ابزار وبمستر

ابزار وبمستر

پسران طلایی 128

سینا از تمنا عذر خواست و گفت یه کاری با کامی جون دارم یه سوال خاصه که اگه  تمنا خانوم اجازه می فر مایند من برم اون کارو انجام بدم و بر گردم ..
تمنا : خواهش می کنم آقا سینا اگه کاری هست که از دست من بر میاد من انجامش بدم یا اگه چیزی خواستید .
کامی : عزیزم فکر کنم سینا جون برای تجدید قوا می خوان یه شربت عسل میل بفر مایند .
 تمنا : خب واسه همه درست کن .. 
خلاصه سینا وقتی که با کامی خلوت کرد گفت..
 -ببخشید کامران خان جسارته . هدف ما این بود که شما دو تا نسبت به هم اون شور و حالی روکه لازمه یک رابطه داغه و بتونه اساس خانواده شما رو حفظ کنه پیدا کنین . حالا در حرکت بعدی تو می کنی توی کس زنت و منم می کنم توی کونش . باید احساس خودت رو بیان کنی . تو به اندازه کافی از این که من زنتو کردم لذت بردی و تحریک شدی . ولی میزان لذت بردنت بیشتر از تحریک شدنت بود . ای کاش بیشتر تحریک می شدی .. ولی عیبی نداره . حالا هم می تونی خودت رو به همسرت ثابت کنی  . وقتی که داری اونو می کنی بگو که داری کیف می کنی . از اندامهای هوس انگیز تنش بگو . از سینه هاش.. از کسش .. از چشای قشنگش .. آفرین مرد .. حتی اگه اون لحظه حسشو نداری که این حرفا رو بزنی خودت رو وادار کن که بیانش کنی . با این کار اونو هم به هیجان میاری طوری که  برات حرفای قشنگ و هوس انگیز می زنه و دو تایی تون ازسکس و از زندگی لذت می برین . حالا چند تا شربت درست کن و پنج دقیقه دیگه بیار . یه وقتی جسارت نشه و فکر کنین که دارم دستور میدم .  با اجازه داداش کامران من دوست دارم یه چند دقیقه ای بدن زنتو یه چکابی بکنم و شاید اون دوست داشته باشه در این حالت تنها باشیم . سینا خودشم نفهمید که چی گفته  و همین که شوهره رو فرستاد تا یه چند دقیقه ای سرش گرم بشه براش غنیمت بود . همون حرفا رو اومد و برای تمنا تکرار کرد ..
-اووووووفففففف سینا جون فدای تو .. من دارم از سکس با تو لذت می برم . حال می کنم . خود کامران هم خوشش میاد که تو به من حال میدی . احساس می کنم که  اگه تمام لذتهای عمرم از سکسو تا دیروز به یه طرف بذاری لذت امروزمو به  یه طرف  دیگه ترازو .. بار امروز,  لذت امروز من خیلی سنگین تر باشه
-ولی تمنا جون هدف امروز ما رو فراموش نکن که برای چی اومدیم این جا .
 خلاصه هم زن و هم مرد بدون این که بدونن سینا چی به طرف مقابلشون گفته آماده برای شروع یه هماغوشی و عملیات سکس سه نفره شدن . کامی رفت زیر بدن زنش دراز کشید .. سینا هم کون زن رو هدف گرفته اماده شلیک بود .. ولی دیگه در استفاده از کرم و چرب کردن اون کون خست نکرد وتا می تونست کون اون زن و کیر خودشو چرب کرد  .کامی : سینا جون کس تمنا خشکه .. اگه از همون پشت دستت رو بکشی روی کسش و بهش حال بدی شاید خیس کرد و کیر من راحت تر رفت توی کسش .. اون با تو خیلی حال می کنه . تحریکش کن ..
 سینا حس کرد که واقعا این شوهر به نهایت کس خلی رسیده و دیگه باید از دانشگاهش فارغ التحصیل شه . تمنا هم  که از تماس دست سینا با کسش حسابی سر حال شده بود . سینا دستشو ول کرد و گفت کامی جون حالا وقتشه .. خودشم که به اندازه کافی کون تمنا رو چربش کرده بود کیرشو به سوراخ کون زن فشار داد . کامی کیرشو فرو کرد توی کس ..
-سینا جون میشه گفت تمنا کونش فابریکه وشاید خیلی دردش بگیره ..
تمنا : بس کن کامی .. من که بچه سوسول نیستم . دارم حال می کنم .
 ولی سینا حس کرد که زن کمی دردش گرفته .. کامی به چهره زنش خیره شده بود . دوست داشت اون حالتو ببینه . وقتی که کیر سینا میره توی کون زنش .  چطور میشه یه زن به کسی که علاقه داره کون بده و درد رو با تمام وجودش پذیرا شه . ولی اون حالا داشت تصور می کرد کیری رو که رفته توی کون زنش و حرکتی رو که روی اون سوراخ انجام می داد . یادش اومد که سینا چی بهش گفته .. تمنا هم می دونست که باید نشون بده که داره از کامی لذت می بره . با این حال سختش بود که جلو سینا این حرفا رو بزنه . نه این که از محبت کردن به شوهرش پیش اون پسر خجالت بکشه .. چون اون دوست داشت که حس و هیجان خودشو بیان کنه .. کامی هم داشت به این فکر می کرد  اگه اون و تمنا با هم تنها باشن چه حس و هیجانی می تونه نسبت به همسرش داشته باشه .. زن وجود دو تا کیرو در بدنش حس می کرد .. آخخخخخخخ  که چه لذتی داشت . یک کیر کلفت ودراز رفته بود توی کونش و یه کیر معمولی هم داشت کسشومی کرد .
کامی : عزیزم عشق من .. خیلی هاتی ..  هنوزم کست تنگه . سینه هات قشنگه . دوستت دارم .
 تمنا : فدایی اون کبر کلفتتم که وقتی بهش فکر می کنم آتیشم میده . دلم می خواد همیشه همرام باشه تا هر وقت دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم  اونو فرو کنم توی کسم .. کامی : صورتت رو بچسبون به صورتم . می خوام اون لبای خوشگلت رو ببوسم ..
و زن به این فکر می کرد که سینا چه جوری داره به کونش حال میده .. آیا این پسر می تونه اون جوری که خودش دوست داره وتمنا هم می پسنده از کون کردن لذت ببره ؟ زن و شوهر شروع کردن به بوسیدن هم . بالاخره لباشون به هم چسبید . سینا  یه نگاش به کون تمنا بود و یه نگاش به کس  تا ببینه عکس العمل زن چه طوره . اندازه خیسی و پس ریزی هوس اون به چه تر تیبیه .. یه قسمتی از بالای کس تمنا رو که کیر شوهرش باهاش تماسی نداشت با انگشتاش لمس می کرد و به سرعت باهاش بازی می کرد . زن احساس لذت فوق العاده ای کرد ..
 سینا : تمنا جون می بینی کامی چه حالی میده ؟
-آره آره اوووووفففففف کامی جون منو بکن .. کیرت حرف نداره .. و زن می دونست که سینا این حرفو زده تا اونا بازم تشویق و تحریک شن .... ادامه دارد .... نویسنده .... ایرانی