ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

لبخند سیاه 216

من و زری سرمونو کنار هم قرار داده از پهلو به هم نگاه می کردیم . کون قمبل کرده زری هوس منو که یک زن بود زیاد می کرد چه برسه به  هوس اون پسرا رو
-زری جون فدات شم . هنوزم واسه سر و صدای کیوان ناراحتی .. -هرچی باشه اون هنوزم شوهر منه .
 -خودت رو اسیر و پای بند این مردا نکن ارزششو ندارن . نگاه کن ببین  همون دست کیوانی که می خواست تو رو بمالوندت الان دو تا آقا پسر ترگل و ورگل عین شاخ شمشاد این جان دارن همین کارو برات انجام میدن تازه بی منت با هیجان و هوس بیشتر و تا هر وقت هم که بخوای در خد متتن ..
جاوید در حال مالیدن زری بود و فرزان هم دستاشو روی کون من به حرکت در آورده بود ..
-آخخخخخخ فرزان عزیزم . خوشگل من . مست مستم کردی . چه خوب داری با کون من ور میری .. دیگه حسابی روغنی شدیم ..
 با کف دستش خونو طوری در اون ناحیه و تمام تنم به جریان مینداخت که  یه پارچه آتیش شده بودم و دوست داشتم که دو تایی شون میفتادن بر سرم و یه حال درست و حسابی بهم می دادن .. صورتمو به صورت زری نزدیک کردم ..
 -خوشگل من دختر عموی گل من اصلا فکرشو نکن . ببین  نگاه کن که من چقدر راحت شدم . دیگه هیشکی بالا سرم نیست که بهم بگه چیکار کنم چیکار نکنم . چی می خورم و چی می پوشم و با کی هستم . زندگی و لذت زندگی یعنی همین . یعنی همین لحظات خوش که به آدم آرامش میده ..
فرزان : هر دو تا تون خیلی خوش کونین .. هر طرف کونتون به اندازه یک جفت قاچ عمل می کنه .
 زری : ولی خب چه کنیم که تعداد کیر هایی که این جا هست کمه ..
جاوید : وااااییییی زری جون هم اومد توی خط ..
زری : من خیلی وقته که توی خطم ..
 جاوید : حالا نمیشه یه خورده از خط خارج شی ..
زری : تو باید منو منحرفم کنی ..
رو کردم به فرزان و گفتم آقا فرزان منم دوست دارم که از خط خارج شم ..
 دو تایی شون پس از این که حسابی  پشت و شونه های ما رو مالوندن کیرشونو از همون پشت چکشی یه ضرب فرو کردن توی کس ما . یعنی جاوید کرد توی کس زری و فرزان هم گذاشت توی کس من  .. روغنای دور و بر کس ما هم طوری غلیط شده بود که همراه با حرکات کیر و تماس بدن پسرا با تن ما , حس می کردم مثل یه تابه ای هستیم که روغنای داخلش در حال سوختنه . من و دختر عمو از هوس زیادی از خود بی خود شده و در یک زمان لبامونو به هم نزدیک کردیم تا این جوری فشار هوس و هیجان خودمونو یه جایی خالی کنیم .. آروم آروم لبای اونو میک می زدم و اونم از هوس داشت گازم می گرفت .  دو تا دختر عمو با هوس همومی بوسیدیم .. گاییدن چکشی و تاثیر گذار جاوید و فرزان دو تایی مونو به هیجان آورده بود .
-زری من خیلی خوشم میاد .. نمی دونم چرا خیلی زود دارم ار گاسم میشم .
زری : منم همین حسو دارم ..
 فرزان یه انگشتشو کرده بود توی کون من و از این  حرکتش خیلی خوشم میومد . لذت روی کس منو زیاد ترش می کرد سرمو کمی بالا آوردم و یه نگاهی به پسرا انداختم . جاوید هم داشت همین کارو با زری انجام می داد .
 -زری تو هم خوشت میاد ؟
 -آره .. دوست داشتم  به جای انگشت یه کیر می رفت توی  کونم . حالم خیلی گرفته .. کیوان اعصابمو ریخت به هم .
-یعنی به نظر تو فرزانو هم بفرستم سراغ تو و از پسرا خواهش کنیم دو تایی شون حالتو جا بیارن حل حله ؟ 
زری در حالی که می خندید گفت حل حله .
-فدات شم ..
-من فدات شم فرزانه جون ..
-پس یه دو دقیقه ای صبر کن زری ! من حالا نمی تونم .. .. نزدیکه .. نزدیکه یه جوری داغم که حس می کنم اگه نیمه کاره ولم کنن دیگه  اعصابم خط خطی میشه . می ریزه به هم .. ووووووییییییی نهههههههه اوووووووفففففف کسسسسسم کونم  .. سوختم سوختم .. زری سینه هامو میک بزن .. الان فرزانو میدمش به تو .. زود باش .. زود باش ..
 پی در پی فریاد می کشیدم . زری رو دستپاچه اش کرده بودم . زری هم نوک سینه های منو گذاشت توی دهنش ..
- حالا خوبه وووووییییی ووووویییییی
زری : عزیزم اگه می خوای من به جاوید بگم بیاد کون تو رو بکنه ..
-نه ..نهههههه حس پا شدنو ندارم . همین جوری داره حالم جا میاد ..  
ما رو باش که می خواستیم فرزانو بفرستیم سراغ دختر عمو جونمون ولی اون ایثار گری کرد و جاویدو فرستاد سراغ من که البته اون اومد روبروی من نشست . کیرشو گرفت سمت دهنم و دستشو در جهت مخالف فرزان و کونم .. گذاشت روی کون من و مالوندن و ماساژ شروع کرد ..کیرشو فرو کرد توی دهنم و ساک زدنو هم شروع کردم . تمام نیرو ها با هم جمع شده بودن تا منو به ار گاسم برسونن.... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی