ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

زن نامرئی 243

بازم یه حس آشنایی دیگه با کیر . چه میانه خوبی با اون داشتم . یه حس تنوع دیگه یه لذت دیگه . بین من و کیر یه پیوندی بسته شده بود که فرقی نمی کرد چه کیری باشه . فقط یه چیزی نرم و گرم و داغ و گوشتی باید توی کسم ول می خورد . آخ که ما زنا چه چیزای نرم و گرمی رو می تونیم توی کسمون بکنیم . سعید شوهر خیالی من هم از جاش بر خاسته و داشت یه حال درست و حسابی به مونا می داد ..  دو تایی شون هیجان زده بودند . سعید دست گذاشت زیر سینه های مونا و اونا رو داد رو به بالا  مونا هم از هوس در حال زبون زدن به سینه هاش بود .. مهران هم خودشو رو بدن من  حرکت می داد و طوری می گردوند که کیرش در یه حالت  دایره ای توی کسم می گشت و حس می کردم که داره آتیش پخش می کنه .. -سعید جون فدات شم .. می بینی زنت نادیا چه جوری داره کیف می کنه ؟
مونا : مهران جون این جوری خیلی حال میده نه ؟ آقا سعید حرف نداره .. اووووووفففففف بکن آقا سعید بکن .. این دفعه نوبت ماست که از شما دعوت کنیم که تشریف بیارین ..
با خودم گفتم  خیلی کم پیش بیاد که نادیا حوصله کنه  از یه سوراخ دوبار گزیده شه .. ظاهرا  مهران دید که اگه چیزی نگه از قافله عقب می مونه . ولی راستشو هم می گفت
 -مونا عزیزم .. اگه بدونی نادیا چه کونی داره . چه اندامی داره . اصلا سیر نمیشم . هرچی با هاش ور میرم و حال می کنم  براق تر و هوس انگیز تر میشه . مونا ازش نسخه بگیر واسه پیچیدن کونت ..
اینو که گفت خودشم کلی خندید .. من و سعید هم خندیدیم . مونا بهش بر خورده بود .
 مونا : سعید جون کون من چه اشکالی داره ؟! یعنی تو الان با کون من حال نمی کنی ؟ این مردای نمک نشناس واقعا اگه تا آرنجت عسل کنی فرو کنی توی دهنشون میگن کجا بود .. یعنی راستی راستی من کونم خیلی ضعف داره ؟
 سعید : کی میگه عزیزم . مونا خوشگله من . مهران خان ! دلت میاد زن به این خوشگلی رو ناراحت کنی ؟ من که  دارم کلی با کونش حال می کنم ..
مونا حرفشو دوباره تکرار کرد . دوست داشت بازم سعید ازش تعریف کنه ..
 مونا : آقا سعید واسه چی باید  مهران این جوری بگه ..
-مونا جون بذار حال کنیم .. کسم تازه رفته به کیر شوهرت عادت کنه ..
 مونا : سعید جون جواب منو بده ..
 سعید : به گوش باشین بچه ها که هر کونی یه بویی داره ...
اینو که گفت این دفعه چهار تایی مون خندیدیم .. صدای بر خورد کیر و کون که  از مرز کس رد شده و اون جا رو شلوغش کرده بود به گوش می رسید . من ترجیح می دادم به همون صورت بمونم و مهران همین جور از پشت بکنه توی کونم .. مونا هم ظاهرا یه گوشه چشمی به من داشت .
 مونا : سعید جون کیرت خیلی تیزه .. فوری اثر می کنه ..
 -مونا جون .. من که دارم با کیر شوهرت حال می کنم و خیلی بهتر از کیر سعید داره به من حال میده ..
خوشم میومد  که مونا رو به حرف می آوردم ولی حالا دوست داشتم که کمی آروم بگیرم . کف دستشوگذاشته بود پس گردنم و طوری منو مالشم می داد که حس می کردم خستگی از تمام تنم داره در میره و یه هوس داغ به جاش می شینه .
-مهران جون یه جوری میشم که داری این جوری منو می کنی .. من می خوام می خوام ..
قسمت پشت منو از گردن تا به باسن به قبضه خودش در آورده بود .
 مهران : سعید نگاه کن زنت نادیا  چه حالی داره می کنه .. همه اینا فقط با کیر مهران ممکنه ..
سعید : حالا این قدر مغرور نشو .. این جا من و دو تو حالا دو تا زن داریم و زنامون هم دو تا شوهر دارن .
 سعید از این که بالاخره به مونا رسیده خیلی هیجان زده بود .. تازه منم که زنش نبودم و سر مهران شیره مالیده بود .  طوری مهران رو حشریش کرده بودم که اون  انگشتشو فرو می کرد توی کونم و بعد اونو بیرون می کشید و نشونم می داد و صورتشو جلوی صورت من گرفته انگشتشو فرو می کرد توی دهنش ..   من و مونا حالا در وضعیتی قرار گرفته که تنمون کنار هم قرار داشت و  مثل دو خط موازی کنار هم بودیم با کمتر از یک متر فاصله و اونم خیلی راحت می تونست منو ببینه  . ظاهر دیده بود که مهران توکون من انگشت کرده و گذاشته دهنش .. مونا : مهران ! مرغ همسایه غاز شده ؟ کوفتت می گیره خونه از این کارا بکنی ؟
 سعید : چی شده مونا جون خودم از این کارا برات می کنم . مهران چیکار می کنه ؟
سعید سرشو به سمت ما گرفت و دید که چه جوری انگشت مهران میره توی کونم و بعدش اونو میک می زنه .. سعید : اینو میگی ؟ این که چیزی نیست مونا جون . یه خورده یه پهلو کن .. من که سوراخ کون زنمو ندیدم که چه جوری مهران جون انگشت فرو می کنه توش  اون حالا می تونه  سوراخ کون زن خودشو ببینه که من چه جوری توش انگشت فرو می کنم ..
مهران : داداش سعید .. شرمنده ایم که نتونستی خوب ببینی  این کیرم که رفته توی کس زنت مزاحم شده و نمی ذاره . .... ادامه دارد ... نویسنده ... ایرانی