ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 112

-یعنی تو دوست نداری که حال کنی ؟ نمی خوای که از هم لذت ببریم ؟ مردا برن گم شن . هرچی به اونا برسی . عسل خودت رو بدی به اونا کوفتش کنن بازم میرن دنبال زنای دیگه ..
-چرا میگی دنیا ؟! مردای خوب و اقا خیلی زیادن . نمونه اش شوهر من که خیلی دوستم داره و کاری به کارم نداره . بهم اعتماد داره . هوای منو داره . حتی نگفته کجا میری ..چرا میری ؟
-شوهر منم همینه . اونم باهام خوبه . حتی اگه بگم که تا چند روز آفتابی نشه و می خوام با دوستم راحت باشم اون بیچاره حرفی نداره .
-پس مشکلت چیه ..
-مشکل من اینه که همین جبار و مظقر و دو سه تا مردی که باهاشون دوستم و یه سلام علیکی داریم به یکی قانع نیستن .. از پیش من که پا میشن میرن سراغ یه زن دیگه
-چه فاجعه ای ! بیچاره دنیای عزیز ما .. چه دنبایی شده !
-حالا ما رو دست میندازی آتنا ؟
-فدات شم عزیزم . نه فقط همینو می خواستم بگم که مگه خودت به یه نفر قانعی که از اون مردا هم انتظار داشته باشی که به تو قانع باشن . ولی یا این فیلمی که نشون دادی یه جوری شدم . به نظر تو دستای جبار هم می تونه همین حرکتو رو کون من روی کس من داشته باشه و من بتونم تحملش کنم ؟
 -تازه بهت چی گفتم آتنا ؟ وقتی کونت تونست تحمل اون کیر کلفت , اون چوب خشک سفت باطومی رو بکنه معلومه که هر چیز دیگه رو تحمل می کنه . اگرم نتونستی و دیدی داری جر می خوری بهش میگی ادامه نده
-ولی اون جوری آبروم میره . کلاسم میاد پایین . اون رو من حساب باز کرده ..
-می تونه حسابشو ببنده . این قدر به مردا رو نده . بذار اونا کاری کنن که بخوان خودشونو جلوی تو قهرمان نشون بدن .. آدم نیستن که این قدر لی لی به لالاشون می ذاری
-تو که بیشتر هلاکشون بودی دنیا ! ولی من یه جوری شدم ..
 دنیا : چیه عزیز دلت می خوای بکنی توی کونم ؟ هوس کردی ؟ من حرفی ندارم . می تونی دو تا قاچمو بازش کنی پنجه هاتو یه جور مخصوصی بندازی روی کون .. روی دو سمت کون .. البته پنجه ها و انگشتا رو باید در جایی قرار بدی که در یه فاصله مناسب و نزدیک به سوراخ کون قرار داشته باشه . چند بار کونو می گردونی به طوری که یه فشاری هم به دور مقعد و سوراخ کون بیاد و اون جا هم یه حرکتی داشته باشه .. یواش یواش که قلق اومد دستت یه چرخش هایی میدی که حلقه سر سوراخ کون و مقعد جا باز می کنه و اگه این کار پی در پی انجام شده اون فضای خالی سوراخ کون در حالت کشش بزرگ تر به نظر می رسه و می تونی مثل یک چاله ببینیش .. چاله ای که آدم دلش می خواد یه کسی یه چیزی بیفته به دامش .. یه کیری یه دستی ..
 -دنیا چه قشنگ داری کون و هوس های اونو تفسیر می کنی . منو به هوس میاری . حس می کنم دلم می خواد یه چیزی باهام ور بره .. حالا من اون مردا رو از کجا پیدا کنم .  نمی خوام خودمومحتاج اونا نشون بدم ..
 دنیا : حتما یک زن باید به یک مرد کون بده ؟ یه زن نمی تونه به یه زن کون بده ؟  من حق ندارم با کونت حال کنم  -سر شبی هم با هم بودیم .. دنیا جون نکنه دو جنسه باشی و من نمی دونم ..
دنیا : عزیزم عشق من .. چه اشکالی داره که یک زن همسر یک زن دیگه باشه ..
من پشت به دنیا قرار داشته و کون گنده من  به سمت بدنش بود . دنیا کف دستشو گذاشت پشتم ..
 -خوشم میاد باهاش بازی کن ..
دنیا : اگه هیجان بیشتری می خوای بگو ..
 -تو که می دونی من عاشق هیجانم . با این حرفایی که زدی با این فیلمی که نشونم دادی طوری تحریک شدم که نمی تونم جلوی خودمو بگیرم .
حس می کردم که نیاز به یک نمرین و دست گرمی دارم که این دفعه  که احتمالا جبار رو در تهرون دیدم می خوام همین کارو اون جا با هام انجام بده . یک خشونت نرم همراه با لذت .. . و این نیاز به این داره که به اندازه کافی  حشری شده تمام وجود آدم در حشر و هوس بسوزه .. و دنیا این کاررو با تمام وجودش روی من پیاده می کرد . نشون می داد که بی اندازه از بودن با من لذت می بره هم خودش کیف می کنه و هم دوست داره به اندازه کافی منو سر حالم کنه تا از اون راضی باشم . دنیا یه روغنی آورد و اونو به لاپام مالوند . به سوراخ کونم .. حتی دور و بر کونم و روی کونمو هم روغن مالی کرد .. پنجه ها و کف دستشو هم کاملا چرب کرد . با دو تا دستاش کون و کپلمو می مالوند .. داغ شدم ..  هوسو بهم بر گردونده بود . بعدش کف دستشو گذاشت لای پام . روسوراخ کونم . من قمبل کرده بودم و اونم انگشتاشو جمع کرد تا اونا رو فرو کنه توی کونم .. اینو از تماس انگشتا با سوراخ کون حس می کردم . قلبم به شدت می تپید . تا حالا این حالت کلفتو توی کونم حس نکرده بودم ولی چرا چند تا کیر که با هم رفته بود توی کونم می شد یه همچین حسی رو داشت اما  اون می خواست با پنجه هاش با مشتش این کارو کنه .. ناخنای دستشم گرفته بود تا من اذیت نشم .. آروم آروم انگشتا و در واقع دستشو حس می کردم که داره وارد کونم میشه . خوشم میومد ولی یه درد خاصی هم داشتم . با لذت بود ولی هر قدر که انگشتاش در حالت مشت شده جلو تر می رفت درد بیشتری رو حس می کردم .. یه تکونی به خودم دادم که اون متوجه حالت من شد .. نرم و به آرومی دستشو می کشید عقب
-اووووووففففف دنیا چقدر کیف داره .. چند بار اگه به همین صورت رفت و بر گشت داشته باشی من به اوج حال کردن می رسم .. منو بزن .. با کف اون دستت به کونم سیلی بزن ... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی