ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زنی عاشق آنال سکس 111

خیلی خسته بودم . نمی دونستم با این دنیا باید چیکار کنم .. فکر کنم ازم انتظار داشت که با اون ور برم . با این که اونم مث من با مردای دیگه حال می کرد و واسه خودش فانتزی هایی داشت ولی از لز بیشتر لذت می برد ..
 -ببینم شوهرت نمیاد ؟
-زنگ زد که یه کاری واسش پیش اومده تا شب نمیاد
 -نکنه یه جای دیگه ای سرش با یه زنی گرمه ..
-اگه این طور باشه که خیلی عالی میشه .
-هیچی خوابیدم ؟
-یه چند ساعتی میشه
-ولی چرا هنوز خوابم میاد
-دوست داری دوباره خوابت کنم ؟ به اون دو تا مردا حق میدم که خیلی سر حال و هیجان زده شده باشن . هیچوقت اونا رو تا این حد خوشحال و سبک ندیده بودم . راستش حالا که این جوری خوابیدی یه استیلی به این کونت دادی که من دلم می خواد دستمو حلقه کنم دور کونت . تو به من حال بدی و من به تو حال بدم . آخ که چی می شد این شوهر کس خل ما یه هفته می رفت به ماموریت .
 -اون وقت من فکر کنم دیگه نمی تونستم برگردم به شهر و دیارم و شوهرم به عنوان فراری یا مفقود باید عکسمو همه جا پخش می کرد .
-حاضرم تمام این بلاها رو به جون بخرم . چه دستبند خوشگلی داری  .. میگم من  به مظفر نگفتم که جبار واست چه هدیه ای گرفته .. ولی این مردا خیلی دوستت دارن .  مظفر چون خیلی خوش تیپه و یه جاذبه خاصی بین خانومای این جا داره که بیشترشون سبزه ان از بیشترشون دستی می گیره تا با هاشون حال کنه ولی ببین اینو داده به من که بدمش به تو ..
مشخص بود که توی پاکت پول گذاشته .  دو میلیون تومن ..  وقتی که رسیدم تهرون باید چه چیزا رو که قایم نمی کردم . معلوم نبود که دنیا از مظفر دیگه چه باجی گرفته که منوواسش جور کرده .. یه جورایی ترس برم داشت . نکنه این زن منو واسه عربای کیر کلفت این دور و برا جور کنه و بفرسته به اون ور آب .. این جوری داره رو مخ من کار می کنه ومنو با مزه پول آشنا می کنه . درسته که  در یک خونواده سرمایه دار و خیلی پولداری بزرگ نشدم ولی این جوری هم نبودم که نیاز های مالی من بر آورده نشه ..
 -دنیا ! مردا بهت حال ندادن ؟
-من با زنا بیشتر حال می کنم . اینو که چند بار بهت گفتم ..
 -حالا اگه من حال نداشته باشم که بهت بدم چی ؟
 -من بهت حال میدم .
 -هر کاری دوست داری بکن ولی من مث مرده متحرکم که تازه حرکتی هم نمی تونم بکنم .
 دراین چند ساعت دو تا غول بیابونی افتادن سرم ..
 -ولی آتنا حسابی شاخ و شونه های اون دو تا غول بیابونی رو شکستی . واسشون کیر و کمر نذاشتی .
-ولی هنوز نرفته صحبت از این می کردن که دفعه بعد کی می تونیم بیاییم و باهات حال کنیم . مظفر اول طوری حرف می زد که انگاری من خونه و زندگی نداشته اومدم همین جا بمونم .
 -بذار هر چی که می خواد بگه ... آتنا عزیزم . عشق من . من می خوام باهات حال کنم . کف دستشو مرتب می زد به کونم .. خوشم میومد ..
 -چی می بینی خانومی ..
-وقتی می تکونمش  یه جوری می لرزه که تمام تنمو می لرزونه .. خیلی دوست داشتم یه کونی مث کون تو می داشتم . یه آینه نیم متردر نیم متر آورد نزدیک کونم و ازم خواست که یه پهلو کرده کونمو درش ببینم ..
-نگاه کن آتنا .. قوس قشنگ کونتو ببین .. بعد این کون یه برجستگی خوشگلی داره که با قسمت بالای رون پات یه فاصله ای داره که انگاری کونت رو از رونت مجزا می کنه .. طول کونت هم فوق العاده بوده با عرص کون یه هارمونی خاصی داره .. انگارکه از این بهتر نمی شد و نمیشه .. وووووویییییی
-بگو حالا چیکار کنم من 
دنیا : همین جوری بخواب . منم دوست دارم پیش تو بخوابم .
-خوابم میاد خانومی ... نکنه شوهرت بیاد ...
- نه ولش کن .. من خودم حالا زن دارم و زن من تو هستی ...
 انگشتشو گذاشت روی سوراخ کونم ... همون جایی که یه حس درد خفیفی آزارم می داد .. ولی آروم آروم با دور حلقه اش بازی کرد .. لباشوبه نوبت  گذاشت رو هر یک از قاچای کونم و درست و حسابی با هاشون ور رفت . بعد قاچای کونمو به دو طرف باز  کرد ..
-آخ جون فداش بشم .. قربونش برم ..
-دنیا عزیزم من اگه چیزی نمیگم خسته ام و می خوام بخوابم ...
- باشه عزیز  .
 از کنار دستش یه ریموت کنترلو بر داشت و تلویزیونو روشن کرد . با چشایی خمار و خواب آلود داشتم به اون فیلم سکسی نگاه می کردم . دو تا زنو در حال لز نشون می داد . یکی از اونا  تقریبا سن بالا بوده با یه کون گنده و یکی دیگه هم جوون تر بود . اون که سنش کمتر بودتا اون جایی که می تونست کون اون زن مسن رو به دو طرف بازش کرد اول دستشو فرو کرد توی کس اون زن ..مچ دست کاملا رفته بود توی کس و نا مشخص بود ..یه قسمتی از ساعدشو هم کرده بود توی کس .. و دستشو به سرعت حرکت داده و می فرستاد داخل و می کشید بیرون .. زن مسن به شدت جیغ می شد .. دست که از کس اومد بیرون .. اون دختر این بار پنج تا انگشتشو  گلوله کرد و آروم آروم اونو فرو کرد توی سوراخ کون اون زن ... زن جیغ می کشید و نشون می داد که همراه با این فریاد به شدت لذت می بره . دختر که دستشو از کون در آورد دو طرف  قاچ کون اون زنو محکم به کناره ها طوری کشید که سوراخ کونش به شکل یک گودی و چاله مشخص شد ..
 دنیا : می بینی آتنا ؟ یه وقتی فکر نکنی این زن خیلی گون گشاده ها ؟ ! اون داره حال می کنه .. عادت کرده . درد رو با لذت قاطی می کنه .. اینو هم فکر نکن که اون زن یه قدرت عجیبی داره که تونداری . تو وقتی کیر جبار به اون عظمتو جواب دادی اگه این دختر تا آرنج هم دستشو توی کست فرو کنه می تونی تحمل کنی و حتی اگه مچ دستشو بکنه توی کونت خیلی راحت جواب میدی .. همینم باعث میشه یواش یواش مقاومتت زیاد تر شه ...
-دنیا تو اینا رو واسه خودت میگی که باهام حال کنی ؟ .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی