . اون مرد هر کاری که دوست داشت با من انجام می داد و گذاشتم که این کارو بکنه . واسه لحظاتی حس کردم که یه مایعی توی کونم خالی شده و اون کیرشو از توی کون بیرون کشیده تا دهن باز کردم که بهش بگم چرا کیرت رو کشیدی بیرون و یه بار دیگه اونو بکنش توی کونم , دیدم که دهنم قفل شده و نمی تونم حرفی بزنم . اون کیرشو کرده بود توی دهنم . و منم بی اراده میکش می زدم . در عالم مستی خودم از این نوع حال کردن هم لذت می بردم .  سینه هامو میکش می زد .. بغلم زده بود . حتی انگشت پاهامو توی دهنش حس می کردم .. کیرشو یک بار دیگه فرو کرده بود توی کسم . تا می رفتم جیغ بکشم واسه چند لحظه ای بیهوش می شدم .. دوست داشتم بخوابم .. آخرین چیزایی رو که یادم میومد بوسه هایی بود که سر و صورت و لبامو نوازش می داد .... وقتی چش باز کردم دنیارو دیدم که کاملا برهنه و در آغوشم قرار داره .
-دختر چقدر می خوابی کسری خواب داری ؟ انگار تا قیام قیامت اگه زیر کیر باشی صدات در نمیاد .. هنوزم خوابت میاد ؟
-نه دنیا جون حس می کنم خیلی سبک شدم . دنیای منو ساختی ..
 -حالا تو بیا دنیای منوبساز ..
-مظفر دیشب اونو نساخته ؟ 
-من دوست دارم آتنا جون منو بسازه .. ... ادامه دارد ... نویسنده .... ایرانی