ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

خانواده خوش خیال 58

فیروزه به شدت لذت می برد .. از کیر عرفان که داخل کون و مقعدشو خیس کرده بود  و اون جنبش کیر رو داخل کونش به خوبی حس کرده  ازش لذت می برد . دوست داشت این حرکت همچنان ادامه داشته  اون بیشتر و بیشتر کیر و وجود اونو توی کونش احساس کنه و لذت ببره .. ولی بالاخره عرفان کیرشو از کون مادرش بیرون کشید و همزمان با اون آب به دور و بر پاهای فیروزه ریخت . زن با لذت و هیجان  این آبو به طرف بالا هدایت کرده روی کسش پخش می کرد .. یه نگاه به صورت عرفان ویه نگاه به کیرش انداخت . پسر طوری نگاش می کرد که مادر حس کرد که یه چیزی ازش می خواد . وقتی که بچه بود با این نگاههاش یه شکلات و آب نبات چوبی ازش می خواست . اما نگاههای فعلی اون نشون دهنده این بود که حالا می خواد جبران اون روز ها رو کرده و حالا اون باشه که به مادرش آب نبات چوبی میده . یا یک بستنی قیفی که البته فعلا بستنی روی اون کم بود . یه مقدار از منی عرفان که توی کیرش جا مونده بود زد بیرون .. فیروزه دهنشو به سمت کیر پسرش برد ..  باید با لذت ساکش بزنم نشونش بدم که خیلی خوشم اومده  . وقتی فیروزه نیمی از کیر عرفانو گذاشت توی دهنش عرفان یه فشار بیشتری به کیرش آورد تا اونو بیشتر توی دهن مادرش جا بده .. یه لحظه زن دچار نفس تنگی و سرفه شده بود ولی هر جوری بود اون کیرو توی دهنش تحمل کرد . حس کرد یه مایع لغزنده ای توی دهنش خالی شده . دقایقی بعد مادر و پسر  در آغوش هم به خواب رفته بودند . وقتی فیروزه چشاشو باز کرد هنوز صبح نشده همه جا تاریک بود . اتاق نیمه روشن بود . انگار مادر و پسر از آغوش هم جدا شده بودند . پسر به خواب سنگینی رفته بود .. فیروزه یه نگاهی به خودش انداخت و یه نگاه به عرفان و به اون چه که در این چند روزه بر سرش اومده بود فکر می کرد  به  وقتی که رفته بود به خونه خوش خیال وسامان با هاش ور رفته هیجان زده اش کرده بود. به زمانی که برای عرفان عشوه گری می کرد و همه جا اونو تحت نظر داشت . به حسادتش فکر می کرد که نمی تونست اونوبا زنای خونه همسایه ببینه در حالی که خودش تمایل زیادی داشت که با مردای دیگه اون خونه به خصوص سامان باشه که اون روز فقط یه حال نصف و نیمه ای با اون کرده بود . هنوز هر دوشون کاملا بر هنه بودن . دوست داشت بازم عرفان اونو لمس کنه . بدنشو ببوسه . نازش کنه . لباشو ببوسه . و با کیرش به اون هیجان بده .. دستشو کشید روی کسش .. آخخخخخخ این چه هوسیه که من دارم . چرا بازم که دستمو می ذارم روی کسم زود خیس می کنم . درست مثل این می مونه که این من نبودم که چند ساعت پیش با عرفان بودم . یه نگاهی به کیر عرفان انداخت .. کاش بیدار بود و الان میومد به کمک من . به من حال می داد . چقدر امشب حشری هستم . تا وقتی که اون منو نکرده بود و نمی دونستم که لذتش  در میانسالی تا چه حدیه این قدر خیالم نبود ولی حالا بازم می خوام . حالا که مزه شو گرفتم بازم می خوام . لباشو گذاشت روی کیر عرفان . دوست داشت اونو لیس بزنه . ساکش بزنه .. کیرشو بخوره .. دلش نمیومد عرفانو بیدارش کنه . حس می کرد که پسرش باید رفع خستگی کنه .. ولی جواب کسشو چی می داد . به هوسش چی می گفت .. به سینه های درشتش .. که تصور کیر عرفان و این که بازم داره با اشتها اونو می کنه نوکشونوتیز کرده بود . زبونشو خیلی آروم روی کیر عرفان می کشید .. قلبش به شدت می تپید . این موش و گربه بازیها هیجان اونو زیاد تر کرده بود . با این که اون و عرفان به اندازه کافی سکس کرده تابوی بین اونا شکسته شده بود ولی بازم احساس خجالت می کرد از این که عرفان حس کنه که مادرش بازم هوس داره .. نیاز داره .. شاید اون ندونه یک زن چه حسی داره وقتی که به این درجه از نیاز می رسه .. انگار یه پرده ای از شرم و اوج هوس جلو چشاشو می گیره و نمی دونه که خودشو تسلیم کدومشون کنه . از اون طرف عرفان آروم آروم با این زبون زدنای مادرش داشت بیدار می شد . اولش احساس آدمی رو داشت که داره خواب می بینه .. یه لحظه چشاشو باز کرد .. مادرشو دید که داره کیرشو ساک می زنه . خیلی آروم زبون زدن مادر و حرکات کند لبش نشون می داد که اون داره کاری می کنه که عرفان متوجه نشه که مامانش داره با اون حال می کنه .. ولی کیر عرفان شق شده بود کاملا شق و صاف . لحظه به لحظه هیجان هر دو تا شون بیشتر می شد . کیر عرفان خیلی تیز و سر حال نشون می داد . فیروزه با کف دستش خیلی آروم روی کسش کشید . اصلا توجهی به این نکرده بود که وقتی کیر عرفان شق شده  یعنی اون دیگه بیداره .. تصمیم گرفت که با اون کیر بازی کنه و بمالونه به کسش .. طوری رو عرفان سوار شد که بهش فشار نیاره .. در عوض کسشو خیلی آروم به کیر عرفان می مالوند . پسر که بیدار شده ولی چشاش بسته بود و حالا در یه حالت طاقباز قرار داشت  از این کار مامانش لذت زیادی می برد .. کیر کاملا شق و تیز و کلفت و دراز شده بود . فیروزه همچنان خودشو به کیر عرفان مماس کرده و وسط کس و بین دو لبه اونو رو سر کیر عرفان حرکت می داد .... ادامه دارد .. نویسنده ... ایرانی 

2 نظرات:

دلفین گفت...

داداش عالی دمت گرم

ایرانی گفت...

سلام بر دلفین نازنین .. دستت درد نکنه ... پاینده باشی ... ایرانی